لویی قهرمان
معرفی کتاب
ماجرای لویی کرگدن را روایت میکند که تصمیم میگیرد شاخ بزرگش را به دست دکتر پرپری بسپارد. اما روز قبل از عمل، به گورخری برمیخورد که ماجرا را به سمتی دیگر میبرد. گورخر که پیش از این خطوطش را پیش دکتر پرپری محو کرده است، پشیمان از کار خود با لویی درد دل میکند که ناگهان اتفاقات عجیبی میافتد...این کتاب از اهمیت پذیرش و دوست داشتن تمام ویژگیهای ظاهری گفته است و میآموزد بدن خود را تماماً دوست داشته باشید؛ عملهای زیبایی در بسیاری از مواقع تنها برای تبدیل شدن به چیزی غیر از خود ما است و ضرورتی ندارند. هرکس با هر ظاهری که دارد زیبا است و خوب است این را بپذیرد.
میز بابام
معرفی کتاب
کتاب «میز بابام» داستانی دلنشین دربارهٔ اهمیت خانواده، روابط میان اعضای خانواده و عشق میان والدین و فرزندان است. در قسمتی از کتاب میخوانیم: «نیهان به اتاق کار بابایش میرفت و اشیای روی میزش را یکییکی نگاه میکرد. مدادها، دفترها، عکسها، کاغذهای یادداشت، چراغ مطالعه و کلی وسایل دیگر که روی میز او بودند. آن روز روی میز بابا چیزهای جدیدی دید. یکی از آنها نقاشی برادرش بود که در مدرسه کشیده بود و دیگری جایزه موسیقی خواهرش بود. نیهان وقتی آنها را دید، دلش میخواست که چیزی مربوط به او هم روی میز پدرش باشد. آن چیز باید به اندازه یک جایزه باارزش و به اندازهی یک نقاشی حاصل زحمت و تلاش خودش باشد، اما چه چیزی باید درست میکرد؟»
گاهی اوقات خجالتی
معرفی کتاب
کتاب «گاهی اوقات خجالتی» داستانی مصور برای کودکان است که به موضوع درونگرایی و تفاوت آن با خجالتی بودن میپردازد و به کودکان این امکان را میدهد تا درک بهتری از خود و احساساتشان پیدا کنند و در عین حال به آنها یاد میدهد که با اعتمادبهنفس و آرامش بیشتری در موقعیتهای اجتماعی تعامل کنند. در این کتاب، پسربچهای روایتگر است که به آرامی به دنیای اطرافش نگاه میکند. او متوجه میشود که بعضی از اشیاء یا حتی پدیدههای طبیعی مانند: جوانه زدن یک نهال یا حرکت ملایم یک ماژیک هم میتوانند ویژگیهایی شبیه به خجالتی بودن داشته باشند. کتاب به کودکان این پیام را میدهد که درونگرایی ویژگیای طبیعی است که نباید با خجالتی بودن اشتباه گرفته شود. شخصیت داستان در موقعیتهای مختلف اجتماعی ممکن است ساکت باشد، اما در کنار کسانی که به آنها نزدیک است، مانند: خانواده و
تمساح مهربان
معرفی کتاب
کتاب «تمساح مهربان» قصه یک بچه تمساح را روایت میکند که بسیار مهربان بوده است و سعی میکند تا به دیگران کمک کند. تمساح مهربان برای دیدن دنیا از دریاچه بیرون آمده است. در خشکی دوستانش را میبیند که در خطر هستند و یکییکی به او پناه میآورند. تمساح هم دشمنان آنها را فراری میدهد. فکر میکنید تمساح بتواند به همه کمک کند؟ آخر هر کاری حدی دارد، حتی کمک کردن! داستانی برای اندیشیدن، گفتوگو کردن، آموختن، غافلگیر شدن و لذت بردن!
در جستجوی غول
معرفی کتاب
در داستان «در جستجوی غول» میخوانیم: «خبر رسیده این دوروبرها یک غول پیدا شده. مردم وحشت کردهاند. از قدیم گفتهاند روبهرو شدن با غولها کار شوالیههای باهوش و شجاع است. وای نه! انگار قرار است یک شوالیهی بیدستوپا و خجسته به شکار این غول برود. البته درست است که شوالیهی ما نادان و دستوپا چلفتی است، اما خیلی هم نترس و خوششانس است. حالا به نظرت میتواند غول خیلی خیلی بزرگ را شکار کند یا دست از پا درازتر به خانه برمیگردد؟ اگر میخواهی با شوالیهی ما و ماجراهای خندهدارش آشنا شوی، معطل نکن! کتاب را مطالعه کن.
در جستجوی اژدها
معرفی کتاب
در کتاب «در جستجوی اژدها» داستان پادشاهی است که از ترس اژدها نمی تواند بخوابد، بنابراین سه شوالیه خود را به بیرون میفرستد تا آن را پیدا کنند. تنها با یک شمع، آنها به تاریکی میروند. اما هر شکل مشکوکی چیز دیگری است، تا اینکه شوالیهها با اطمینان به خانه برمیگردند و متوجه نمیشوند که چه چیزی پشت سرشان است. در داستان میخوانیم: «سلاااام، من قرار است به شکار اژدها بروم. باورتان نمیشود که شوالیههای دیگر به من گفتند: «فکر نمیکنیم بتوانی اژدها پیدا کنی. اصلاً چیزی به نام اژدها وجود ندارد.» من هم گفتم: «بیخیال دوستان. اتفاقاً من فکر میکنم که اژدها وجود دارد. قرار است یکیشان را پیدا کنم و با او بجنگم.» میدانم که آنها فکر میکنند من خیلی پخمه و دست و پا چلفتیام، اما اشتباه میکنند. من برای شکار اژدها نقشه دارم؛ یک نقشهی درست و حسابی. ایناهاش! نقشه گفته...»
بوکی و کوکی
معرفی کتاب
کتاب «بوکی و کوکی»، داستان دو دوست صمیمی به نامهای بوکی و کوکی را روایت میکند که هر کدام از آنها در یکی از صفحات یک کتاب زندگی میکنند. بوکی عاشق کتاب خواندن بود و کوکی هم عاشق شیرینی و کوکی پختن. آن دو یکدیگر را دوست داشته و مدام با هم معاشرت دارند اما دیری نمیپاید که اوضاع تغییر میکند و با هم دعوا میکنند. اما چرا؟ چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
درخت جان
معرفی کتاب
در داستان «درخت جان» روزی که مادر سکینه با الاغش به ده برمیگشت، در بیابانی بیآب و علف، به درختی تنها و خشکیده رسید که انگار به او میگفت: «به من آب بده. من تشنهام.» مادر سکینه به آن آب میدهد، ناگهان به درختی پربار و پرمیوه تبدیل میشود. مادر سکینه که در ده به مهربانی و بخشندگی معروف است، پس از تقسیم میوهها بین بچهها متوجه پسرک یتیمی میشود که میوهای ندارد. تصمیم میگیرد هرطور شده برایش میوه بیاورد. پس راهی بیابان میشود تا درخت جادویی را پیدا کند. اما حالا انگار درخت ناپدید شده و باید فکر دیگری کرد...پسرک یتیم که در جستوجوی مادر سکینه راهی بیابان میشود، به صحنهای عجیب و زیبا برخورد میکند...
دلتنگ وایولت
معرفی کتاب
داستان «دلتنگ وایولت»، ماجرایی احساسبرانگیز و البته آموزنده دربارهی غم از دست دادن و فقدان است. زندگی گاه روی سخت خود را نشانمان میدهد. آنوقت ممکن است دختری به کوچکی میا نیز تجربهی سخت سوگ را پشت سر بگذارد. نکتهی کتاب، نشان دادن تصویری واقعگرایانه از مرگ است. این موضوع به خوانندگانی که تجربهای نزدیک به میا داشتهاند کمک میکند تا ارتباط عمیقتری با داستان بگیرند و زبان صمیمانه و صادقانهی نویسندهی آن را بپذیرند. میا نیز درست مانند هر فردی که بهتازگی عزیزانش را از دست داده، برای وایولت احساس دلتنگی میکند و حتی از اینکه دیگران در این حس با او سهیم نیستند، ناراحت میشود. ولی مهم این است که بتوانیم روزی از این مراحل عبور کنیم و دوباره زندگی را با آغوش باز بپذیریم. درست مانند میا.
دروغی به بزرگی یک فیل
معرفی کتاب
پسرک با توپِ خواهرش شیشه را میشکند. پدر، خواهر را مجازات میکند و پسرک هیچ نمیگوید. اعتراف نمیکند. اما همین نگفتن، همین سکوت، چیزی میشود که آرامآرام روی زندگیاش سایه میاندازد. اول کوچک است، مثل لکهای در گوشهی دلش. اما روزبهروز بزرگتر میشود، شکل فیل به خودش میگیرد. فیلی سنگین، خاموش اما به رنگ آبی فیلی که وقت خواب، وقت مدرسه رفتن، رویش میافتد و نمیگذارد نفس بکشد. فیلی که نمیرود، فقط هر روز بزرگتر و سنگینتر میشود.