Skip to main content

روباه کلک، زاغو زبلک

معرفی کتاب
"روباه کلک" دنبال خانۀ "خانم قدقدا" می‌گشت تا او را یک لقمۀ چپ کند. در راه از هرکسی که می‌دید نشانی خانۀ خانم قدقدا را می‌پرسید. تا اینکه به "هاپولی" رسید. هاپولی سگ زرنگی بود و تا روباه را دید شروع به تعقیب او کرد. در همین تعقیب و گریز، روباه یک تکه گوشت پیدا کرد و گوشه‌ای مخفی شد تا آن را بخورد. "زاغو زبلک" که از بالای درخت همه چیز را می‌دید نقشه‌ای کشید تا ماجرای سال‌ها قبل را تلافی کند. همان ماجرایی که روباه او را گول زد تا پنیر را از منقارش درآورد. یادتان هست؟

سوسکه اومد آب بخوره

معرفی کتاب
این کتاب دارای پنج شعر است. شعرها موزون هستند و زبان ساده‌ای دارند. بعضی شعرها اشاره به یک داستان یا جملۀ معروف دارد که با زبانی دیگر بیان شده است یا قصه‌ای متفاوت دارد. مثلا شعر اول مربوط به قصۀ خاله سوسکه و عروسی‌اش با آقا موشه است، شعر دوم جملۀ "قصۀ ما به سر رسید کلاغه به خونه‌ش نرسید" را به شیوۀ خود روایت می‌کند و سه شعر پایانی نیز قصه‌های کوتاه و کودکانۀ دیگری دارند.

وگی می‌ره مدرسه خیلی هم کم‌حواسه

معرفی کتاب
"وَگی" امروز برای اولین بار می‌خواهد به مدرسه برود. او هم می‌ترسد و هم هیجان دارد؛ چون باید صبح زود بیدار شود، مدت زیادی پشت میز بنشیند و تمام حواسش به حرف‌های معلم باشد. او می‌تواند از پس تمام این کارها به خوبی بربیاید؟

وگی همبازی می‌خواد خواهرش دنیا میاد

معرفی کتاب
بچه‌هایی که منتظر خواهر یا برادر جدیدی هستند و هر روز برای به دنیا آمدن آن‌ها لحظه شماری می‌کنند، ویژگی‌های مشترکی دارند. آن‌ها دوست ندارند زیاد صبر کنند، می‌خواهند نوزاد از همان لحظۀ اول حرف بزند و مثل آن‌ها راه برود. نوزادها هم ویژگی‌های مشترکی دارند. آنها تا چند ماه اول فقط شیر می‌خورند، گریه می‌کنند و می‌خوابند. در این کتاب شاید متوجه شوید که این دو گروه چطور با ویژگی‌های یکدیگر کنار می‌آیند و لحظه‌های شادی را سپری می‌کنند.

وگی دکتر نمی‌ره هی بهونه می‌گیره

معرفی کتاب
"وَگی" مثل بیشتر بچه‌ها دکتر رفتن را دوست ندارد. چون می‌ترسد که دکتر به او آمپول بزند. تازه منتظر نشستن در مطب دکتر هم حوصله‌اش را سر می‌برد. پس باید چه کند؟ شاید در این کتاب، هم شما و هم وَگی متوجه شوید که دکتر رفتن آنقدرها هم ترسناک نیست.

وگی تو رختخوابه دوست نداره بخوابه

معرفی کتاب
زمان خواب "وگی" بود. اما او نمی‌خواست چشم‌هایش را ببندد. مادرش فکری کرد. او را به حمام برد. اما باز هم وگی خوابش نگرفت. او مسواک زد و لباس خوابش را پوشید. اما هنوز خوابش نمی‌آمد. مادر، وگی را به دنبال عروسکش فرستاد تا کنار عروسکش بخوابد ولی فایده‌ای نداشت. وگی تازه گشنه‌اش شده بود. بعد تشنه‌اش شد، بعد از آن می‌خواست مادر برایش قصه بخواند. بعد... انگار امشب از خوابیدن خبری نیست.

وگی ورجه باهوشه می‌دونه چی بپوشه!

معرفی کتاب
بیرون از خانه برف زیادی باریده است و "وَگی" دوست دارد برف بازی کند. برای بیرون رفتن در این هوای سرد چه لباس‌هایی باید پوشید؟ کلاه؟ جوراب؟ شلوار؟ کت؟ آیا وَگی یادش می‌ماند تمام لباس‌هایش را بپوشد؟ اول از کدام لباس باید شروع به پوشیدن کند؟

شالاپ شلوپ، میون آب

معرفی کتاب
در این کتاب، کودک با حیواناتی آشنا می‌شود که در آب زندگی می‌کنند. فک، اسب آبی، نهنگ، قورباغه، عروس دریایی و هشت‌پا چند نمونه از آن‌ها هستند. کودکان با شناخت درست حیوانات ممکن است کمتر به آن‌ها آسیب برسانند. جملۀ "با من دوست باش" در پایان کتاب نیز می‌تواند نشان‌دهندۀ همین هدف آسیب نرساندن باشد.

وِز وِز وِز، تو باغچه‌ها

معرفی کتاب
در این کتاب، کودکان با بعضی از حشرات مثل جیرجیرک، حلزون، عنکبوت، کرم شب‌تاب، ملخ و هزارپا آشنا می‌شوند. هدف این مجموعۀ چهارجلدی این است که کودک یاد بگیرد با حیوانات مهربان باشد و به آن‌ها آسیبی نرساند.

پر پر پر، توی هوا

معرفی کتاب
در این کتاب، کودک با بعضی پرندگان مثل اردک، دارکوب، شاهین، قرقاول، قو، کبوتر و غیره آشنا می‌شود. شناخت پرندگان ممکن است به کودکان کمک کند تا در آینده با تمام حیوانات مهربان باشند و به آن‌ها آسیب نزنند.