بهنام
معرفی کتاب
کتاب حاضر داستانی از شجاعت و دلاوری یکی از نوجوانان غیور ایران زمین را روایت میکند. در این داستان میخوانید که بهنام پسر شجاع و نترس از اینکه پرچم رژیم بعث بر گنبد مسجد خودنمایی میکند ناراحت است و تصمیم میگیرد هرطور که شده به جای آن پرچم، پرچم ایران را بر گنبد مسجد به اهتزاز درآورد. آیا بهنام موفق میشود؟ ...
اینجا کسی تشنه نیست (مجموعه 28 قصه در موضوعات دفاعمقدس)
معرفی کتاب
مجموعة حاضر دربرگیرندة 28 قصه دربارة دفاعمقدس است. دوران دفاعمقدس یکی از روزگاران فراموشنشدنی تاریخ است. در این دوران، قهرمانان و جوانمردانی بودند که ایستادگی کردند و به جنگ با باطل شتافتند تا یک وجب از خاک پاک ایران به دست دشمنان نیفتد. این مجموعه داستانهایی از این دوران را روایت میکند که سراسر آموزنده، تربیتی و اخلاقی هستند.
دنیای شلخته (مجموعه 16 قصه در موضوعات آداباجتماعی)
معرفی کتاب
مجموعة حاضر دربرگیرندة 16 قصه دربارة آداباجتماعی است. همه نوجوانان و جوانان لازم است که با آداب اجتماعی آشنا شوند و بدانند که در هر موقعیتی چگونه باید رفتار کنند. پیروی از قانون، هدایت و راهنمایی کردن همدیگر با دوستی و محبت، دفاع از حق و مراقبت از یتیم، بخشندگی، مراقب از حیوانات و کمک به همدیگر از جمله موضوعاتی هستند که در این داستانها به آنها توجه شده است. در ضمن بخشی از این داستانها از زندگی شخصیتها و قهرمانان واقعی اقتباس شدهاند.
قصههای تصویری از زهرالربیع: شاعر زیرک
معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمهای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری. این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایتهای اخلاقی، دینی، حکایتهایی درباره ضربالمثلهای عربی و حتی حکایتهایی درباره موجودات عجیب و غریب است. در داستان «شاعر زیرک»، ابودلامه شاعری توانا برای خلیفه شعری میسراید و در محضر خلیفه میخواند. خلیفه شعر ابودلامه را تحسین میکند و از او میپرسد در مقابل دوست داری چه هدیهای دریافت کنی؟ ابودلامه زیرک و سیاستمدار هم از خلیفه سگی شکاری طلب میکند و...
قصههای تصویری از زهرالربیع: عارف و کیسهی زر
معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمهای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایتهای اخلاقی، دینی، حکایتهایی درباره ضربالمثلهای عربی و حتی حکایتهایی درباره موجودات عجیبوغریب است. در داستان «عارف و کیسهی زر»، عارفی است که قصد سفر کرد. در راه عارف با دیدن موجودات مختلف در طبیعت مدام با خودش فکر میکرد که موجودات چقدر راحت و آزاد زندگی میکنند و هیچ تعلق خاطری ندارند. این فکرها باعث شد که عارف کیسه پولی را که از ابتدای سفر با خودش به همراه آورده بود دور بیاندازد تا شاید او هم از تعلقات دنیایی رها شود، اما...
قصههای تصویری از زهرالربیع: آهنگر یک شبه
معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمهای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایتهای اخلاقی، دینی، حکایتهایی درباره ضربالمثلهای عربی و حتی حکایتهایی درباره موجودات عجیبوغریب است. در داستان «آهنگر یک شبه»، مادر احمد در بازار قدم میزد که از دور کارگاه آهنگری را دید. اوستای آهنگر تندوتند کار میکرد و مردم هم خیلی برای او احترام قائل بودند. برای همین مادر احمد تصمیم گرفت که احمد را پیش آهنگر بیاورد تا از او آهنگری یاد بگیرد. احمد از پیشنهاد مادرش استقبال کرد و گفت: آهنگری کار سادهای است. قول میدهم زود در این کار استاد شوم، ولی...
قصههای تصویری از زهرالربیع: عیادت از شیر
معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمهای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایتهای اخلاقی، دینی، حکایتهایی درباره ضربالمثلهای عربی و حتی حکایتهایی درباره موجودات عجیبوغریب است. در داستان «عیادت از شیر»، سخنچینی و بدگویی گرگ از روباه نزد شیر است. وقتی که سلطان جنگل، شیر بیمار شد همه حیوانات به عیادتش رفتند؛ از جمله گرگ ولی روباه به دیدن شیر نیامد. گرگ که از روباه کینه به دل داشت با بدگویی خواست که شیر را با روباه دشمن کند اما روباه خیلی زرنگ بود...
قصههای تصویری از زهرالربیع: وزیری که فروخته شد
معرفی کتاب
مجموعه حاضر ترجمهای است از کتاب زهرالربیع سید جزایری، این مجموعه به زبان طنز نوشته شده است و شامل حکایتهای اخلاقی، دینی، حکایتهایی درباره ضربالمثلهای عربی و حتی حکایتهایی درباره موجودات عجیبوغریب است. در داستان «وزیری که فروخته شد»، ماجرای دادخواهی مردی به نام سعید را میخوانیم. مشاور ملکشاه این مرد را که برای همسرباردارش خربزه خریده بود، البته به سختی، در بازار میبیند و خربزهاش را با زور از او میگیرد. سعید برای تظلمخواهی نزد ملکشاه میرود و ...
قصههایی از امام حسن (ع): سؤال ابراهیم
معرفی کتاب
امام حسن مجتبی (ع) دومین امام شیعیان است. ایشان در نیمه ماه مبارک رمضان و در سال سوم هجری به دنیا آمدند و در 28 صفر سال 50 هجری به شهادت رسیدند و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شدند. مجموعه حاضر دربرگیرنده داستانهای کوتاهی درباره سیره، منش و اخلاق این امام همام است که با زبانی ساده نوشته شده است. ابراهیم امام حسن (ع) را خیلی دوست داشت و هر روز قبل از همه به مسجد میرفت تا بتواند جایی در نزدیکی امام حسن (ع) بنشیند. ابراهیم میدید که امام هر وقت به مسجد میآید تا نماز بخواند بهترین لباسهایش را میپوشد و خود را معطر میکند...