آرزوهای بزرگ
معرفی کتاب
«قصههای کلاسیک» برداشتی جدید ولی وفادار از کتابهای ماندگار هستند که با نگاهی تازه، مخاطب امروز را نیز جذب خواهد کرد و با تصویرگری هنرمندانه، رنگارنگ و تازهای که دارند، داستان را دوباره به مخاطب معرفی میکند و قوهی تخیلش را تقویت میکند. در داستان «آرزوهای بزرگ» پسرک یتیمی به نام پیپ است که در انگلستان قرن هجدهم، با عشق، نفرت، ثروت، هویت و طبقهی اجتماعی خودش کلنجار میرود و بهنوعی کتاب از وضعیت اجتماعی و انسانی آن دوران گزارشی داستانوار روایت میکند.
آنه شرلی
معرفی کتاب
«قصههای کلاسیک» برداشتی جدید ولی وفادار از کتابهای ماندگار هستند که با نگاهی تازه، مخاطب امروز را نیز جذب خواهد کرد و با تصویرگری هنرمندانه، رنگارنگ و تازهای که دارند، داستان را دوباره به مخاطب معرفی میکند و قوهی تخیلش را تقویت میکند. در داستان «آنه شرلی» نویسنده به کودکان میآموزد در برابر سختیها مقاومت کنند، مثل آنه بکوشند، درس بخوانند و به کسانی که دوستشان دارند احترام بگذارند.
سیندرلا، دختری که سرنوشتش را خودش نوشت
معرفی کتاب
«سیندرلا، دختری که سرنوشتش را خودش نوشت»؛ عنوان کتاب بهتنهایی کافی است تا بفهمیم با داستان قدیمی سیندرلا سروکار نداریم؛ سیندرلا بهجای اینکه منتظر بماند شاهزاده نجاتش دهد، به توانمندیهای خودش اتکا میکند و میفهمد اگر با خودش روراست باشد و برای باورهایش بجنگد، میتواند حتی سرنوشتش را هم عوض کند. نویسنده با درهمآمیزی درونمایههایی نظیر مهرورزی، استقلال و تابآوری روایت تازهای از قصهی سیندرلا را برای کودکان ارائه میدهد و تشویق میکند الگوهای کلیشهایشان را به پرسش بگیرند و قدرت و عاملیت درون خودشان را کشف کنند.
اگر میشد من را ببینی
معرفی کتاب
کتاب «اگر میشد من را ببینی» از مجموعهی چاباموچی، سرگذشت دختری بااستعداد به نام آلیس سان است که بهخاطر قطعشدن بورسیه و سطح مالی پایین خانوادهاش، مجبور است از مدرسهی بینالمللیاش که خیلی دوستش دارد برود تا اینکه متوجه میشود قدرتی ماورائی پیدا کرده است و میتواند نامرئی شود... واقعاً نامرئی شود! این قدرت باعث میشود درسش را تمام کند؟ !...
پرواز ریحانه
معرفی کتاب
کتاب «پرواز ریحانه» با هدف آشنایی کودکان با قهرمان بزرگ کشورمان، حاج قاسم سلیمانی و ریحانه سلطانینژاد، دختر کاپشن صورتی یکی از شهدای حادثه تروریستی کرمان نوشته شده است. این داستان به زبان ساده و قابل فهم برای کودکان نوشته شده است و تصویرگریهای رنگی و زیبا، بر جذابیت کتاب افزوده و به درک بهتر داستان کمک میکند.
کتانیهای کوکام
معرفی کتاب
امتحانات جبرانی نزدیک است و «عباس» که همیشه از زیر بار خواندن درس فرار کرده، اینبار هم سر قرار حاضر نمیشود. «مهران» که از روستای بالاتر آمده تا در خرماچینی «عماد» را همراهی کند و به عباس در درسهایش کمک کند، از نیامدن او شاکی میشود. قرار میگذارند حسابی از خجالتش دربیایند که باخبر میشوند به روستای مهران که در مرز قرار دارد، حمله شده است. حالا چند نوجوان، بدون وسیلهی درستوحسابی باید خودشان را به روستا برسانند تا مهران بتواند مادرش، «بیبی» و خواهرش «مریم» را از معرکه نجات دهد. این داستان پر از ماجراهای جذاب و هیجانانگیز است که مفاهیمی همچون اتحاد و همبستگی را به خوانندگان معرفی میکند. شخصیتهای این داستان در مقابل مشکلاتی که در پیش دارند، پایداری و ایثار به خرج میدهند.
پلههایی برای بالا رفتن
معرفی کتاب
مجموعهی حاضر با استفاده از داستانهای هدفمند در تلاش است که ساحتهای ششگانهی تربیت و موضوعاتی چون نعمتهای خداوند، آشنایی با مشاغل و کارآفرینی، همکاری و مسئولیتپذیری، رعایت بهداشت محیط زیست و زیبایی خلقت و ... را به دانشآموزان آموزش بدهد. داستان این کتاب بر محور معرفی شخص خانم (توران میرهادی) میچرخد. خانم توران میرهادی علیرغم تمام سختیها و مشکلاتی که در زندگیشان داشتند، با اقدامات شایسته و تأثیرگذارشان به یکی از شخصیتهای برجستهی اجتماعی بدل شدهاند. دانشآموزان با خواندن این داستان ضمن درک ساحت اجتماعی، سیاسی با یکی از شخصیتهای برجسته و اثرگذار آشنا میشوند.
از لژیون دونور تا لژیون ننر
معرفی کتاب
مجموعهی حاضر با استفاده از داستانهای هدفمند در تلاش است که ساحتهای ششگانهی تربیت و موضوعاتی چون نعمتهای خداوند، آشنایی با مشاغل و کارآفرینی، همکاری و مسئولیتپذیری، رعایت بهداشت محیط زیست و زیبایی خلقت و ... را به دانشآموزان آموزش بدهد. داستان این جلد در حیاط یک مدرسه میگذرد. بچهها آن روز یک مهمان ویژه داشتند، یک خانم دکتر که میخواست دربارهی (دکتر محمد قریب) با بچهها حرف بزند. دانشآموزان با خواندن این داستان ضمن درک ساحت اجتماعی، سیاسی با یکی از شخصیتهای برجسته و اثرگذار آشنا میشوند.
زندگی را آفتابی میکنم
معرفی کتاب
رایان هارت عاشق وقتگذرونی با دوستهایش است. عاشق این که غذاهای جدید ابداع کند و به مدرسه ببرد. شرایط زندگی برای خانواده رایان سخت میشود و پدر مجبور از کار جدیدی با درآمد کم پیدا کند و همین باعث تغییراتی در زندگی آنان میشود، مثل فروختن ماشین و اسبابکشی به یک خانهی جدیدِ قدیمی. اما رایان دختری هست که میداند چطوری در تاریکی، آفتاب درست کند. چون بلد است که چیزهای خوب رو ببیند. حتی وقتی شرایط اصلاً باب میلش نیست، برادرش روی اعصابش است، مامان و بابا درکش نمیکنند و دستور غذاهایش خوب از آب درنمییاید و وقتی اتفاقهای غیرمنتظرهای میافتند و پاک غافلگیر میشود، باز هم میتواند با فکر و هوش خودش و به کمک آفتابِ تابان، راهی به جلو پیدا کند...
مگی شوریده
معرفی کتاب
جفری لایونل مَگی یتیم بیخانمان، بعد از فرار از شهرش به شهری جدید میرسد. شهری دوپاره: پارهای محل زندگی سیاهپوستان و پارهای محل زندگی سفیدپوستان. مگی کاری جز دویدن و فرار کردن بلد نیست و در نظر اهالی آدمی عجیب و افسانهای است. مگی شوریده با اینکه سفیدپوست است، در منطقهای سیاهپوستنشین اقامت میکند و زندگی خودش و دیگران را پر میکند از حادثههای عجیب و غریب. در کتاب میخوانیم: «میگویند مگی شوریده در یک زاغه به دنیا آمده. میگویند معدهاش از جعبهی غلات و قلبش از فنر مبل بوده. میگویند او یک سوسک بیست سانتیمتری را با قلاده نگه میداشته و وقتی خواب بوده موشها بالای سرش نگهبانی میدادند. میگویند اگر میدانستی که دارد میآید و روی زمین نمک میپاشیدی و او روی آن میدوید، دو سه مجتمع دورتر، راه رفتنش به آهستگی بقیهی مردم میشد. میگویند…کدام واقعیت است، کدام افسانه؟ فهمیدنش سخت است.»