حقوق اجتماعی من
معرفی کتاب
ثمین و امین خواهر و برادری هستند که با سؤالات و کنجکاویهای خود و راهنمایی پدر و مادرشان سعی دارند اطلاعات مفیدی به کودکان بدهند. این کتاب برای کودکان 5 تا 8 ساله نوشته شده و با تکیه بر پیماننامه حقوق کودک سازمان ملل متحد بر آن است، با زبانی ساده و سرگرمکننده، کودکان را با حقوق اجتماعی خود، مانند حق برخورداری از عدالت، بهداشت و خدمات بهداشتی، آموزش و ... آشنا کند.
حقوق فردی من
معرفی کتاب
ثمین و امین خواهر و برادری هستند که با سؤالات و کنجکاویهای خود و راهنمایی پدر و مادرشان، سعی دارند اطلاعات مفیدی به کودکان بدهند. این کتاب برای کودکان 5 تا 8 ساله نوشته شده و با تکیه بر پیماننامه حقوق کودک سازمان ملل متحد بر آن است، با زبانی ساده و سرگرمکننده، کودکان را با حقوق فردی خود، مانند حق داشتن غذا، برخورداری از صلح، حق بازی و تفریح و ... آشنا کند.
پیپی جوراب بلند در پارک
معرفی کتاب
«پیپی» در شهر استکهلم زندگی میکرد که شهر آرامی بود. در چند روز گذشته، اتفاقات وحشتناکی در شهر افتاده بود. افراد شروری پیدا شده بودند که مردم را اذیت میکردند، بهخصوص نیمهشبها در پارک شهر. پیپی تصمیم گرفت همراه دوستانش، به پارک برود و منتظر افراد شرور بماند؛ اما شب که نمیتوانستند در پارک بخوابند. پیپی ایده جالبی داشت؛ آنها... . درست زمانیکه بچهها میخواستند بخوابند، صداهایی شنیدند و... .
پشت دریاها کجاست؟
معرفی کتاب
این کتاب شامل دوازده قطعه شعر است که برای کودکان سروده شده است. در شعری از مادربزرگهایی میگوید که شیرینی و گرمای خانه هستند و در شعر دیگری از جوجهای که در جعبه کفشی خانه دارد. در شعری از کار خدا میگوید که چطور بر دامن ساحل ماسه پاشیده و به دریا رنگ داده و در شعری در این فکر است که پشت دریاها کجاست؛ شاید سرزمین غولها، شاید هم باغی پُر از گل.
پستههای بانمک
معرفی کتاب
چهارده شعر کتاب حاضر برای کودکان سروده شده است که از موضوعات مختلفی سخن میگوید. از پرندههای مهاجر تا آبهای شور دریا. ازخندههای زیرمیزی در کلاس درس تا ترش و شیرین بودن آلبوهای درخت حیاط. از خلقت چشمهای رنگی تا مسیر پُربرف مدرسه. شعر «پستههای بانمک» از پستههای شور و خندان روی میز میگوید که کودک نمیتواند از آن چشم بپوشاند.
تایرون جرزن
معرفی کتاب
بچهدایناسورها برای یک هفته به جزیره باتلاقی رفتند تا آنجا اردو بزنند. همه خوشحال بودند، به جز «بولاند»؛ چون بزرگترین دشمن او، «تایرون» هم در گروه بود. تایرون، بدجنس و حقهباز بود و با تقلب در همه مسابقهها برنده شد. بولاند که به تایرون شک کرده بود، او را زیر نظر گرفت و متوجه دغلبازی او شد؛ اما تایرون قسم خورد که کار اشتباهی نکرده است. سرانجام بولاند نقشهای کشید و... .
تایرون و دارودستهاش
معرفی کتاب
«بولاند»، دایناسور کوچولو، با پدرومادرش زندگی میکرد و با همه بچهدایناسورهایی که در همسایگی آنها زندگی میکردند، دوست بود، به غیر از «تایرون» که از همه بزرگتر و قویتر و البته بدجنستر بود. تایرون، بولاند را کتک میزد، ساندویچش را میدزدید و... . بولاند به راههای مبارزه با تایرون فکر کرد؛ اما هیچ راهی نبود تا اینکه دوستش، پیشنهاد کرد که بولاند سعی کند با تایرون دوست شود! چطور ممکن است بولاند با کسیکه همیشه مسخرهاش کرده و کتکش زده است، دوست شود؟ و آیا این کار جواب میداد؟
تایرون وحشتناک
معرفی کتاب
«بولاند»، دایناسور کوچولو، با پدر و مادرش زندگی میکرد و با همه بچهدایناسورهایی که در همسایگی آنها زندگی میکردند، دوست بود، به غیر از «تایرون» که از همه بزرگتر و قویتر و البته بدجنستر بود. تایرون، بولاند را کتک میزد، ساندویچش را میدزدید و... . بولاند به راههای مبارزه با تایرون فکر کرد؛ اما هیچ راهی نبود تا اینکه دوستش، پیشنهاد کرد که بولاند سعی کند با تایرون دوست شود! چطور ممکن است بولاند با کسیکه همیشه مسخرهاش کرده و کتکش زده است، دوست شود؟ و آیا این کار جواب میداد؟