به اندازه یک نخود
معرفی کتاب
مجموعه «کتاب زندگی» با هدف انتقال ارزشها، سبک زندگی ایرانی-اسلامی و ترویج فرهنگ مطالعه به کودکان و نوجوانان با زبان طنز شکل گرفته است. این کتاب، قصه یک نخود است که برای گرفتن حقِ پدر و مادرش به قصر میرود تا با حاکمِ ظالم رو در رو شود. نخودی برای رسیدن به پادشاه مسیر سختی را باید طی کند و از دیگران کمک بگیرد، نخودی توانست حق پدر و مادرش را بگیرد؟ او به پادشاه رسید؟ ...
رقابت با حسن کچل
معرفی کتاب
مجموعه «کتاب زندگی» با هدف انتقال ارزشها، سبک زندگی ایرانی-اسلامی و ترویج فرهنگ مطالعه به کودکان و نوجوانان با زبان طنز شکل گرفته است. این کتاب، قصه پیرزنی است که یک پسر کچل و خیلی خیلی تنبل دارد که از صبح تا شب فقط میخورد و میخوابد و هیچ کار دیگری نمیکند. پیرزن بیچاره از این وضع خیلی غصه میخورد تا این که... .
بهدنبال خوشبختی
معرفی کتاب
مجموعه «کتاب زندگی» با هدف انتقال ارزشها، سبک زندگی ایرانی-اسلامی و ترویج فرهنگ مطالعه به کودکان و نوجوانان با زبان طنز شکل گرفته است. در قصهی بهدنبال خوشبختی مردی به نام توفیققلی است که خیلی خیلی بدشانس بود و هر روز از صبح تا شب اتفاقات ناگوار از زمین و آسمان بر سرش میبارید، تا اینکه روزی ... .
نخستین نبرد رستم
معرفی کتاب
این کتاب بازآفرینی داستان اولین نبرد رستم است که پس از حمله تورانیان به ایران رخ میدهد؛ یعنی زمانی که منوچهرشاه از دنیا رفته و نوذر فرزند او جانشینش شده است. نوذر پادشاه کمخرد و ناشایستهای بود، او با نادانی و بیمسئولیتی باعث شد تورانیان به ایران حمله کنند. رستم آن زمان سن و سالی نداشت، پهلوانی جوان و کمتجربه بود، اما در زور و خرد، در شمار برترین پهلوان نامدار سپاه ایران در برابر دشمنان قرار میگرفت. این داستان یکی از پرپیچ و تابترین داستانهای پهلوانی شاهنامه است که در عین پایان شیرین، حوادث بسیار تلخی را که نصیب ایرانیان و نوذر شاه شد را روایت میکند.
مهمانهای ناخوانده
معرفی کتاب
پیرزن در روستایی کوچک، زندگی میکرد. پیرزن، یک حیاط داشت به اندازۀ یک غربیل که یک درخت داشت اندازۀ یک چوب کبریت. پیرزن خوشقلب و مهربان بود و بچهها خیلی دوستش داشتند. روزی، وقتی آفتاب از روی دِه پرید و هوا تاریک شد، پیرزن چراغ را روشن کرد و روی تاقچه گذاشت، چادرش را سرش کرد، رفت دم در خانه که هوایی بخورد، آشنایی ببیند، دلش باز شود که...
نخودی و گاو نر و چند افسانه دیگر برای کوچولوها
معرفی کتاب
این کتاب حاوی پنج افسانه است. افسانۀ اول دربارۀ خروس، مرغ، غاز، اردک و جوجۀ طلایی است که به عروسی دعوت شدهاند. افسانۀ دوم از غازی میگوید که از گروهش جدا میشود؛ چون وقت تخم گذاشتنش است؛ اما... . افسانۀ سوم، داستان پسری است که در راه مدرسه، از درخت گلابی بالا میرود تا گلابی بچیند که... . افسانۀ چهارم... .
دیو و دلبر و چند افسانه گریهدار دیگر
معرفی کتاب
این کتاب حاوی پنج افسانه است. داستان اول دربارۀ دختری به نام «بداقبال» است که از خانوادۀ سلطنتی است. او و مادر و خواهرانش، به دلیل شکست پدرشان در جنگ، روزگار بسیار سختی را میگذرانند تا اینکه... . داستان دوم، از بازرگانی سخن میگوید که ثروتش را از دست میدهد. حالا او مجبور است با سه دخترش به خانۀ کوچکی نقل مکان کند و مانند کشاورزان معمولی زندگی کند... . داستان سوم، قصۀ پادشاهی را روایت میکند که... .
آسیاب، بچرخ!
معرفی کتاب
باد هرروز آسیاب بادی را میچرخاند. آسیاب هم میخندید و تندتند گندمها را آرد میکرد؛ اما یک روز آسیاب هرچه منتظر ماند، باد نیامد. گوساله و الاغ که از آنجا میگذشتند، به او گفتند که باد در یک بلندی نشسته و میگوید که من اربابم و دیگر آسیاب را نمیچرخانم. آسیاب هم غمگین شد و شروع به گریه کرد. وقتی بزغاله از راه رسید و ماجرا را فهمید، پرید و شروع به چرخاندن آسیاب کرد. آن دو با هم شاد بودند، بزغاله آسیاب را میچرخاند و آسیاب گندم را آرد میکرد تا اینکه... .
افسانه تیرانداز جوان
معرفی کتاب
«رعد» جوان، بزرگترین آرزویش، به دست آوردن مهارت در تیراندازی و شکست دادن قهرمان تیراندازی شهرشان، «طوفان»، است. او برای فراگیری فنون تیراندازی به سفری طولانی میرود و در سرزمین «ختن»، نزد استاد تیراندازی به نام «نسیم» میرود. استاد طی چندسال سه کار مهم را به او میآموزد: باز نگه داشتن چشمها و پلک نزدن، چیزهای کوچک را بزرگ دیدن و چیزهای بزرگ را کوچک دیدن. بهاینترتیب، رعد به تیرانداز چیرهدستی تبدیل میشود و به سرزمین خود بازمیگردد؛ اما در روز مسابقه ... .