علاالدین و داستانهای دیگر
معرفی کتاب
در این کتاب، 13 قصه از قصههای پریان و پادشاهان و حیواناتی که سخن میگویند و تاکنون بهصورت کتاب، نمایش و فیلم به زندگی مردم راه یافتهاند، به طور مستقیم از منابع معتبر گزینش و نقل شدهاند؛ قصههایی که از دل زندگی مردم ایران و هندوستان و عربستان برخاستهاند و سالیان دراز سرگرمی روزمرهی مردمان بودهاند.
این فقط یک قصه نیست!: کی قویتره؟
معرفی کتاب
مجموعه 52 جلدی این فقط یک قصه نیست هر هفته یک بازآفرینی از افسانههای کهن ایران زمین است با این تفاوت که کودک فقط یک قصه نمیخواند. بلکه تعاملی دو سویه بین مخاطب و پدیدآورندگان کتاب، ایجاد میشود و کودک میتواند با رنگآمیزی بخشی از کتاب، تصاویر را کامل کند. «کی قویتره؟ »: یک روز صبح وقتی خورشید از خواب بیدار شد گفت: ببینید من از همه قویترم. یک دفعه باد از راه رسید و گفت: کی گفت تو از همه قویتری؟ خودم قویترم. خورشید گفت: الان بهت نشان میدهم که کی قویتره.... حالا به نظر شما کی از همه قویتره؟
این فقط یک قصه نیست!: هامان و غول آسیاب
معرفی کتاب
مجموعه 52 جلدی این فقط یک قصه نیست هر هفته یک بازآفرینی از افسانههای کهن ایران زمین است با این تفاوت که کودک فقط یک قصه نمیخواند. بلکه تعاملی دو سویه بین مخاطب و پدیدآورندگان کتاب، ایجاد میشود و کودک میتواند با رنگآمیزی بخشی از کتاب، تصاویر را کامل کند. «هامان و غولآسیاب»: یک روز دختر مهربان حاکم شهرِ آفتاب مریض شد. طبیبان گفته بودند که تنها چیزی که ممکن است این دختر را نجات بدهد گیاه شفابخش است. هیچکس نمیدانست که این چه گیاهی است و کجا رشد میکند. هامان ریزهمیزه برخلاف بقیه مردم که از پیداکردن این گیاه ناامید شده بودند، کوله بارش را برداشت و رفت تا گیاه شفابخش را پیدا کند. اما همه گفتند آخه از هامان ریزهمیزه چه کاری برمیآید؟ به نظر شما هامان موفق میشود؟ ...
آلیس در سرزمین عجایب
معرفی کتاب
آلیس دختری بود مثل همه دخترها، او خیالپرور، کنجکاو و علاقمند به ماجراهای هیجانانگیز بود. آلیس دختری معمولی بود تا قبل از اینکه به سرزمینی عجیب وارد شود. یک روز آلیس خرگوش سفیدی را میبیند و آن را دنبال میکند و به سرزمینی جادویی وارد میشود که ملکهایی بدجنس بر آنجا حکومت میکرد. آنجا سرزمینی بود که هر اتفاق عجیب و غریبی در آن اتفاق میافتد. سرزمینی که در آن موجوداتی عجیب وجود داشتند؛ هزارپایی که حرف میزد، تولهسگی که به اندازه یک اسب بزرگ بود و گربهایی که رد یک چشم بههمزدن غیب میشد و دوباره ظاهر میشد....
نمکی و مارِعینکی
معرفی کتاب
در افسانهها آمده است نمکی دختری بود که برای نجات خواهرانش از دست غول، باید هفت در را میبست. اما شش در را بست و قبل از بستن در هفتم خوابش برد. اینبار اما نمکی پسری است که از افسانههای قدیمی بیرون آمده تا با کمک دوستانش مارعینکی و بارجو که یک الاغ پیر است به جنگ هفت دزد شرور برود و یاقوتهایی را که از پادشاه ربودهاند پس بگیرد. دزدها بسیار خطرناکاند و تنها صلاح نمکی هوش و زیرکی اوست.
قصههای هاچین واچین
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل چهار قصهی معروف خارجی است که با زبانی ساده نوشته شده است. هدف اصلی این کتاب تقویت روانخوانی کودکان است؛ از این رو برای خوانش داستانها رعایت گامهای مهم را به خوانندگان پیشنهاد داده است. بلندخوانی، تصویرخوانی و کلمهخوانی از مهمترین گامهای مطرح شده است. داستانهای گردآوری شده در کتاب شامل جوجه اردک زشت، شنلقرمزی و آدمک نان زنجبیلی میباشد.
هیولای سال نو
معرفی کتاب
در زمانهای قدیم، مردم چین عید سال نو را دوست نداشتند چون دیو سال نو میآمد و همراه خود بلا و بدبختی میآورد. دیو سال نو جانور غریبی بود. سالی یک بار در شب سیصد و شصت و پنجمین روز سال بیدار میشد و به ساحل میآمد تا چیزی بخورد. به نظر شما آیا مردم دهکده میتوانند با این جانور عجیب مبارزه کنند؟
پینوکیو
معرفی کتاب
این داستان درباره عروسکی چوبی به نام پینوکیو است که پیرمردی نجار به نام ژپتو او را بهوجود آورد و فرشتهای مهربان به او گفت: «اگر پسر خوبی باشی، تو را به یک بچه واقعی تبدیل میکنم». پینوکیو که تازه به جهان وارد شده بود و دوست داشت بداند در دنیا چه خبر است، از خانه فرار کرد تا دنیا را ببیند. پینوکیو در این داستان، خواننده را با خود به جهان خیالی میبرد و او را با موجودات ناشناخته و تخیلی آشنا میکند. در انتهای داستان برای پینوکیو اتفاقی عجیب رخ میدهد، آیا به پسر واقعی تبدیل می شود؟ ...
پادشاهِ کوچکِ غولهای بزرگ
معرفی کتاب
این کتاب درباره سرزمین غولهاست. سرزمینی سیاه و کثیف که نه آب داشت و نه آبادانی. غولهای این سرزمین پشت کوه زندگی میکردند و عصبانی و ناراحت بودند. یک روز پسری به نام بزوین تصمیم گرفت از کوه نزدیک خانهشان پایین برود. او بدون اینکه بداند کجا میرود ناگهان به سرزمین غولها رسید. غولها که هزار و دویست سال بود پادشاهی نداشتند تصور کردند بزوین شاه آنهاست و او را روی تخت پادشاهی نشاندند. بزوین ابتدا خیلی ترسیده بود. نمیدانست باید چهکار کند و چه دستوری دهد. غولها هم منتظر بودند تا پادشاهشان کاری کند، اما اوضاع به سرعت عوض شد و بزوین تصمیم های عجیب و جدیدی گرفت که سرنوشت و سرزمین غولها را تغییر داد...