Skip to main content

هفت‌هزار و سیصد و یک روز بعد

معرفی کتاب
جنگ همیشه طعم پایان می‌دهد. پایان زندگی، پایان آرزو و امیدهای بر دل، پایان عمر و جوانی و در این داستان پایان چشم‌انتظاری زنی است که در روزهای اول جنگ، لحظه‌های پراسترس و سرگردانی مردمانی که پناه و عزیزان‌شان را از دست می‌دهند و در انتظار دستی مددرسان به آسمان می‌نگرند، را لمس می‌کند. این زن به دلیل توانایی دیدن چیزهایی که دیگران قادر به دیدنش نیستند، توسط مردم «شوم» خوانده می‌شود و با جنگ خرمشهر و درگیری در تبعات آن، با استفاده از عنصر خیال، سعی در کنار آمدن با شرایط دارد.

نورچشمی

معرفی کتاب
کتاب نورچشمی روایتی جالب از روزهای قبل از جنگ تحمیلی و آغاز آن در خرمشهر است و به خوبی توانسته فضای آن روزها را ترسیم کند. شخصیت اول داستان که یک نوجوان ضعیف به نظر می‌رسد در بحبوحه جنگ پدر و خواهر کوچکش را ازدست می‌دهد و بار مسئولیت زندگی به دوشش می‌افتد در اینجاست که به خاطر شرایط بحرانی سعی می‌کند قوی باشد و به دیگران کمک کند. از آن‌جا که او علاقه زیادی به عکاسی دارد و یک دوربین هم هدیه گرفته است، شروع به ثبت خاطرات می‌کند. البته به نوعی با این کار سعی می‌کند عکس‌هایی از مادران و کودکان شهید یا مجروح بگیرد تا بعدها شناسایی شوند. این تلاش نوجوان و یافتن وظیفه در هنگامه جنگ و بعدها یافتن گمشده‌ها در عکس‌ها قابل تقدیر است.

وقتی حیات خواب بود

معرفی کتاب
اثر داستانی از تاریخ پرتلاطم ایران و درگیری میان ارتش عراق و رزمندگان ایرانی در نبرد اول خرمشهر است. جایی که صدای خمپاره‌ها و فریادهای جنگ، زمزمه‌های زندگی را در هم می‌ریزد. دربخشی از کتاب می‌خوانیم: «تمام خانه را جوریده بود تا چیزی بردارد که او را با هر بار نگاه کردن یاد شبیر بیاندازد؛ چیزی پیدا نکرده بود و فکر کرده بود چه چیزی بهتر از رسول؟ اما حالا دست‌هایش را روی دهان پاره جگرش گذاشته بود و صدای گریه خفه و خفه‌تر می‌شد.»

میحانه میحانه

معرفی کتاب
کتاب «میحانه میحانه»، رمانی است که به روایت زندگی افراد جنگ‌زده و تأثیرات جنگ بر زندگی آنها می‌پردازد. لطیفه، شخصیت اصلی داستان، پس از سال‌ها دوری از خرمشهر و خانواده‌اش، با دریافت نامه‌ای از ساره، زنی که زمانی عاشقش بوده و گمشده است، به خرمشهر باز می‌گردد. بازگشت او مصادف می‌شود با مواجهه با خاطرات تلخ و شیرین گذشته، درگیری‌های جنگ و تأثیرات عمیق آن بر زندگی مردم. در طول سفر، لطیفه با چالش‌ها و اتفاقاتی روبرو می‌شود که هر کدام بخشی از تاریخچه شخصی و درونی او را بازگو می‌کنند.

تن نور

معرفی کتاب
نویسنده این اثر در قالب رُمان به بیان دغدغه‌ها و مشکلات نوجوانان در مواجهه با مقوله‌هایی مانند جنگ، فقدان، عشق و مرگ با محوریت خرمشهر در دوران دفاع مقدس، پرداخته است. داستان مردمانی است که طعم تلخ جنگ را چشیده‌اند و با گذر هزاران روز و شب نتوانستند، آن تلخی آغشته به خون و از دست دادن‌ها را فراموش کنند. روایت تمام تنورهای خاموش خرمشهر باشد که روزگاری آخرین پناه دختران و زنان جنگ‌زده شدند تا حرمت‌شان را در برابر دست‌های ناپاک متجاوز حفظ کنند. در بخشی از کتاب آمده است: «... در جنگ جایی امن پیدا می‌شود؟ شهری که در تیررس دشمن قرار دارد و جانش از قدم‌های بی‌امان عراقی‌ها و تانک‌های‌شان به لرزه افتاده، ...».

خون براده‌هایی از شهر

معرفی کتاب
کتاب «خون، براده‌هایی از شهر»، داستانی است که به زندگی و مسائل اجتماعی در جنوب ایران می‌پردازد. این کتاب با روایت زندگی ربابه، زنی مستقل و مبارز، از خانواده کولی و دوره‌گرد که در کودکی به خرمشهر آمده است و آن‌جا زندگی می‌کند. اما مردم شهر او را از خودشان نمی‌دانند. کتاب، روزهای آغاز دفاع مقدس را در دل خرمشهر روایت می‌کند و علاوه بر بیان حال و هوا و اتفاقات روزهای ابتدای جنگ، از عشق، غربت، خیانت، مبارزه و استقامت سخن می‌گوید و خواننده را درگیر پیچیدگی‌های اخلاقی و اجتماعی می‌کند.

بشکوچ

معرفی کتاب
کتاب «بشکوچ» روایتگر داستان عشق و جنگ در بستر سی‌وچهار روز محاصره خرمشهر است. داستان حول محور شخصیت کیارش، یکی از تکاوران نیروی دریایی بوشهر، می‌چرخد که برای دفاع از خرمشهر به این شهر اعزام می‌شود و در آن‌جا با دختری به نام سلدا آشنا شده است و عاشق او می‌شود. این رمان سه راوی دارد: کیارش، سلدا و ایرانه، که هر کدام از دیدگاه خودشان به واقعه‌های داستان نگاه می‌کنند. این رمان توانسته است فضای جنگ و عشق را در کنار هم به تصویر بکشد و عمق زخم و ماندگاری این عشق را در ذهن خواننده ایجاد کند. در کتاب می‌خوانیم: «گوش بردم جلوی دهانش، انگشت گذاشتم زیر گلویش، روی مچش نفس، نمی‌کشید. قلبش نمی‌زد. چشم‌های نیمه بازش به خیابان قفل بود، به کف آسفالت خونی پر از جنازه و مجروح و تانک‌های سوخته. دستم روی صورتش می‌لرزید. نفسم بالا نمی‌آمد. حس کردم چشم‌هایم بسته می‌شود. چشم گرداندم. برای اولین بار دنبال کسی بودم که کنارم باشد.»

آدلا هنوز شام نخورده! مجموعه خاطرات طنز رزمندگان کرمانی

معرفی کتاب
کتاب «آدلا هنوز شام نخورده» مجموعه خاطرات طنز رزمندگان دفاع مقدس است که توسط جمعی از نویسندگان گردآوری شده است. این کتاب با هدف نمایش تصویری متفاوت از جنگ، با تکیه بر لحظات طنز و بذله‌گویی‌های رزمندگان، منتشر شده است. در این کتاب، تلاش شده تا با وجود سختی‌ها و ناملایمات جنگ، روحیه بالای رزمندگان و توانایی آن‌ها در یافتن لحظات شاد و طنزآمیز به تصویر کشیده شود. هدف نویسنده نشان دادن روحیه بالای رزمندگان و توانایی آن‌ها در یافتن لحظات شاد و طنزآمیز حتی در شرایط سخت جنگ می‌شد.

در قلب سنگرساز: بر اساس زندگی سردار شهید هاشم ساجدی

معرفی کتاب
مجموعه قصه فرماندهان، به زندگینامه و خاطرات شهدای دفاع مقدس و فرماندهان ارشد روزهای سخت جنگ ایران و عراق می‌پردازد. این مجموعه با زبانی جذاب برای نوجوانان به تقریر در آمده است. در این جلد با عنوان «در قلب سنگرساز»، زندگی «سردار شهید هاشم ساجدی»، به شکل داستان روایت شده است. ایشان وقتی نوزاد بودند پدرشان را از دست دادند. مادربزرگوارشان برای‌شان هم پدر بودند هم مادر. او از کودکی پابه‌پای مادر، خواهر و برادرانش سهمی از زندگی را به دوش می‌کشد تا اینکه صدام به ایران حمله می‌کند. هاشم بماند و کمک مادر باشد یا برای سرزمینش به خط مقدم برود؟ ...

قصه عاشقان

معرفی کتاب
کتاب «قصه عاشقان» داستان‌های کوتاه از شهدا، اهمیت نماز و نقش آن در زندگی و تعالی انسان را به تصویر می‌کشد. این کتاب با زبانی ساده و جذاب، مخاطبان را به درک عمیق‌تری از این موضوع دعوت می‌کند. خاطرات و نوشته در این اثر خواندنی کوتاه بیان شده است و مفاهیم در ذهن خواننده به راحتی نقش می‌بندد. این کتاب برای علاقه‌مندان به مطالعه و آشنایی با سیره شهدا و همچنین برای کسانی که به دنبال درک اهمیت نماز در زندگی هستند، مناسب است.