Skip to main content

آرزوی قطره‌ها

معرفی کتاب
در کتاب حاضر نویسنده تلاش کرده است تا طرز تشکیل باران و چرخه آب را توضیح دهد. قطره‌های آب در آسمان نشسته‌اند و هر کدام از آرزوهایشان می‌گویند. ناگهان باد می‌وزد و آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند و قطره‌ها تبدیل به ابر می‌شوند. بعضی از قطره‌ها روی مزرعه می‌بارد، بعضی روی رودخانه فرود می‌آیند و بعضی... .

یکی سفید یکی سیاه

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دوستی است. دو گربه سیاه و سفید با هم دشمن هستند. گربه سفید دوست رضاست، رضا او را خیلی دوست دارد و به او توجه می‌کند تا اینکه روزی گربه سفید آهن‌ربای رضا را قورت می‌دهد و فرار می‌کند. رضا با گربه سیاه دوست می‌شود؛ اما گربه سیاه هم از دست رضا فرار می‌کند و... . گربه سیاه و گربه سفید چگونه با هم دوست می‌شوند؟

کیک امانتی

معرفی کتاب
خرگوش یک کیک به سنجاب می‌دهد تا برایش نگه دارد؛ اما جغدِ خواب‌آلود کیک را خراب می‌کند. سنجاب بعد از تلاش فراوان، می‌تواند کیک دیگری تهیه کند و به خرگوش بدهد. بعد از چند دقیقه خرگوش‌های زیادی کیک‌هایشان می‌آورند تا سنجاب برایشان نگه دارد!!!

که این طور!

معرفی کتاب
گل سرخ به همه حیوانات باغچه اعلام می‌کند که رئیس آنجاست و هر کسی به درد او نمی‌خورد، باید باغچه را ترک کند. گل سرخ کرم خاکی را بیرون می‌کند؛ اما چند روز بعد حالش بد می‌شود و علتش را نمی‌داند تا اینکه متوجه می‌شود کرم خاکی چقدر مفید بوده است.

مسابقه کوفته‌پزی

معرفی کتاب
«دم‌پنبه‌ای» بچه خرگوش سفیدی است که در مسابقه کوفته‌پزی شرکت کرده است و خیلی دلش می‌خواهد برنده شود. مسابقه یک شرط دارد و آن اینکه بچه‌ها نباید از کسی کمک گرفته باشند. دم‌پنبه‌ای کمی از مادربزرگش کمک گرفته است و به همین علت خودش را لایق جایزه نمی‌داند؛ اما او جایزه راستگویی را می‌گیرد.

ماجرای سیب قرمز

معرفی کتاب
موش کوچولو یک سیب پیدا می‌کند که کمی پلاسیده است. او در راه خانه، جوجه‌تیغی و موش‌ کور را می‌بیند و تصمیم می‌گیرد از آن سیب به آن‌ها هم بدهد. آن‌ها به دنبال کلاغ می‌روند. کلاغ سیب را به چهار قسمت تقسیم می‌کند و موش کوچولو فقط یک چهارم از سیب را می‌خورد؛ ولی خیلی خوشحال است!!!

شلوپی

معرفی کتاب
«هوپی» سنجاب کوچولویی است که به کمک دوستانش نقشه‌ای می‌کشد تا اسب آبی دیگر آن‌ها را اذیت نکند و آن‌ها بتوانند کنار برکه بازی کنند؛ اما هوپی نقشه را عوض کرده و به اسب آبی محبت می‌کند و با او دوست می‌شود. از آن به بعد، اسب آبی با همه بچه‌ها دوست می‌شود و همه با هم بازی می‌کنند.

راز پاپاپا

معرفی کتاب
«پاپاپا» بچه‌ هزارپای کوچولو، کار بدی کرده؛ ولی پشیمان شده است. حالا دلش می‌خواهد با کسی درد دل کند؛ اما نگران است که مبادا نظر دوستانش درباره او عوض شود و دیگر دوستش نداشته باشند. پاپاپا متوجه می‌شود بهترین کسی که می‌تواند با او صحبت کند، خداوند است؛ چون خداوند بزرگ نه عصبانی می‌شود نه با او قهر می‎کند.

هدیه خیس

معرفی کتاب
تولد مریم است. دوستانش آمده اند. کیک و شیرینی آماده است، اما از مادر بزرگ خبری نیست. بیرون باران می بارد. مریم نگران مادر بزرگش است که بدون چتر بیرون رفته است. مریم در خیالش سعی دارد چتری به مادربزرگش برساند تا او خیس نشود. سرانجام مادربزرگش با یک چتر برای هدیه تولد مریم از راه می رسد و او را خوشحال می کند.

ننه سرما و شهر خواب‌زده‌

معرفی کتاب
زمستان تمام شده است و حالا نوبت بهار است که همه‌جا را پر از گل و شکوفه کند؛ اما زمین هنوز خواب است و تلاش «ننه‌سرما» برای بیدار کردن آن هیچ نتیجه‌ای ندارد. ننه سرما نگران است که اگر مردم بیدار نشوند و زمین را شخم نزنند و دانه نکارند، زمین قهر کند و... . اسفند، فرشته زمستان، تصمیم می‌گیرد بچه‌ها را بیدار کند؛ چون می‌داند که صدای شادی بچه‌ها همه را از خواب بیدار خواهد کرد.