حرفآباد
معرفی کتاب
حرفآباد یکی از جاهای عجیبوغریب این دنیای بزرگ است. خانههایش پر از حرف است و کوچههایش پر کلمه. جملات قدونیمقد زیادی در خیابانهایش گشتوگذار میکنند و نقطههای ریزهمیزه برای خودشان بروبیایی دارند. همهچیز در حرفآباد طبق قانون پیش میرود و هیچکس نباید از قانون سرپیچی کند. یک روز اما یک اتفاقی در حرفآباد رخ میدهد. مأمورهای حاکم نوشتهای را گرفته بودند و کشانکشان به سمت دروازه شهر میبردند. نوشته هرچقدر التماسشان میکرد فایدهای نداشت. مأمورها میگفتند که جای تو در این شهر نیست؛ چون معلوم نیست کی هستی و چی هستی! هیچکس نمیتواند تو را بخواند!
فیگی، رئیسجمهور را نجات بده!
معرفی کتاب
در داستان «فیگی، رئیسجمهور را نجات بده!» در مدرسه از فیگی و دانشآموزان دیگر خواستهاند تا دربارهی شغل آیندهشان بنویسند. نانا میخواهد رئیسجمهور غنا شود، اما فیگی هنوز نمیداند چه شغلی را دوست دارد. تا اینکه چند سفیدپوست به روستای محل زندگی فیگی در غنا میآیند و به او پیشنهاد میدهند تا در فیلمشان بازی کند. در این میان، مشکلی برای نانا پیش میآید و فیگی باید هر طوری هست، رئیسجمهور آیندهی غنا را نجات بدهد.
فرار کن نخود
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. داستان «فرار کن نخود» دربارهی یک نخودفرنگی شیرین و خوشمزه است که دلش نمیخواهد تبدیل به یک خوراکی خوشمزه شود. نخود کوچک همین که میفهمد مادربزرگ میخواهد با او غذا درست کند، سریع تصمیم به فرار میگیرد. به باغچه پناه میبرد، پدربزرگ سر میرسد. به بوتهزار میرود، خرگوش او را پیدا میکند. یک مسیر پرماجرا و پرحادثه را طی میکند تا یک جای امن و بیخطر را پیدا کند.
سیارهی عجیب
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. در داستان «سیارهی عجیب» کیپ یک موشک فضایی دارد که سوارش میشود و در فضا ویژویژ میکند. در یکی از این گشتوگذارها موشکش ناگهان با یک سیاره برخورد میکند. سیارهای عجیب و غریب که کیپ را حسابی شگفتزده و متعجب میکند. همهچیز این سیاره عجیب و باورنکردنی است حتی موجودی که کیپ با آن روبهرو میشود!
سوپ هویج
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. داستان «سوپ هویج» درباره حس مالکیت و همکاری است. نویسنده با یک روایت ساده و بازیگوشانه این دو مفهوم را به خوبی برای کودکان بازگو میکند. موضوع اصلی دربارهی یک هویج بزرگ است که «بن» و یک خرگوش بزرگ برایِ داشتن آن با یکدیگر کلنجار میروند. بن از روی زمین تلاش میکند تا هویج را بردارد و خرگوش از زیرزمین هویج را میکشد. این ماجرا به اینجا ختم نمیشود و آنها از دوستانشان برای دستیابی به هدفی که دارند هم کمک میگیرند. در پایان اتفاق غافلگیرندهای نتیجهی این کشمکش را به خوانندگان نشان میدهد.
زنبورک، این که گل نیست
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک است. در این جلد، «زنبورک» یک زنبور کوچولو و بامزه است که دنبال یک گل خوشبو میگردد تا روی آن بنشیند. اما یک مشکلی وجود دارد. او مدام گلهای طبیعی را با مصنوعی اشتباه میگیرد! او راه زیادی را میرود تا بالاخره گل خوشبویی که دنبال اوست، پیدا میکند.
دارودسته سوسکی: کاپیتان کاراته!
معرفی کتاب
کاراته یک سوسک بود، اما نه یک سوسک معمولی. او به هر چیزی لب نمیزد و توی یک خانهی عروسکی دنجِ کپکزده و راحت زندگی میکرد. تا اینکه مامانبزرگ مایر به خانهی سالمندان رفت و زندگیِ قشنگ کاراته تمام شد. صاحبخانهی جدید با دمپایی افتاد دنبال سوسکی و خانهی عروسکیاش را هم پرت کرد وسط آتآشغالها. اما سوسکی بههمراه دوستانش یک دارودسته راه انداخت: دار و دستهی سوسکی! و با هم یک عالمه نقشه کشیدند... در این داستان بوهای خوبی از آشپزخانه میآید! اما اگر گربه اجازه بدهد دارودستهی سوسکی پایشان را آنجا بگذارند. کاراته هرجور شده باید از آن خوراکیهای خوشمزه بخورد. ولی باید حساب گربه را بگذارد کف دستش. گربه فقط از یک چیز میترسد که آن را توی آکواریوم قایم کرده است. ماهیهای طلایی داخل آکواریوم خیال میکنند که آن گنج است. دارودستهی سوسکی با زیردریایی میروند سراغ گنج توی آکواریوم. کاپیتان کاراته میخواهد گنج پرسروصدا را بردارد...
اگر من یک مدرسه میساختم...
معرفی کتاب
مدرسهای که من میسازم، حسابی سرگرمت میکند. وقتی ببینیاش، دهانت از تعجب باز میماند. اصلاً شبیه هیچکدام از مدرسههایی که تا حالا دیدهای، نیست. خیلی با آنها فرق دارد... مدرسهای که پر است از چیزهایی که هر بچهای آرزوی آن را دارد. پر از حیوانات، بدون تخته، صندلیهای شناور، زمینبازی که شبیه یک شهربازی است. سالن غذاخوری با روبات آشپز و هر غذایی که بچهها دوست دارند. کتابهایی که زنده میشوند و... . اگر دوست دارید با مدرسهای که به نظر جک مدرسهای ایدهآل است آشنا شوید، با این کتاب همراه شوید و از خواندن آن لذت ببرید.
اگر من یک خانه میساختم...
معرفی کتاب
کتاب «اگر من یک خانه میساختم...» با تصاویر و متنی گیرا، کودکان را به دنیای خلاقیت و تخیل میبرد و آنها را با ایدههای نوآورانه برای ساخت یک خانه خاص و متفاوت آشنا میکند. داستان دربارهی پسری به نام جک است که خانهای رؤیایی میسازد که کاملاً با خانههای معمولی فرق دارد و بسیار شگفتانگیز است. در کتاب میخوانیم: «خانهای که من میسازم، حرف ندارد. وقتی ببینیاش، دهانت از تعجب باز میماند. اصلاً شبیه خانههایی که تا حالا دیدهای، نیست. خیلی با آنها فرق دارد...»
اگر من یک ماشین میساختم...
معرفی کتاب
کتاب «اگر من یک ماشین میساختم...»، یک کتاب مصور برای کودکان است که داستان پسری به نام جک را روایت میکند که با خلاقیت خود، ماشینی خارقالعاده طراحی میکند. این کتاب با الهام از خلاقیت و نوآوری، کودکان را تشویق میکند تا رویاپردازی کنند و ایدههای خود را به واقعیت تبدیل کنند. داستان کتاب، جک را نشان میدهد که با استفاده از تخیل خود، ماشینی را طراحی میکند که از هر نظر با ماشینهای معمولی متفاوت است.در کتاب میخوانیم: «ماشینی که من میسازم، خیلی باحال است. وقتی ببینیاش، دهانت از تعجب بازمیماند. اصلاً شبیه هیچکدام از ماشینهایی که تا حالا دیدهای، نیست. خیلی با آنها فرق دارد...»