کتانیهای کوکام
معرفی کتاب
امتحانات جبرانی نزدیک است و «عباس» که همیشه از زیر بار خواندن درس فرار کرده، اینبار هم سر قرار حاضر نمیشود. «مهران» که از روستای بالاتر آمده تا در خرماچینی «عماد» را همراهی کند و به عباس در درسهایش کمک کند، از نیامدن او شاکی میشود. قرار میگذارند حسابی از خجالتش دربیایند که باخبر میشوند به روستای مهران که در مرز قرار دارد، حمله شده است. حالا چند نوجوان، بدون وسیلهی درستوحسابی باید خودشان را به روستا برسانند تا مهران بتواند مادرش، «بیبی» و خواهرش «مریم» را از معرکه نجات دهد. این داستان پر از ماجراهای جذاب و هیجانانگیز است که مفاهیمی همچون اتحاد و همبستگی را به خوانندگان معرفی میکند. شخصیتهای این داستان در مقابل مشکلاتی که در پیش دارند، پایداری و ایثار به خرج میدهند.
یتیمغوره
معرفی کتاب
اسم این کتاب به گویش قمی و به معنی: بچه یتیمریزوفلفلی (برای محبت و دلسوزی و گاهی کنایه از شیطنت) بهکار میرود. رمان حاضر درباره دختری شاد و بازیگوش است که مادربزرگش او را یتیمغوره صدا میزند. در طی حادثهای یتیمغوره که بر ترک موتور پدرش سوار بوده، همراه با پدرش تصادف میکند و به کما میرود. در طی مدتی که در کماست در عالم بیهوشی روحش آزادانه سیر میکند و با شخصیت پدرِ جانبازش و همرزمان شهید پدرش آشنا میشود و اتفاقات زیادی را از سر میگذراند.
رقص خنجر
معرفی کتاب
سروان انوش برای شرکت در مراسم تدفین مادربزرگش به بندر میرود. او در آنجا متوجه میشود در مقایسه با افزایش قاچاق دختران به کشورهای خلیجفارس و گسترش بیش از حد اعتیاد بین جوانان، درگیری بین مردم به طرز عجیبی کاهش پیدا کرده و آرامشی غیرعادی بر شهر حاکم است. این واکنش از زمانی آغاز شده که عادل به شهر بازگشته است...
نفرین قبرستان قدیمی
معرفی کتاب
خانوادهی اکبری در روستایی قدیمی کشته میشوند. یکی از اهالی، مزدک را با دستهای خونین در محل وقوع جنایت دیده است. سروان انوش متوجه میشود مزدک در زمان قتل در زندان به سر میبرده است. پس از چند روز، صفدر به قتل میرسد. اهالی، اکبری را هنگام انجام جنایت میبینند درحالیکه همه میدانند اکبری چند روز پیش کشته شده و جنازهاش در سردخانه است...
علاالدین و داستانهای دیگر
معرفی کتاب
در این کتاب، 13 قصه از قصههای پریان و پادشاهان و حیواناتی که سخن میگویند و تاکنون بهصورت کتاب، نمایش و فیلم به زندگی مردم راه یافتهاند، به طور مستقیم از منابع معتبر گزینش و نقل شدهاند؛ قصههایی که از دل زندگی مردم ایران و هندوستان و عربستان برخاستهاند و سالیان دراز سرگرمی روزمرهی مردمان بودهاند.
طلسم شهر برف
معرفی کتاب
آناهیتا میخواهد بداند چرا در شهری به نام برف، سی و پنج سال است برف نباریده!
آن موجود سرتاپا آبی، سوار بر اسبی از نور سفید در خوابهای او چه میکند؟ آن قصههای قدیمی که آناجان دربارهی پری برف میگفت حقیقت دارد؟
دوستان عجیب آناجان در خانهی سالمندان در مبارزات او برای نجات جنگل شهر چه نقشی داشتهاند؟ و آیا آناهیتا تنها کسی است که میتواند طلسم شهر برف را بشکند؟
آن موجود سرتاپا آبی، سوار بر اسبی از نور سفید در خوابهای او چه میکند؟ آن قصههای قدیمی که آناجان دربارهی پری برف میگفت حقیقت دارد؟
دوستان عجیب آناجان در خانهی سالمندان در مبارزات او برای نجات جنگل شهر چه نقشی داشتهاند؟ و آیا آناهیتا تنها کسی است که میتواند طلسم شهر برف را بشکند؟
مکس اینشتین
معرفی کتاب
این کتاب دربرگیرنده داستان دختر باهوشی است که میخواهد همه در این دنیا در صلح و رفاه زندگی کنند. برای همین هر بار به مسئلهی جدیدی برمیخورد همهی تلاشش را میکند تا با یک روش تازه آن را حل کند. مثل زمانی که تصمیم گرفت زبالهسوز سبز طراحی کند تا دوستانش در سرمای زمستان یخ نزنند. اما چطور میتواند این آرزوها را به انجام برساند؟ مکسین امکانات موردنیاز را ندارد. او یتیم است و اصلاً نمیداند پدرومادرش اهل کجا هستند؟ از کجا پایش به نیویورک باز شده؟ یا چرا آنقدر باهوش است که در دوازده سالگی به دانشگاه میرود؟ اگرچه همهی این سوالات برایش بدون پاسخ مانده ولی حالا زمان فکر کردن به آنها نیست چون موضوعی مسیر زندگیاش را عوض کرده است. فرد ثروتمندی پیشقدم شده تا شرایط را به نفع او تغییر دهد به شرط اینکه مکس با یک گروه نابغه از همسالانش بتوانند مشکلات مردم فقیر را در هر نقطهای از کره زمین که نیاز به کمکشان داشته باشند حل کنند.
راز آن سوی مرزها
معرفی کتاب
در داستان «راز آن سوی مرزها» سای، دستیار بهترین نقشهنگار امپراطوری مانگکون، نقش دختری نجیبزاده را بازی میکند که آیندهای درخشان در انتظارش است. اما در واقعیت پدرش کلاهبرداری از طبقهی پایین جامعه است و این حقیقت ممکن است زندگیاش را نابود سازد. سای که راهی سفری اکتشافی میشود تا به استادش کمک کند نقشهی دریاهای جنوب را بکشند، ناگهان متوجه میشود در جستجوی سرزمینی افسانهای به نام ساندرلندز هستند؛ سرزمین ارواح، اژدهاها و مکانی پرخطر. اما او تنها کسی نیست که رازی را مخفی میکند و کمکم میفهمد که رازهای بیشتری در این سفر پنهاناند. سای برای ترسیم سرنوشتش، تا کجا میخواهد خطر کند؟
زندگی من مثل یک کتاب
معرفی کتاب
درِک فالون یک پسربچهی دوازدهساله، عاشق اسکیتبورد و همینطور تبدیل کلمات به تصویر و متنفر از کتاب است. حتی با شکلات و تشویقهای مامان هم حاضر به خواندن نیست. یکبار که برای نخواندن کتاب در حال فرار از دست مادرش است، بریدهی روزنامهای پیدا میکند. تیتر روزنامه در مورد غرق شدن دختر نوزدهسالهای در ساحل است. آن دختر پرستاری است که در دوسالگی یک شب از درِک نگهداری کرده است. درِک از وجود آن بریدهی روزنامه در انباری تعجب میکند و سعی میکند راز ماجرا را بفهمد.
آیا درِک باعث مرگ او شده است؟ درِک برای حل معما همراه خانوادهاش به همان محل میرود و حالا یک سوژهی ناب برای نوشتن دارد.
آیا درِک باعث مرگ او شده است؟ درِک برای حل معما همراه خانوادهاش به همان محل میرود و حالا یک سوژهی ناب برای نوشتن دارد.