اسکار لنگه جورابی
معرفی کتاب
اسکار کوچولو هر جا که میرفت لنگه جورابش را گم میکرد. توی خانه، اتوبوس، فروشگاه، زمین بازی و... کسی نمیدانست چه طوری این کار را میکند. شده بود یک معمای بزرگ تا این که روزی مامان، اسکار را برای معاینه پیش پزشک برد. آقای دکتر بعد از معاینه گفت:... در این کتاب لنگه جورابهای گمشده اسکار بین تصاویر کتاب پنهان شدهاند. کودک علاوه بر لذت بردن از داستان سرگرم پیدا کردن لنگه جورابهای اسکار هم میشود.
عمو بازیافت ترس نداره که...
معرفی کتاب
این کتاب مصور سعی دارد کودکان را از همان دوران خردسالی با بازیافت و اهمیت مدیریت پسماند شهری آشنا کند.
در این داستان «اهورا» خردسالی است که از صدای ماشین مدیریت پسماند شهری میترسد، زیرا دو نفر از دوستانش از آن صدا میترسند و این ترس به او منتقل شده است. مادر و اطرافیان اهورا سعی میکنند تا ترس او از بین برود و متوجه مزایای بازیافت شود.
در این داستان «اهورا» خردسالی است که از صدای ماشین مدیریت پسماند شهری میترسد، زیرا دو نفر از دوستانش از آن صدا میترسند و این ترس به او منتقل شده است. مادر و اطرافیان اهورا سعی میکنند تا ترس او از بین برود و متوجه مزایای بازیافت شود.
چطوری معذرت بخواهیم؟
معرفی کتاب
آیا اگر همه میدانستند چگونه عذرخواهی کنند، دنیا جای بهتری نمیشد؟ خوانندگان در این داستان یاد میگیرند که «همه اشتباه میکنند» و در این مواقع «بهترین راه معذرتخواهی است». کتاب مقصودش را با استفاده از تمثیلهای بامزه و خندهدار، از معذرتخواهی واقعی و الکی بهصورت کامل و با نمونههای خندهداری مثل جوجهتیغیای که بهطور تصادفی بادکنک دوستش را ترک کرد، حلزونی که با سرعت میدوید و روی انگشتان پاهای تنبلی قدم گذاشت و...، به کودکان میرساند.