Skip to main content

مطالعات ادبیات کودک راهنمای روش پژوهش

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «نقد و نظریه کودک» است. این مجموعه در پی آن است که هم زمینه‎های گفت‌وگو میان پژوهشگران و صاحب‎نظران ادبیات کودک ایران و جهان را فراهم کند و هم به نیاز دانشجویان ارشد و دکتری دانشگاه‌های کشور به منابع روزآمد پاسخ گوید. یکی از هدف‌های این کتاب، معرفی برخی از پرکاربردترین روش‌های پژوهش در ادبیات کودک است. کتاب حاضر هفت فصل دارد، از جمله «مهارت‎های پژوهشی پایه در ادبیات کودک» و «متن‌های دیداری».

ادبیات کودک هنر یا پداگوژی؟

معرفی کتاب
پداگوژی به معنی علمِ تعلیم و تربیت اطفال و دانش ِ آموزش و پرورش نوجوانان است که شامل تعلیم و تربیت اخلاقی، علمی و بدنی آنان می‌شود. این کتاب از مجموعه «نقد و نظریه ادبیات کودک»، گزارش جامعی درباره ویژگی‌های ادبیات کودک است که تحقیقات چنددهه را دربرمی‌گیرد. نویسنده با بررسی بافت اجتماعی، تربیتی و زیبایی‌شناسی ادبیات کودک نتیجه می‌گیرد که با وجودآنکه به نظر می‎رسد هنر و پداگوژی شباهتی به هم ندارند، میان آن‌ها جدایی نیست و ضرورتاً متضاد یکدیگر نیستند.

غول کمپوتی و چند غول داستان دیگر

معرفی کتاب
این کتاب حاوی شش داستان کوتاه درباره غول‌هاست. «غول کمپوتی» درباره غولی به نام «غلی‌غوله» است که از سرزمین افسانه به سرزمین آدم‌ها می‎آید تا یک نفر را با خود ببرد. او به کارخانه کمپوت‌سازی می‌‏رسد و... . غلی‎غوله در یک قوطی کمپوت گیر می‌‏افتد و هرکاری می‏‌کند نمی‌‏تواند بیرون بیاید. غلی‎غوله فکر می‌کند باید صبر کند. روزها می‌‏گذرد تا اینکه بالاخره درِ قوطی باز می‎شود. غلی‎غوله ورد غولی‎اش را می‌‏خواند و بیرون می‏‌آید و... .

دارکوب تا کی به درخت خواهد کوبید؟

معرفی کتاب
ملخ از پرش خوبی که کرده بود، خیلی خوش‌حال بود؛ اما لاک‌پشت که در همان نزدیکی بود و پرش ملخ را دیده بود، گفت که ملخ کار مهمی نکرده است و اگر به اندازه یک عقاب هم بپرد، تازه می‎شود یک عقاب! کرم کوچولو از اینکه همه برگ‌ها را خورده بود، به خودش افتخار می‏‌کرد؛ اما لاک‌پشت گفت اگر یک درخت را هم بخورد، تازه می‏‌شود موریانه! زنبور تمام شیره گل را مکیده بود و از این بابت خیلی راضی به نظر می‎رسید؛ اما لاک‌پشت گفت... . این داستان به نوعی گویای این موضوع است که هرکسی باید سعی کند خودش باشد.

دنیا بدون درخت

معرفی کتاب
درخت خسیس نه به گنجشک‎ها اجازه می‎داد که روی شاخه‌هایش بنشینند و آواز بخوانند نه به گوسفندها که زیر سایه‌اش استراحت کنند. او به پیرمرد خسته هم اجازه نداد که میوه‌ای بچیند و بخورد و حتی کرم کوچولو هم نتوانست زیر پوستش لانه‎ای بسازد. درعوض، چشمه‌ زیر درخت، همه آن‎ها را کنار خودش جای داد. چشمه فکر می‌کرد که دنیا بدون گنجشک‌ها، گوسفندها، انسان‎ها و کرم‎ها، جای زیبایی نیست. درخت از چشمه هم خواست که از آنجا برود و... .

پاپر

معرفی کتاب
پاپر کبوتری است که برای کبوتربازان، ارزش کمی دارد. چندروزی است که صاحبِ پاپر تصمیم گرفته است دوروبرش را خلوت کند و کبوترهای کم ارزشش را بفروشد یا سرببرد. پاپر این موضوع را می‌داند. به همین دلیل وقتی صاحبش او را در دست می‏‌گیرد، بال و پری می‌زند و خودش را از دست‌های او بیرون می‌کشد و به آسمان می‌رود. پاپر می‎خواهد فرار کند و دیگر به لانه بازنگردد؛ اما او احتیاج به آب و دانه و سرپناه دارد و وقتی زمستان از راه برسد چه کند؟ هنگامی‌که پاپر تصمیم می‏‌گیرد نزد صاحبش بازگردد، فکری به ذهنش می‎رسد و... .

انتظار در کلبه هور

معرفی کتاب
یکی از دیدنی‌های جزیره کیش، کشتی یونانی است و کمی آن طرف‌تر، ساحلی صخره‏‌ای با امواج دریاست که به آن کلبه هور می‏‌گویند. کنار کلبه، مجسمه مردی دیده می‌‏شود که فانوسی در دست دارد و دو بال بزرگ روی شانه‌هایش. او قدی بسیار بلند دارد و رو به دریا ایستاده و چشمانش پر از انتظار است! این کتاب داستان این مجسمه است.

آوازی برای وطن

معرفی کتاب
زاغ بور کف قفس طلایی بازرگان افتاده است و آب و دانه نمی‌‏خورد! او دلتنگ و غمگین است و مرتب آواز «کو، ‌کو وطنم» را می‎خواند. سرانجام صاحب زاغ خسته می‌شود و درِ قفس را باز می‌کند و او را بیرون می‌اندازد. زاغ با خوش‌حالی پرواز می‏‌کند و دور می‏‌شود. او در راه بازگشت به وطن، به سپیدار سرسبز، به باغ پرندگان که مانند بهشت است، به برکه زلال و زیبا می‎رسد و همه کسانی که در این مکان‎ها زندگی می‌‏کنند، از او می‏‌خواهند که همان‌جا بماند و لانه بسازد؛ اما زاغ بورمی‎خواهد به سرزمینش برود و در کنار زاغ‌های بور دیگر باشد. وطن او کجاست و آیا زاغ به هدفش می‎رسد؟

حسن کچل و ماه پیشونی

معرفی کتاب
«حسن‌کچل» حسابی تغییر کرده بود؛ او خودش هرروز صبح زود بیدار می‌‏شد و صبحانه می‏‌خورد و با بزی راهی صحرا می‎شد. این‎بار هنوز آفتاب نزده بود و حسن تند می‏‌رفت تا به درخت و کتاب برسد. وقتی کتاب را سرِ جایش دید، نفس راحتی کشید و شروع به خواندن کرد. این داستان، قصه ماه‌پیشونی بود که نامادری‎اش از او حسابی کار می‏‌کشید و غذایی هم به او نمی‎داد. روزی نامادری ماه‌پیشونی، او را به صحرا ‎فرستاد تا گاو را بچراند و... . این‎بار هم داستان ناتمام است و حسن‏‌کچل دوباره وارد قصه می‎شود. حسن می‏‌خواهد به ماه‎پیشونی کمک کند؛ اما... .

حسن کچل و قبای سنگی

معرفی کتاب
صبح زود «حسن‌کچل» فوری از جایش بلند ‎شد، با سرعت صبحانه‎اش را ‎خورد و با بزی راهی صحرا شد. حسن بزی را بین علف‎ها رها کرد و سریع به سراغ کتاب رفت و نگران بود که مبادا سرجایش نباشد؛ اما کتاب همان‎جا بود. حسن کتاب را باز کرد و داستان قبای سنگی را خواند، داستان مردِ راهزنی به نام «رئیس‎پلنگ» که با افرادش به کاروان‎ها حمله و همه را تار و مار می‌کرد. روزی به کاروانی حمله ‏کرد که ده‌ها مرد جنگجو داشت و البته شکست ‏خورد و زخمی ‏شد و باز هم داستان ناتمام ماند! حسن‌کچل وارد داستان ‎شد و... .