ابراهیم(ع)
معرفی کتاب
نمرود برای اینکه پسری به دنیا نیاید، ازداوج را ممنوع کرد. مأموران نمرود کسانی را که پنهانی ازدواج میکردند و یا بچهدار میشدند، دستگیر و زندانی میکردند؛ ولی ابراهیم به دنیا آمد و دور از چشم نمرود و سربازانش بزرگ شد. او بعد از سالها به شهر بازگشت و نزد عموی سنگتراشش مشغول به کار شد. روزی همه بتها را شکست و تبر را به دست بت بزرگ داد. ابراهیم محکوم به سوختن در آتش شد.
حضرت ایوب ع
معرفی کتاب
ایوب مرد ثروتمندی بود، با زمینهای حاصلخیز و گلههای بسیار. او هر روز به نیازمندان سرکشی میکرد و آنچه نیاز داشتند، در اختیارشان میگذاشت و همیشه سپاسگزار و شکرگزار خداوند بود. شیطان بارها او را وسوسه کرد، ولی موفق نشد. تا اینکه بر اثر چند سال خشکسالی ایوب همه مال و ثروتش را از دست داد و آنچنان فقیر شد که محتاج تکه نان خشکی بود.
سردار سبز (میرزا کوچک خان جنگلی)
معرفی کتاب
در دوران حکومت قاجار و همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، کشورهای انگلیس و روس ایران را اشغال کردند. در شمال کشور میرزا کوچکخان بدون سلاح و نیرو شروع به مبارزه کرد و به تدریج افراد زیادی به او ملحق شدند. آنها توانستند در مناطق مختلف شمال کشور، روس را شکست دهند. دولت انگلیس به قوای روس پیوست و شهر رشت را اشغال کرد. حکومت وقت با انگلیس متحد بود و میرزا نمیخواست با سربازان ایرانی بجنگد.
دامی برای صیاد (رئیس علی دلواری)
معرفی کتاب
در دوران حکومت احمدشاه قاجار و در جنگ جهانی اول، انگلیس بندر بوشهر را اشغال کرد. مردم روستای تنگستان در نزدیکی بوشهر، به رهبری رئیسعلی دلواری، در مقابل سربازان انگلیسی ایستادگی کردند. رئیسعلی به آنها اجازه صید مروارید نمیداد و تفنگهایشان را میگرفت و مردان دلوار را مسلح میکرد. همچنین در حملهای که انگلیسیها به دلوار کردند، آنها را شکست داد و به عقب راند.
آب و آتش (امام قلیخان)
معرفی کتاب
کشور پرتغال بیش از صد سال پیش جزیره هرمز را اشغال کرد و با وحشتی که در مردم به وجود آورده بود، هرکاری که میخواست انجام میداد. امامقلیخان به فرمان شاهعباس و با وجود تعداد کم سربازانش، با شجاعت به جزیره هرمز حمله کرد. با اینکه قلعه پرتغالیها بسیار محکم و مجهز بود، آنجا را تسخیر کرد و آنها را شکست داد.
کاروانسرای پریان (الله وردی خان)
معرفی کتاب
در زمان حکومت سلسله صفوی، امپراتوری عثمانی شهر تبریز را اشغال کرد و ازبکها نیز خراسان را در تصرف داشتند. اللهوردیخان، حاکم شیراز و فرمانده ارتش، با نقشهای زیرکانه همراه شاهعباس، پس از آزاد کردن شهرهای خراسان و با برنامهریزی دقیق، سربازان عثمانی را غافلگیر کرد و عثمانیها به اجبار تسلیم شدند.