بیلی و هیولاهای فسقلی: هیولاها در خانه جدید
معرفی کتاب
خانواده بیلی قرار است اسبابکشی کنند و همه چیز جدید شود. اتاق خواب جدید، همسایههای جدید و مدرسه جدید. بیلی چون خیالش راحت است که هیولاهای فسقلی هنوز کنارش هستند؛ درباره اسبابکشی نگرانیای ندارد. اما ناگهان متوجه میشود که هیولاها ناپدید شدهاند. کارتنی که هیولاهای فسقلی در آن پنهان شده بودند، از ماشین اسبابکشی بیرون افتاد و حالا این هیولاها باید برای رسیدن به خانه جدید بیلی تلاش میکردند و کلی خطر را به جان میخریدند.
آواز ققنوس
معرفی کتاب
شاهو از پدربزرگ شنیده گلی وجود دارد که هر دردی را درمان میکند و هر مشکلی را حل میکند. او میبیند که هم مردم به جان هم افتاهاند و هم پدرش به دستور حاکم زندانی است. از پدربزرگ شنیده که تنها راهحل این دو مشکل، پیدا کردن برگ یا برگهایی از گل هفتپر است تا با خوراندنش به مردم و حاکم، هم مردم با هم مهربان شوند و هم حاکم پدرش را آزاد کند. اما مدتهاست حاکم دستور داده هر جا اثری از گل دیدند آن را از ریشه بکنند، به دربار بفرستند و جایزههای عالی بگیرند. برای همین اثری از گل نیست. شاهو برای نجات پدر و مهربان کردن مردم به فکر پیدا کردن گل میافتد. ولی سالهاست نه کسی رنگ آن را دیده و نه بویش به دماغشان خورده…
دوستت دارم
معرفی کتاب
تابآوری انسانها در بحران جنگ، یکی از مسائل مهمی است که جوامع انسانی را به سمت مقاومت یا تسلیم سوق میدهد. این تابآوری اگر در فرهنگ جامعهای تبدیل به الگویی در تربیت شود، کودکان و نوجوانان آن جامعه با این فرهنگ رشد کرده و همواره خود را در برابر مخاطرات و آسیبهای ناشی از مواجهه با دشمن آماده میبینند. البته باید دقت داشت برای کودکان اقدام به ترسیم دنیای بدون جنگ داشته باشیم که بعد از ظهور حضرت ولیعصر (عج) رقم خواهد خورد، با برپایی صلح جهانی، همه انسانها در آرامش کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد.
مجموعه کتاب «قصههای صلح» اقدام به ایجاد گفتمان مقاومت با ادبیات کودکانه کرده است. در قصه «دوستت دارم» حفظ دوستی با ایثار و ازخودگذشتگی در مدیریت بحرانِ مواجهه با آسیبها برای کودکان تبیین شده است.
مجموعه کتاب «قصههای صلح» اقدام به ایجاد گفتمان مقاومت با ادبیات کودکانه کرده است. در قصه «دوستت دارم» حفظ دوستی با ایثار و ازخودگذشتگی در مدیریت بحرانِ مواجهه با آسیبها برای کودکان تبیین شده است.
مکس اینشتین
معرفی کتاب
این کتاب دربرگیرنده داستان دختر باهوشی است که میخواهد همه در این دنیا در صلح و رفاه زندگی کنند. برای همین هر بار به مسئلهی جدیدی برمیخورد همهی تلاشش را میکند تا با یک روش تازه آن را حل کند. مثل زمانی که تصمیم گرفت زبالهسوز سبز طراحی کند تا دوستانش در سرمای زمستان یخ نزنند. اما چطور میتواند این آرزوها را به انجام برساند؟ مکسین امکانات موردنیاز را ندارد. او یتیم است و اصلاً نمیداند پدرومادرش اهل کجا هستند؟ از کجا پایش به نیویورک باز شده؟ یا چرا آنقدر باهوش است که در دوازده سالگی به دانشگاه میرود؟ اگرچه همهی این سوالات برایش بدون پاسخ مانده ولی حالا زمان فکر کردن به آنها نیست چون موضوعی مسیر زندگیاش را عوض کرده است. فرد ثروتمندی پیشقدم شده تا شرایط را به نفع او تغییر دهد به شرط اینکه مکس با یک گروه نابغه از همسالانش بتوانند مشکلات مردم فقیر را در هر نقطهای از کره زمین که نیاز به کمکشان داشته باشند حل کنند.
نقاش کوچک در شهر دیوها
معرفی کتاب
این کتاب، داستان نقاش کوچکی است که با شجاعت وارد شهری پر از دیوهای جورواجور میشود. نقاشیهای او که پر از حال خوب و رنگهای زندگیبخش است، آنها را خشمگین میکند. در جایی که حتی پرندگان جرأت نمیکنند در آسمانش پرواز کنند و هیچکس زیبایی را دوست ندارد، دختری با قلممو و رنگهایش به دنیای دیوها پا گذاشته و نشان میدهد زیبایی و زشتی از درون موجودات میتواند نشئت بگیرد. داستان «نقّاش کوچک در شهر دیوها» نشان میدهد که در صورت مشاهده ظلم و زورگویی هر چند کوچک یا بزرگ باید ایستاد و شجاع بود تا دنیایی زیبا برای همه بهویژه کودکان ساخته شود.
دختر کمی روشنتر از آبی
معرفی کتاب
در شهر آبیها هیچکس دختر کمی روشنتر از آبی را دوست نداشت. یک روز او تصمیم گرفت از شهر آبیها دل بکند و مهاجرت کند تا در جای دیگری زندگی کند. این شد که راه افتاد... دختر روشنتر از آبی در جستجوی خانهای امن و آرام به شهرهایی با رنگهای مختلف سفر کرد و مردمان متفاوتی را ملاقات کرد. آیا او توانست خانهای امن و آرام پیدا کند و در آنجا به خوبی و خوشی زندگی کند؟
لیزی و ابری که باید رها میکرد
معرفی کتاب
میلو شاید ابر از مد افتادهای باشد، اما همانی است که لیزی دلش میخواهد با خودش به خانه ببرد. خیلی بزرگ نیست. خیلی هم چیتانپیتان نیست. همانی است که باید باشد. البته که مراقبت از ابر خیلی مهم است و لیزی هم آن را خیلی جدی میگیرد. میلو بزرگ میشود. رشد میکند. بزرگ و بزرگتر میشود. اگر دیگر جایی برای میلو نباشد، لیزی چه کار باید بکند؟
صدای نی از کجا میآمد؟
معرفی کتاب
بزغالهای بود که نمیتوانست مثل بقیه توی گله باشد چون یکی از پاهایش مشکل داشت و با عصا راه میرفتد. اما بلد بود نی بزند. یک روز که مشغول این کار بود گرگ صدای نی را شنید در یک فرصت مناسب او را گرفت و با خودش برد. تنها کاری که از بزغاله برمیآمد این بود که با زدن نی بقیه را خبر کند. چوپان و مادر بزغاله دنبال صدا را گرفتند؛ اما وقتی به کلبه گرگ رسیدند از چیزی که دیدند تعجب کردند...
ماجراهای امیرعلی و ننه گلاب2
معرفی کتاب
این کتاب دو داستان با زبان کودکانه از ماجراهای امیرعلی و ننهگلاب را بهتصویر میکشد. هدف از این داستانها آموزش صرفهجویی، همدلی و اسراف نکردن به کودکان به زبان ساده و کودکانه است. امیرعلی و مادربزرگش در خانه تنها نیستند و حیوانات کوچکی مثل نینی مورچه و مارمولی با آنها زندگی میکنند و مراقب همدیگر هستند تا اتفاقی در خانه رخ ندهد.