حلزون فضانورد
معرفی کتاب
در کتاب «حلزون فضانورد» شخصیت اصلی داستان، حلزونی به نام گیل است. حلزونها موجوداتی هستند که به خاطر کندی ضربالمثل شدهاند. اما گیل حلزونی کوچولو است که با همهی حلزونها فرق دارد. او بلندپرواز است و میخواهد اولین حلزونی باشد که به فضا میرود. گیل میخواهد با این کارش همه را متعجب کند. هدف و آرزوی گیل دشوار و سخت است و او راهی سخت و طولانی پیشرو دارد. اما گیل کسی نیست که جا بزند و از آرزویش دست بکشد. نویسنده در این داستان به کودکان میآموزد لازمهی رسیدن به آرزوها و موفقیت، تلاش و پشتکار است. تجسم و تصور حلزون در سفینه، تخیل کودکان را پرورش میدهد و جهانی رویایی برایشان میسازد. این جهان تخیلی که در آن حلزونی کوچک و دوستداشتنی در سفینهاش نشسته است و به فضا میرود به کمک تصاویر ملموس و قابل درک شده است.
شاهزاده خانم سرش کلاه میرود
معرفی کتاب
«نقشهی گنج» مجموعهای است که مفاهیم اساسی سواد مالی را به بچهها یاد میدهد. برخی مفاهیم اقتصادی، پیچیدگیهایی دارند که درک آنها را حتی برای بزرگسالان سخت میکند اما در کتابهای «نقشه گنج» درسهای اقتصادی در قالب قصه بیان میشوند که تا مدتها در ذهن کودک باقی میمانند. دیوارهای قلعهی شاهزاده پرسفونه ترک برداشته است و جیم عایقفروش با ارائهی قرارداد بلندبالایی پیشنهاد تعمیر دیوار قصر را به شاهزاده میدهد. شاهزاده پرسفونه که از شدت سرما جانش به لبش رسیده است بدون خواندن قرارداد و مشورت با وکیل پادشاه آن را امضا میکند و همین تصمیم شتابزده و ناآگاهانه او را در دردسر بزرگی میاندازد.
من گربه هستم
معرفی کتاب
کتاب «من گربه هستم» با زبان طنز و دقت به دنیای پیچیده و شگفتانگیز انسانها از دیدگاه یک گربه نگاه میکند. این داستان جذاب، گربهای کنجکاو را در یک سفر جالب و سرگرمکننده دنبال میکند که در آن از دیدگاه منحصربهفرد خود به بررسی زندگی روزمره میپردازد. نویسنده، دنیای اطراف گربه را به گونهای خاص و از دریچهای تازه به خوانندگان ارائه میدهد. قهرمان داستان یک گربه کنجکاو و دقیق است که خواننده را به سفری جذاب میبرد تا دنیای اطراف خود را کشف کند. از لذت ساده یک پرتو آفتاب تا تعاملات پیچیده با دیگر حیوانات و انسانها، گربه به روش خود و با مشاهدات طنزآمیز دنیای اطرافش را توضیح میدهد. از هر چیزی که به نظر میرسد عادی باشد، گربه نکات جدید و آموزندهای پیدا میکند.
گُلک چه مهربان است
معرفی کتاب
در کتاب «گلک چه مهربان است» مادر گلک، برای او یک پیراهن قشنگ دوخته است. یک پیراهن سفید با خالهای سرخ و سبز و سیاه. گلک پیراهن خالخالیاش را میپوشد و به حیاط میرود. گلک درحیاط خانهشان با قورباغهها پروانهها و کفشدوزکها آشنا میشود. هر کدام از آنها مشکلی دارند. گلک به آنها کمک میکند و مشکل آنها را حل میکند. قصهی کتاب مهربانی و دوستی است.
خوابم نمیبره!
معرفی کتاب
در مجموعه «قصه، بازی، نمایش» تلاش میشود قصههای معروف ادبیات شفاهی ایران زمین با سه رویکرد روایت، بازی و نمایش ارائه شود. در انتخاب قصهها تلاش شده انواع افسانهها اعم از حیوانات، در بخش تمثیلی و استعاری و نیز افسانههای واقعگرا وجود داشته باشد و با نثری روایی و مناسب برای قصهگویی ارائه شود تا مخاطبان بسته به گروه سنی مخاطب و صلاحدید آموزشی تربیتی خود، دست به انتخاب بزنند. در طراحی بازیها تلاش شده بازیها با یکی از شاکلههای قصه مثل موضوع، شخصیت، درون مایه یا پیام برخاسته از آنها ارتباط داشته باشد.در این جلد بچهها با این نکته آشنا میشوند که موجودات مختلف، با هم تفاوتهایی دارند. به همین ترتیب انسانها گرچه نیازهای مشترک دارند با این حال تفاوتهایی در شکل زندگی با هم دارند و آنها باید قواعد زیستن را همانطور که هستند بپذیرند. در بخشی از این داستان میخوانیم: «یکی بود یکی نبود توی یه جنگل یه بچه خرس با خونوادهاش زندگی میکرد، قصه ما برای زمانیه که یواش یواش باید پاییز تموم میشد و زمستون از راه میرسید..»
خرطوم همهکاره!
معرفی کتاب
در مجموعه «قصه، بازی، نمایش» تلاش میشود قصههای معروف ادبیات شفاهی ایران زمین با سه رویکرد روایت، بازی و نمایش ارائه شود. در انتخاب قصهها تلاش شده انواع افسانهها اعم از حیوانات، در بخش تمثیلی و استعاری و نیز افسانههای واقعگرا وجود داشته باشد و با نثری روایی و مناسب برای قصهگویی ارائه شود تا مخاطبان بسته به گروه سنی مخاطب و صلاحدید آموزشی تربیتی خود، دست به انتخاب بزنند. در طراحی بازیها تلاش شده بازیها با یکی از شاکلههای قصه مثل موضوع، شخصیت، درون مایه یا پیام برخاسته از آنها ارتباط داشته باشد. در این جلد بچهها با این نکته آشنا میشوند که موجودات مختلف، با هم تفاوتهایی دارند. به همین ترتیب انسانها گرچه نیازهای مشترک دارند با این حال تفاوتهایی در شکل ظاهری و سلیقه با هم دارند و باید آنها را همانطور که هستند بپذیرند.
سبدی که خالی شد!
معرفی کتاب
در مجموعه «قصه، بازی، نمایش» تلاش میشود قصههای معروف ادبیات شفاهی ایران زمین با سه رویکرد روایت، بازی و نمایش ارائه شود. در انتخاب قصهها تلاش شده انواع افسانهها اعم از حیوانات، در بخش تمثیلی و استعاری و نیز افسانههای واقعگرا وجود داشته باشد و با نثری روایی و مناسب برای قصهگویی ارائه شود تا مخاطبان بسته به گروه سنی مخاطب و صلاحدید آموزشی تربیتی خود، دست به انتخاب بزنند. در طراحی بازیها تلاش شده بازیها با یکی از شاکلههای قصه مثل موضوع، شخصیت، درون مایه یا پیام برخاسته از آنها ارتباط داشته باشد. این جلد بچهها را با این نکته آشنا میکند که باید مراقب وسایلی که در اختیار دارند باشند. شاید وسایل بریزند، شاید گم شوند، شاید جایی بماند، شاید کسی آنها را بردارد و...
سام وو نترسو از فضا نمیترسد
معرفی کتاب
مجموعهی «سام وو نترسو»، نوشتهی «کیتی و کوین سانگ» داستانهای پسری چینیآمریکایی است که به کودکان نشان میدهد شجاعت، نترسیدن نیست و به آنها انگیزه میدهد تا خطر کنند و با ترسهایشان مواجه شوند. ماجراهای «سام وو» عجیبوغریب نیست. اتفاقهایی هستند که در زندگی بیشتر کودکان رخ میدهد و ممکن است باعث دلهره و نگرانی آنها شود. این جلد با موضوع فضا میباشد، کی گفته فضا ترس دارد؟ من حتی اندازهی سر سوزن از فضا با تمام سیاهچالهها، شهابها و ستارههای در حال انفجارش نمیترسم! برای همین وقتی تابستان امسال با دوستهایم به اردوگاه فضایی رفتیم، میدانستم چارهای نداریم جز اینکه: 1. شجاعترین کاوشگران فضایی شویم. 2. برندهی مسابقات اردوگاه فضایی شویم. به راحتی فرود آمدن روی ماه است، مگر نه؟
فقط یک آرزو دارم!
معرفی کتاب
وقتی پروانهماهی را دید، با شادی فریاد کشید: «پروانهماهی! ببین چه پولکهای درخشانی دارم!» پروانهماهی گفت: «پولکهایت مثل خورشید میدرخشند.» ماهیطلایی خندهی بلندی کرد و با سرعت بیشتری در آب چرخید. این کتاب با حدیثی از حضرت علی علیهالسلام: «روزهای بدی در انتظار کسی است که به دیگران حسرت میخورد و همیشه میگوید: خوشا به حالشان! پیوند محتوایی دارد.
کتاب خاتم: مؤذن (مجموعه داستان نوجوان)
معرفی کتاب
کتاب مؤذن، با بهرهگیری از بیانی صمیمی و روایتی درونی، تجربهای انسانی از فقدان، مقاومت و امید را در بستر فضایی آشنا و بومی به مخاطب نوجوان ارائه میدهد. این اثر، بهویژه با تأکید بر حضور نوجوانان در موقعیتهای احساسی و حماسی، تلاشی ارزشمند برای نزدیککردن نسل جوان به مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی است. در کتاب میخوانیم: «دستهایم میلرزید. سرم را با سنگینی به نردههای اسکله چسباندم. گریه امانم را ربود. قرار نبود اروند اینقدر بیرحم باشد. نمیخواستم داستان اینگونه روایت شود. هفت نفر؟! بینام...؟! بینشان...؟! نه امکان ندارد اینقدر دلم زخم بردارد که نتوانم صدایشان را بشنوم یا ردپایی از آنها را بیابم. محکم شدم. باید محکم میشدم و سردی که وجودم را احاطه کرده بود از خود دور میکردم. قلاب را محکمتر در دست گرفتم...»