زلزلهزادگان
معرفی کتاب
کتاب درباره پدری است که برای نخستینبار حقیقت زندگی خودش و خانوادهاش را برای دخترش باز میکند؛ از نبودن پدر، از سالهای سخت کنار خواهر و برادرهایش و از مادری که با کار و نانپزی همهشان را سرپا نگه داشت. روایتش کمکم به حادثه تلخی میرسد که مادر را، تنور از او گرفت و مسیر زندگیاش را عوض کرد.
خاله شاخنبات
معرفی کتاب
خاله شاخنبات یک دیو چاق و قلمبه بود که به جای شاخ روی سرش دو تا شاخه نبات داشت به چه بلندی. خاله شاخنبات خیلی مهربان بود. هر جا جشنی بود، عروسیای بود، بزن و بکوب و روبوسیای بود، هلک و هلک راه میافتاد و خودش را به آنجا میرساند. بعد یک تکه از شاخش را میکند و میداد به عروس و داماد تا زندگیشان شیرین شود.
قصههای بهدرد بخور
معرفی کتاب
کتاب "قصههای بهدردبخور" مجموعهای از داستانهای کوتاه و آموزنده است که هرکدام با زبانی ساده و جذاب، به انتقال پیامهای اخلاقی و انسانی میپردازند. این داستانها که اغلب از منابع کهن و ادبیات غنی ایران مانند کشکول شیخ بهایی، گلستان و بوستان سعدی، کلیله و دمنه و الهینامه عطار الهام گرفتهاند، به مفاهیمی چون صداقت، عدالت، مسئولیتپذیری، مهربانی، و توجه به ارزشهای اخلاقی میپردازند.
چرخ گمو: با الهام از زندگی پهلوان کوچک شهید سعید طوقانی
معرفی کتاب
کتاب «چرخ گِمو» روایت زندگی و شهادت سعید طوقانی است. گمو پانزده ساله اهل لرستان عاشق ورزش باستانی است و متولد روزی است که معروفترین پهلوان آن روزگار یعنی پهلوان سعید طوقانی به دنیا آمده است. او این همپوشانی تاریخ تولد را نشانهای میبیند که بتواند پهلوان و قهرمان شود. اما نمیتواند به اندازه سعید پیشرفت کند. تصمیم میگیرد هر طور شده یک بار چرخیدن سعید را از نزدیک ببیند و فوت کوزهگری را از او یاد بگیرد و در این مسیر با چالشهای فراوانی روبرو میشود.
فرشته واقعی کیه؟
معرفی کتاب
کتاب «فرشتهٔ واقعی کیه؟» داستانی احساسی و الهامبخش از سفری آسمانی به دل زندگی زمینی است. فرشتهای با دیدن نوری در زمین، راهی سفری ماجراجویانه میشود و درمییابد این نور از محبت و فداکاری دختربچهای برمیخیزد که با وجود کودکی، عاشقانه از والدین بیمار خود مراقبت میکند. داستان در پایان به این پیام میرسد که احترام، عشق و خدمت به پدر و مادر، نوری است که انسان را به مقام فرشتگان نزدیک میکند.
دوچرخه لعنتی، ششمیها
معرفی کتاب
کتاب «دوچرخه لعنتی» حاوی داستانی است که با دروغ شروع میشود و دروغهای بعدی را به همراه خود میآورد. ولی در نهایت با همدلی و همفکری، کمک از راه میرسد. در کتاب میخوانیم: «بهمن اینطوری درست میشود. سنگی از بالای کوه قل میخورد. برف میچسبد به سنگ و هر چه سنگ پایینتر میآید بزرگتر میشود. آن گلولهی برفی عظیم وقتی به جاده میرسد, میتواند ده تا ماشین را مدفون کند. دروغ هم همینطور است؛ اولی را میگویی, دومی یک کم بزرگتر میشود, سومی از دومی بزرگتر است. مثل بهمن که نجات از دست آن غیر ممکن نیست, اما سخت است.» این داستان , داستان پسری است که توسط بهمنی که خودش ساخته است درحال مدفون شدن است. آیا همیشه نیروی کمکی در دسترساند؟ آیا به موقع از راه میرسند؟
عروسکها و بچههای سیل زده، ششمیها
معرفی کتاب
در کتاب «عروسکها و بچههای سیل زده» آیناز عروسکهایش را گذاشته بود و به سفر رفته بود. حالا در یک جای خیلی خیلی دور زندگی میکرد؛ اما عروسکها در خانه و پیش مادر آیناز مانده بودند. اما وقتی سیل آمد آنها کجا بودند؟ داستان کتاب در مورد عروسکهای آیناز است. عروسکها، مخصوصاً غول غولک خان میخواهند کاری بکنند که بچههای سیل زده خوشحال شوند. اما آنها چه کاری از دستشان برمیآید؟
پلنگ زخمی، ششمیها
معرفی کتاب
در کتاب «پلنگ زخمی» روجا هاجوواج مانده بود. چیزی را که میدید باور نمیکرد. فکر نمیکرد با گرفتن رد قطرههای خون، یک پلنگ زخمی در مقابل چشمهایش ظاهر شود. توله پلنگ زخمی از درد به خود میپیچید .نفس روجا توی سینهاش حبس شده بود. شنیده بود که کم پیش میآید که حتی شکارچیها هم از نزدیک پلنگی را ببینند. اما او درست میدید. یک توله پلنگ زخمی روبرویش بود. حالا بایدچه کار میکرد؟
دیوانگی مسری
معرفی کتاب
کتاب «دیوانگی مسری» با بیانی طنز اهمیت خانواده و روابط صمیمی بین آنها را به رشته تحریر درآورده است. در کتاب میخوانیم: «پدرم برای حقوق بیشتر دیگر به خانه سر نمیزند و قیافهی من را فراموش کرده است. مادرم بهخاطر یک بشقاب غذای سالم، خانه را به کانون اصلاح و پرورش گیاهان ارگانیک تبدیل کرده است. برادرم اینقدر دستشویی نرفته و پای بازی کامپیوتری نشسته که راهی بیمارستان شده است و ما برای موفقیت بیشتر در مدرسه حتی اجازهی نفسکشیدن نداریم و آخر هفتهها هم به مدرسه میرویم و... بله، اطراف من حتی یک فرد عادی هم باقی نمانده و این دیوانگی مسری دامن همه را گرفته! حالا شما میگویید نکند فقط تو عادی هستی؟ بله. من تنها فرد عادی شهر هستم و خوشبختانه روحیهی جنگجویی هم دارم و اگر برای نجات شهر یک ابرقهرمان لازم باشد آن من هستم و آقا توفیق که خیلی هم عادی نیست ولی خب...»
مژده آهای مامان کتی، خودم میرم به دستشویی
معرفی کتاب
دستشویی رفتن از مهارتهایی است که گاه حتی کودک آموزشدیده از آن سر باز میزند؛ مثلاً زمانی را در نظر بگیرید که کودک مشغول بازی است و برای رفتن به دستشویی بهانه میآورد. شما بهعنوان والد چه راهکاری را پیشنهاد میدهید؟ راهکار مامان کتی، راهنمایی برای والد و قصهی کتی برای کودکان بسیار شنیدنی است.