Skip to main content

حدیث زندگی

معرفی کتاب
حدیث حوزه‌های گوناگون و متنوعی را دربرمی‏‌گیرد و درباره مسائل مختلفی با ما سخن می‎گوید. یکی از مهم‌ترین این موضوعات، سبک زندگی و رفتارهای درست در صحنه‌های گوناگون زندگی است. حدیث در این زمینه نکات بسیاری را به ما می‎آموزد. کتاب حاضر شیوه نویی را در عرضه احادیث به کار گرفته و مصادیق عینی احادیث را توضیح داده است. این کتاب حاوی دویست حدیث است. در هر صفحه، داستان کوتاهی برای هر حدیث آورده شده است. «باتقواترین مردم کسی است که حق را بگوید، چه به سودش باشد، چه به زیانش»، «به صورت حیوانات نزنید؛ زیرا آن‌ها حمد و تسبیح خدا را می‏‌گویند» و «خوشرویی کینه را می‌‏برد»، ازجمله این احادیث است.

ماهتینار

معرفی کتاب
در این کتاب، داستان دخترک جنگنده و ماجراجویی به نام «ماهتینار» روایت می‌شود که سفری طولانی را آغاز می‎کند. ماهتینار دختری ریزه‌میزه است که پس از مرگ مادربزرگش، «مامی‌ریزه»، برخلاف عقیده دیگران شجاعانه با مشکلاتش روبه‌رو می‎شود تا بتواند صندوقچه خانوادگی‌شان را به آن سوی اقیانوس برساند. این داستان، تلفیقی از افسانه‌ها و ادبیات فانتزی است که به توانایی‌های دختران در حل مسائل، مدیریت بحران و تعاملات اجتماعی اشاره می‎کند.

اپوش دیو

معرفی کتاب
«اپوش دیو» که خیلی بزرگ و سیاه و ترسناک بود، در کوچه‌ها ابر می‎فروخت. ابرهای بزرگ و کوچک، آبدار و بی‌آب. «نرگسی» تمام پول‌هایش را به اپوش داد و یک ابر خرگوشی خرید. در کوچه بعدی، «سهرابی» ابر خرسی گرفت و در کوچه بعد، «مریمی» ابر هاپ‌هاپی و... . حالا دیگر اپوش دیو هیچ ابری ندارد. بچه‎ها ابرهایشان را مثل هوا، قاصدک، پَر و... به آسمان فرستادند و ناگهان... .

جوجه‌ بیست‌و‌دو روزه

معرفی کتاب
جوجه ماشینی از تخم بیرون می‎آید و سلام می‏‌کند. ماشین جوجه‎کشی جوابش را می‏‌دهد و جوجه فکر می‏‌کند او مادرش است! ماشین جوجه‎کشی خیلی دلش می‎خواهد مادر جوجه باشد؛ اما برایش توضیح می‌‏دهد که یک ماشین خودکار است و متأسفانه نمی‌‏تواند به جوجه که گرسنه‎اش است، غذایی بدهد. جوجه راه می‌‏افتد تا خودش غذا پیدا کند. ماشین جوجه‌کشی که نگران جوجه است، می‎خواهد به دنبال او برود که ناگهان پاهای آهنی‎اش از زمین کنده می‌شود و سیم برقش هم از پریز روی دیوار جدا می‎شود و... .

پلوتو سیاره کوتوله

معرفی کتاب
سال‌های سال «پلوتو» به عنوان یک سیاره شناخته می‎شد؛ اما در سال ۲۰۰۶ به پلوتو گفنتد که دیگر سیاره نیست. برای سیاره بودن باید دور خورشید چرخید، گرد بود و بتوان سیارک‌ها را به سمت خود کشید و هرچه سر راه است، پاک کرد. پلوتو هم گرد است، هم دور خورشید می‌‏چرخد؛ اما کوچک است. پلوتو یک سیاره کوتوله است که نمی‎تواند جسم‌های دیگر را از سر راهش بردارد.

تسهیل التعلیم

معرفی کتاب
این کتاب ازجمله آثاری است که در سال ۱۳۲۵ ه.ق برای آموزش الفبا به نوآموزان و خردسالان نوشته شده است. نویسنده کوشیده است به شیوه تحلیلی، الفبا را به مخاطبان خود بیاموزد. او موضوع‌های دیگری را نیز مطرح کرده است. وی در بیان حکایت‌ها، ضمن توجه دقیق به آموزش حروف و لغات و تأکید بر یادگیری حروف مشابه در زبان فارسی، متن حکایت‎ها را هم آموزشی نگاشته است. عمده‌ترین مضامین کتاب نیز دربرگیرنده مباحث دینی، مذهبی و تبیین موضوعاتی در علوم گوناگون، نظیر جغرافیا، نجوم و جانورشناسی است.

قصه‌ خوبان: داستان حدیث کسا

معرفی کتاب
این داستان از زبان پارچه پشمی یمنی روایت می‎شود. تاجری این پارچه را به مدینه می‎آورد. از این پارچه «عبا» درست می‌شود که به آن «کسا» می‏‌گویند. حضرت علی (ع) این عبا را می‌خرد و به خانه می‌برد. روزی پیامبر اکرم (ص) به خانه دخترشان، حضرت فاطمه (س) می‌‏روند، درحالی‌که احساس کسالت می‏‌کنند. پیامبر از دخترش می‎خواهد عبای یمنی را برایش بیاورد. فاطمه (س) پدرشان را با عبا می‎پوشاند. چند دقیقه بعد امام حسن (ع) از پدربزرگش می‎خواهد که او هم زیر عبا برود. بعد امام حسین (ع) می‎آیند و... .

با یک فرصت چه کار می‌توانم بکنم؟

معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی است که نمی‎داند با فرصتی که برایش پیش می‌‏آید، چه کند. فرصت دور و بر کودک می‏‌چرخد و دوست دارد کودک او را بگیرد؛ اما کودک می‏‌ترسد و خود را عقب می‏‌کشد. فرصت پر می‏‌زند و می‌رود. بعد از روزها فرصت دیگری به سراغ کودک می‌‏آید. کودک تلاش می‏‌کند آن ‌را بگیرد؛ اما زمین می‏‌خورد و بقیه به او می‌‏خندند. کودک حسابی خجالت می‌‏کشد و دیگر به فرصت‌ها توجه نمی‌‏کند. کم‌کم دیگر هیچ فرصتی به سراغش نمی‌‏آید تا اینکه... .

احمد، احمد

معرفی کتاب
اولین نشانه‌های فراموشی در پدربزرگِ «فریدون» روزی شروع شد که رفت تا حقوق ماهیانه‌اش را از بانک بگیرد و تا عصر نیامد. همه نگران شدند، به خصوص مادربزرگ. آن‌هاهمه‌جا را ‎گشتند و به تمام شماره‌های دفتر تلفن زنگ ‎زدند؛ ولی خبری از پدربزرگ نبود تا اینکه او را گوشه‎ای از پارک، روی یکی از نیمکت‌ها پیدا کردند. بعد از آن پدربزرگ دیگر مثل قبل نبود؛ حتی حرف‌های چند لحظه پیش خودش را هم فراموش می‎کرد و... . پدربزرگ، فریدون را «احمد» صدا می‏‌کرد؛ اما هیچ‎کس نمی‎دانست احمد کیست و چرا او را با این اسم صدا می‌زند.

این خانه پر از نام محمد است

معرفی کتاب
این کتاب، شامل سه داستان درباره حضرت محمد (ص) است. داستان اول، ماجرای دختری به نام «هُدی» را بیان می‌کند که با پدر و مادر و سه خواهرش در خانه‌ای زندگی می‌کنند که پدربزرگ و مادربزرگ هم در طبقه پایین همان ساختمان سکونت دارند. هدی بزرگ‌ترین دختر خانواده، از اینکه مادرش برای بار چهارم باردار است به امید اینکه بتواند پسری به دنیا بیاورد، رنج می‌برد؛ چون می‌داند طبق گفته دکتر، این حاملگی برای مادرش خطرناک است. هدی ناراحتی‌اش را هشت ماه در دل می‌پروراند و سرانجام پیش پدربزرگ سفره دلش را باز می‌کند و... . دو داستان بعدی «کوکو» و «ماجرای سوسمار» نام دارند.