Skip to main content

کفش‌هایی با پاپیون قرمز و دو داستان دیگر

معرفی کتاب
در کتاب می‌خوانیم:
آقا بهمن، نفسش را با کلافگی بیرون داد و نگاهی به سید کرد و گفت: «والا اگه شما فهمیدی، من هم فهمیدم سید جان! کلافه‌ام کرده این بچه! یک ساعته اینجا نشسته می‌گه کفشم رو بده، کفشم رو بده. حالا کدوم کفش؟ اللّه اعلم!»
سید نگاهی مهربان به دخترک و پاهای برهنه‌اش کرد و گفت: «چی شده دخترم؟ کفش‌هات رو گم کردی بابا جان؟ »

العم قاسم

معرفی کتاب
این کتاب مصور 20 داستان دارد و شخصیت حاج قاسم سلیمانی را در ابعاد متعدد، مثلاً رفتار ایشان با خانواده و مدیریت نظامی‌شان، از زاویه‌های گوناگون برای خوانندگان روایت می‌کند. داستان‌ها، از زبان فارسی به زبان عربی ترجمه شده‌اند و قصد دارند علاوه بر آشناکردن مخاطبان با حاج قاسم، زبان عربی آن‌ها را نیز تقویت کنند.

سوراخ‌های برق‌دار

معرفی کتاب
داسی دایناسی داشت کلوچه می‌خورد که مورچه‌ای آمد یک تکه از کلوچه که روی زمین افتاده بود را برداشت تا ببرد توی لانه‌اش. داسی با نگاهش دنبال مورچه را گرفت. مورچه‌هه از دیوار بالا رفت. می‌خواست برود توی سوراخ پریز که داسی مانع رفتن مورچه به سوراخ پریز شد. مورچه‌هه گفت: «بزار برم. راه لونه‌ام همینه.» اما صداش خیلی ضعیف بود و به گوش داسی نمی‌رسید. داسی برای این که مانع برق‌گرفتگی مورچه شود؛ سریع رفت و اتوی مامی داسی را زد به پریز برق و گفت: «دیگه از این راه نرو. اگه به برق می‌خوردی، می‌مردی!» ولی یادش رفت که اتو را روی فرش گذاشته است و...

آقابخاری

معرفی کتاب
بخاری اتاق داسی دایناسی با فوت باد خاموش شد. داسی سردش شده بود و می‌خواست بخاری را دوباره روشن کند. پیچ گاز بخاری را این‌وری پیچاند، آن وری پیچاند، روشن نشد. بالاخره دکمه‌ای را زد و بخاری روشن شد. ولی خوب کار نمی‌کرد. داسی خسته شد و نشست؛ اما بوی بدی می‌آمد. آمد بلند شود که سرش گیج رفت و افتاد زمین. مادر داسی‌دایناسی به کمک داسی آمد و متوجه شد که بخاری خوب کار نمی‌کند. بابی‌ناسور هم زود رفت روی پشت‌بام و دید که باد لوله‌ی دودکش را از جا کنده است...

ماشین بابی‌ناسور

معرفی کتاب
داسی دایناسی به همراه پدر و مادرش قرار بود بروند گردش. مامی‌دایناسی وسایل پخت‌و‌پز و فرش را برداشت. داسی دایناسی هم دوچرخه‌اش را برداشت. وقت سوار شدن داسی‌دایناسی از مامانش خواست روی صندلی جلو کنار بابی‌‌ناسور بنشیند. در بین راه داسی‌دایناسی نشست روی پای باباش و فرمان را گرفت. آن‌ها به تذکرهای مامی‌دایناسی توجهی نکردند تا این‌که یک گاو آمد توی جاده...

جوراب پاره

معرفی کتاب
جوراب داسی دایناسی سوراخ شده است و پایش مثل سیب‌زمینی از جوراب بیرون زده است. مامی دایناسی می‌خواهد جوراب داسی را بدوزد و داسی هم می‌خواهد به او کمک کند. مامی‌دایناسی بقیه دوختن جوراب را به داسی‌دایناسی می‌دهد و از او می‌خواهد که وقتی کارش تمام شد سوزن و قرقره‌ها را از زیر دست و پا جمع کند تا مبادا سوزن به پایش برود. داسی دایناسی از خوشحالی این که جورابش را دوخته است شروع کرد به بپر بپر‌؛ که ناگهان پایش رفت روی یکی از قرقره‌ها و...

آدم‌های خانه عنقا

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از 10 داستان با نویسندگان گوناگون درباره موضوعات اجتماعی و سبک زندگی ایرانی‌اسلامی با محوریت خانواده است. در این داستان‌ها به حوادث تاریخی همچون جنگ تحمیلی و فاجعه منا اشاره شده است. هدف داستان‌ها این است که مخاطب را با اهمیت نهاد خانواده آشنا کند و لزوم تلاش‌کردن برای حفظ ارتباط خوب بین اعضا را به او نشان دهد.

قصه‌ چهارتا خط

معرفی کتاب
این کتاب علاوه بر قصه‌ "چهارتا خط" دارای 4 قصه‌ دیگر هم هست. " این همه خوشحالی"، "وقتی ماه بچه ها را خوشحال کرد"، " خیلی قشنگ" و "ماشین موش موشک". قصه چهار تا خط به ماجرای چهار تا خط می پردازد که هر کدام به کاری خواهند آمد و....

اسبی که نمی‌خوابید

معرفی کتاب
قصه‌ی اسبی که نمی خوابید در مورد اسبی است که نه روز می‌خوابید و نه شب.
دستان او لرای بیخوابی او چاره‌ای اندیشیدند و هرکدام بخشی از خواب خود را به او دادند اما اسب باز هم خوابش نبرد و با غصه به خوابهایی که دوستانش به او داده بودند نگاه کرد و اشک در چشمانش جاری شد ... و فکری به ذهنش آمد...

گربه خرابکار برف دوست ندارد

معرفی کتاب
دارد برف می‌آید و پیشی تا حالا برف ندیده است، بنابراین می‌رود تا اطلاعاتی راجع به برف پیدا کند. برف سرد، آبکی و لیز و نرم است. ولی وقتی از فضای مجازی وارد فضای واقعی می‌شود...