فردوسی
معرفی کتاب
این کتاب کوشیده است با بهرهگیری از زبان طنز، شاعر بزرگ زبان فارسی «فردوسی» به خوانندگان نوجوان و جوان معرفی کند.کتاب پر از تصویر است و نویسنده کوشیده است با دخالتهای گاه و بیگاه خود در حین روایت زندگی شخصیت مورد نظر، فضایی تعاملی بیافریند و از خسته شدن خواننده جلوگیری کند. او در شرح زندگی فردوسی، به سراغ شخصیتهای شاهنامه نیز میرود که حکایت آنها تمام زندگی شاعر و حکیم نامی را به خود اختصاص داد.
کتابدار عجیب و غریب
معرفی کتاب
خانم شارلوت پیرزنی قدبلند و عجیب است که به تازگی کتابدار جدید «سنت آناتون» شده است. او انبار قدیمی مدرسه را به کتابخانه تبدیل کرده است تا بچهها سرگرم شوند. اما یک روز خانم شارلوت یک کتاب افسانهای و خندهدار را مطالعه میکند که در آن غرق میشود! این موضوع موجب میشود که بچهها تصمیم بگیرند او را نجات بدهند.
بردن سیرک به کتابخانه؟ هرگز!
معرفی کتاب
در کتابخانه هرکاری دلت بخواهد، میتوانی بکنی، یعنی میتوانی بنشینی، کتاب بخوانی و خیالبافی کنی؛ اما نمیتوانی سیرک راه بیندازی! اگر با همه این حرفها سیرک برپا کنی، کتابدار میگوید، فقط زیاد سروصدا نکنید و تو قول میدهی که سیرکت بیخطر است و هیچ سروصدایی ندارد. بعد درست مثل آکروباتبازها برنامه را شروع میکنی و... . به تماشاگران میگویی دست نزنند؛ چون باید ساکت باشند؛ سپس از یکی از تماشاگرها میخواهی کیک را محکم به صورتت بکوبد و... . حالا آرزو میکنی به جای سیرک فقط کتاب میخواندی!
بردن پیانو به ساحل؟ هرگز!
معرفی کتاب
مادر «مگنولیا» میگوید وسایلش را بردارد تا به ساحل بروند و منظورش بیلچه مخصوص شنبازی و قایق یا بشقاب پرنده است، نه پیانو! اما مگنولیا پیانو را با خودش میبرد و قول میدهد آن را سالم نگه دارد؛ ولی رساندن پیانو به ساحل اصلاً کار راحتی نیست و مرغان دریایی و... . مگنولیا همراه پیانو آببازی میکند و بعد پیانو آنقدر دور میشود که دیگر دست او به آن نمیرسد. حالا مگنولیا آرزو میکند ای کاش هیچوقت پیانو را با خودش به ساحل نمیآورد.
بردن تمساح به مدرسه؟ هرگز!
معرفی کتاب
معلم از بچههای کلاس میخواهد چیزی از طبیعت را به کلاس علوم ببرند و منظورش یک تکه چوب، چند تا سنگ درخشان و... است؛ اما «مگنولیا» تمساحش را به کلاس میبرد! او برای معلم توضیح میدهد که هیچ اتفاقی رخ نمیدهد و تمساح او ساکت و دست به سینه مینشیند. ناگهان وسط صحبت معلم، صدای خنده مگنولیا بلند میشود؛ چون تمساح یک نقاشی خندهدار به او نشان داده است. سر کلاس هنر، موشکی لای موهای معلم گیر میکند و... . مگنولیا حسابی به دردسر افتاده است!
پاپی جوراب بلند تو همه کار موفقه
معرفی کتاب
«پاپی» دختری است که با همسن و سالهایش خیلی فرق میکند. او با صورت ککمکی و موهای قرمز بافتهشده، قویترین دختر دنیاست! مادر او به آسمانها رفته است و پدرش دریانوردی است همیشه در سفر. پاپی با اسب و میمون کوچکش در ویلا زندگی میکند. او آداب و رسوم اجتماعی را بلد نیست، برای همین، همه به او به چشم دختری عجیب و غریب نگاه میکنند؛ ولی خودش فکر میکند از بچهای که پدر و مادر ندارد، بیش از این نباید توقع داشته باشند. او دختری مهربان و مستقل و شجاع است که تمام مشکلات زندگی را به روش خودش حل میکند!
پلیس قهرمان1
معرفی کتاب
افسر «نایت» و سگش، باز هم رئیس را عصبانی کردهاند. آنها میخواهند برای به دست آوردن دل رئیس، کاری بکنند. مرد تبهکار و گربهاش نگران هستند که مبادا افسر نایت و سگش آنها را به دام بیندازند. گربه فکر بکری دارد... . هنگامیکه افسر نایت و سگش میخواهند بمب را خنثی کنند، بمب منفجر میشود و آن دو به شدت زخمی میشوند. پزشکان تصمیم میگیرند سرِ سگ را به بدن افسر نایت پیوند بزنند و به این ترتیب، پلیس قهرمان به وجود میآید!
آشوبی در مدرسه
معرفی کتاب
آخرینبار «مکس کرامبلی» روی یک پیتزای بزرگ نشسته بود و سه خلافکار بیرحم برای مرگ او نقشه میکشیدند. آیا مکس مانند پیتزا قطعهقطعه میشود؟ یا میتواند از این مخمصه جان سالم به در ببرد؟ او فکر میکند ضایعترین ابرقهرمان تاریخ است و علت بدبیاریاش را این میداند که همهچیز را در نظر نگرفته است. برای همین قوانینی را برای خودش وضع میکند تا با پیروی از آنها دیگر به دردسر نیفتد. قانون اول این است که یک ابرقهرمان باید همیشه آماده باشد. طبق قانون دوم، یک ابرقهرمان باید همیشه شغل نیمهوقت داشته باشد. قانون سوم... .
شربت آرزو
معرفی کتاب
جادوگر «دیوون» والامقام، عضو هئیت مخفی جادوگران و خاله جادوگر «پولچاپکن»، دچار مشکل بزرگی شدهاند. آنها با نزدیک شدن به پایان سال، هنوز نتوانستهاند قراردادشان را با «دیو جهنمی» بزرگ به پایان برسانند. دیوون و پولچاپکن، تصمیم میگیرند در ساعات پایانی سال، کمکاریشان را جبران کنند. «مااورتیزیو»، گربه جادوگر دیوون و «یاکوب قارقاری»، کلاغ خانگی خاله «دیروونی»، از نقشه جادوگرها سردرمیآورند و تلاش میکنند آن را به هم بزنند. آیا آنها میتوانند این کار را انجام دهند؟