مهمانی عصرانه در جنگل
معرفی کتاب
در یک روز برفی"کیکو" از خانه خارج می شود تا کیکی را به مادربزگش برساند. کیکو به دنبال قدمهای پدرش راه می افتد و درست زمانی که فکر می کند به خانه مادربزرگش رسیده، درمی یابد جای پاها متعلق به یک خرس بزرگ است که کیکو به دنبال او راه می رفته است. او متعجب می شود و گوسفندی را می بیند که پشت همان در ایستاده است. حیوانات دیگری از راه می رسند و کیکو به مهمانی بعد از ظهر در خانه خرس فراخوانده می شود. بعد از مهمانی حیوانات به کیکو کمک می کنند که به خانه مادر بزرگش برسد.
ویرجینیا گرگ میشود
معرفی کتاب
خواهر" ویرجینیا" یک روز مثل یک گرگ از خواب بیدار می شود و زوزه می کشد. غرغر می کند و همه را فراری می دهد.هی به ویرجینیا دستور می دهد و اوضاع خانه را به هم می ریزد.خواهر ویرجینیا دوست دارد به جایی برود که کیکهای خامه ای، گل و درخت داشته باشد. ویرجینیا با استفاده از نقاشی سعی می کند دنیای مورد علاقه خواهرش را در نقاشی خلق کند. پس این گونه حال خواهرش بهتر می شود.
اژدهابازی
معرفی کتاب
بچهاژدها سؤالهای زیادی دارد، مثل «من کی هستم؟»، «من چی هستم؟» و... . بچهاژدها این سوالها را از پدر و مادرش میپرسد؛ ولی جواب آنها بچهاژدها را قانع نمیکند. او به دنبال پاسخِ پرسشهایش حتی تا غار پدرِ پدرِ پدربزرگش هم میرود؛ اما با پاسخ پدربزرگ نیز راضی نمیشود. بچهاژدها به غار کتابها میرود و... .