اردو در قبرستان ژغاره
معرفی کتاب
این کتاب یک رمان نوجوان ماجراجویانه است. کتاب درباره یک پسر 17 ساله است که پدربزرگش نام عجیبی بر او گذاشته است: «بادآورد!». بادآورد در تمام سالهای تحصیلش به خاطر اسم عجیبش آزار دیده و واقعا دلش میخواهد آن را عوض کند. اما رسم سختگیرانهای در خانواده آنهاست که نام اولین نوه پسری را جدپدری باید انتخاب کند و هیچکس حق ندارد روی حرف او حرفی بزند. بادآورد یک بار تمام جرأتش را جمع میکند و از پدربزرگ میخواهد که اسمش را تغییر دهد. پدربزرگ رازی که در پس این نامگذاری عجیبوغریب است را برای بادآورد فاش میکند و او را به سفر پررمز و راز و خطرناکی میفرستد: اردو در قبرستان ژغاره. اگر بادآورد بتواند مأموریتی که پدربزرگ به او داده را انجام دهد، میتواند اسمش را تغییر دهد. اما در ژغاره همهچیز آنطور که آنها میخواهند پیش نمیرود. رازهایی هست که حتی پدربزرگ هم از آنها خبر ندارد...
راه سوم
معرفی کتاب
مجموعهی ماجراهای جنگل بلوط شامل داستانهای کوتاه و مصوری است که با تکیه بر یکی از احادیث معصومین (ع) نوشته شده است. این داستانها با زبانی کودکانه مهارتهایزندگی، آداب اجتماعی و فردی و صفات و اخلاقیات نیکو را به مخاطبان آموزش میدهند. داستان حاضر درباره موشیکو است. موشیکو هر وقت به ناهارخوری مدرسه میرفت زیاد غذا برمیداشت و پر خوری میکرد و همیشه دلش درد میگرفت. یک روز عنکبوت کوچولو به موشیکو گفت: چرا آنقدر زیاد غذا برمیداری و زیاد میخوری که دل درد بگیری؟ موشیکو جواب داد: آخه من فقط دو راه دارم یا باید غذایم را تمام کنم یا غذایم را تمام نکنم و منتظر اخم خانم آشپز باشم. من راه اول را انتخاب کردم. عنکبوت گفت: چرا فکر میکنی فقط دو راه داری؟ همیشه راه سومی هم هست. فقط کافی کمی فکر کنی... . این داستان با نگاهی به حدیثی از امام صادق (ع) نوشته شده است.
بلوط دوم
معرفی کتاب
مجموعهی ماجراهای جنگل بلوط شامل داستانهای کوتاه و مصوری است که با تکیه بر یکی از احادیث معصومین (ع) نوشته شده است. این داستانها با زبانی کودکانه مهارتهایزندگی، آداب اجتماعی و فردی و صفات و اخلاقیات نیکو را به مخاطبان آموزش میدهند. داستان حاضر درباره موش کوچولویی به نام موشیکاست. او وسط جنگل زندگی میکرد. یک روز موشیکا دو عدد لوط پیدا کرد. یکی را خورد و دیگری در زیر خاک پنهان کرد. وقتی موشیکا به خانه برگشت موش کوچولوی همسایه به سراغ او آمد و گفت: کمی غذا داری به من بدهی؟ موشیکا اما گفت غذایی ندارد و درباره بلوط پنهان در زیر خاک چیزی نگفت. وقتی خودش به سراغ بلوط رفت با اتفاق ناگواری روبرو شد... . داستان حاضر بر اساس حدیثی از رسول خدا حضرت محمدمصطفی (ص) نوشته شده است.
یک فکر باحال
معرفی کتاب
مجموعهی ماجراهای جنگل بلوط شامل داستانهای کوتاه و مصوری است که با تکیه بر یکی از احادیث معصومین (ع) نوشته شده است. این داستانها با زبانی کودکانه مهارتهایزندگی، آداب اجتماعی و فردی و صفات و اخلاقیات نیکو را به مخاطبان آموزش میدهند. داستان حاضر درباره سنجابی به نام مخملی و خواهر و برادرش است. مخملی و خواهر و برادرش تصمیم میگیرند که برای تولد مادرشان بلوط جمع کنند. بعد از انجام این کار، شب خسته به خانه برمیگردند. وقتی مخملی کولهاش را باز میکند تا به بلوطهایش نگاهی بیندازد، متوجه میشود که یکی از بلوطهایش کرم دارد. او یک فکری به ذهنش میرسد... . این داستان بر اساس حدیثی از امام حسن مجتبی (ع) نوشته شده است.
نقاشی قشنگ
معرفی کتاب
مجموعه «یک قصه یک حدیث» حول یک حدیث از امام رضا علیهالسلام داستانی جذاب را برای کودکان روایت میکند. کتاب «نقاشی قشنگ» که براساس حدیث امام رضا(ع) «تدبیر قبل از عمل، تو را از پشیمانی باز میدارد» نوشته که در کتاب عیون اخبارالرضا ذکر شده است. این داستان به بالا بردن مهارتهای اجتماعی در کودکان به خصوص در ایجاد ارتباط با همسالان و دوستیابی کمک میکند و پیام کتاب، تدبیر قبل از اقدام است و به کودک می آموزد قبل از انجام کاری بهتر است با بزرگترها مشورت کند.
شبح خانهی مادربزرگ
معرفی کتاب
«با شنیدن صدای پای مادرش پرده را انداخت و روی پنجه بهسمت تختش حرکت کرد. سریع روی تخت خوابید و پتو را رویش کشید. طبق توصیهی روانپزشک، نباید با خانهی روبهرو هیچگونه ارتباطی برقرار میکرد. دفعهی قبل وقتی یواشکی داشت به آن خانه نگاه میکرد، مادرش مچش را گرفته بود. برای همین باید احتیاط میکرد وگرنه ممکن بود اتاقش را عوض کنند...». دختری به نام هستی گزارش میکند که چند بار سایهای را دیده که وارد خانهی روبهرویی و از آن خارج شده است. او که با شنیدن این خبر شوکه و دچار مشکلات روحی میشود با هیوا و آوا در پی پردهبرداشتن از راز مرگ زن صاحبخانهای است که امروز روز سوم و مراسم ختمش است...
پیکنیک ننهخرگوشه
معرفی کتاب
مجموعهی ماجراهای جنگل بلوط شامل داستانهای کوتاه و مصوری است که با تکیه بر یکی از احادیث معصومین (ع) نوشته شده است. این داستانها با زبانی کودکانه مهارتهایزندگی، آداب اجتماعی و فردی و صفات و اخلاقیات نیکو را به مخاطبان آموزش میدهند. داستان حاضر درباره خرگوشک و ننهخرگوشه است. یک شب خرگوشک از ننهخرگوشه پرسید: مامانبزرگ چرا همش توی لانه میمانی و جایی نمیروی؟ خسته نمیشوی؟ ننه خرگوشه با غصه گفت: آخر من نمیتواند تنهایی به گردش بروم؛ چون راه لانه را فراموش میکنم و گم میشوم. خرگوشک تصمیم گرفت فردا مامانبزرگ را به گردش ببرد اما... . این داستان بر اساس حدیثی از نبیاکرم (ص) نوشته شده است.
عنکبوتهای عجیب غریب
معرفی کتاب
مجموعهی ماجراهای جنگل بلوط شامل داستانهای کوتاه و مصوری است که با تکیه بر یکی از احادیث معصومین (ع) نوشته شده است. این داستانها با زبانی کودکانه مهارتهایزندگی، آداب اجتماعی و فردی و صفات و اخلاقیات نیکو را به مخاطبان آموزش میدهند. داستان حاضر درباره زنبورکی است که به دیدار چند عنکبوت میرود و متوجه میشود که آنها برای اینکه بتوانند تار محکم، بزرگ و مناسبی مهیا کنند به کمک هم نیاز دارند اما به یکدیگر کمک نمیکنند. این داستان با نگاهی به حدیثی از امام علی (ع) نوشته شده است.
شیشهی عمر
معرفی کتاب
اگر به افسانهها و قصههای تخیلی علاقه داری قطعاً خواندن مجموعه شیشهی عمر میتواند جذاب و خواندنی باشد. این مجموعه شامل 5 داستان زیبا برای کودکان است. فضای داستان کاملاً خیالی بوده و کودکان را با حال و هوای افسانههای اصیل ایرانی آشنا میکند. تمام قصهها در یک جنگل روایت میشود و شاخصه همدلی و همکاری حیوانات برای رفع مشکلات جامعه هدف نویسنده بوده است. در بخشی از کتاب میخوانیم: شیر همانطور که کمکم به آهوی بیمار علف میخوراند، خودش هم از آن علفها میخورد. کلاغ به همه خبر داد که شیر علفخوار شده و حیوانات وقتی با چشم خودشان دیدند، باور کردند. کمکم همه از بچه آهو که بهخاطر او، شیر درنده دیگر آنها را شکار نمیکرد، خوششان میآمد. شیشهی عمر شیر باعث شده بود که همه در آرامش زندگی کنند. آنها میگفتند اگر شیر واقعاً علفخوار شده، ما سلطانی بهتر از او نخواهیم داشت. پس بهتر است ما هم از شیشهی عمر چنین سلطانی مراقبت کنیم. برای همین کمکم ترس آنها هم ریخت، به دیدن بچهآهو میآمدند و برای او و سلطان علفهای تازه میآوردند...
تک چشم
معرفی کتاب
همیشه زلالترین آبها از تاریکترین اعماق خاک بیرون آمده و مردمان خود را سیراب میکند. تصور کنیم کودکی یتیم در عمق جنگلهای هیرکانی تالش، استقلال ذهنی خود را طوری در خردسالی بیابد و ذهن خود را بر اساس مطالعه در تنهایی رشد دهد و تکامل خود را در طبیعت خشن آنجا بهقدری متبحرانه به سرانجام رساند که در اوان جوانی یکتنه با خرافاتی مبارزه کند که همه ساکنین روستایش عقل و درایت خود را به آن موهومات باختهاند. میبینیم که وی به جای مادر، جنگل، به جای پدر، کوهستان و به جای دوستان، سگهای گلهاش را آموزگاران خود قرار داده است تا در اوج جوانی طوری اعتماد سازمان مراتع و آبخیزداری را جلب کند که برای حفظ گونههای در حال انقراض دست به دامنش شده و سلاح جنگی در اختیارش گذارند. داستان کتاب در مورد شخصیتی به نام شاپور است که یک روز صبح از خواب برخواست و گوسفندان خود را غرق خون دید. شاپور برای پیدا کردن عامل کشتن گوسفندان خود راهی جنگل میشود و در این راه حوادث جذاب و خواندنی زیادی را سپری میکند.