Skip to main content

گربه را دیدند

معرفی کتاب
گربه در حال راه رفتن است. سگ، موش، ماهی و... گربه را می‌بینند. همه آن‌ها گربه را می‌شناسند؛ ولی هر کدام از آن‌ها گربه را متفاوت می‌بینند. در صورتی که گربه همان گربه است. نویسنده این نکته را بیان می‌کند که زاویه دید افراد متفاوت است.

به چی داری فکر می‌کنی؟

معرفی کتاب
دو لاک‌پشت که با هم دوست هستند، کلاهی پیدا می‌کنند؛ ولی فکر می‌کنند که درست نیست فقط یکی از آن‌ها، کلاه داشته باشد؛ بنابراین، کلاه را رها می‌کنند و به راه خود ادامه می‌دهند. آن‌ها بعد از تماشای غروب خورشید، به خواب می‌روند و خواب می‌بینند که... .

اسکیپی‌جون

معرفی کتاب
«اسکیپی» بچه‌گربه‌ای معمولی نیست. او جنگجویی شمشیرباز و آماده نبرد با راهزنان جهان است. این گربه چالاک، با کمی تخیل و با خوشحالی نقاب می‌زند و شنل می‌پوشد و زنبور عسل غول‌پیکر را به مبارزه می‌طلبد تا راهی برای نجات دنیا پیدا کند.

یه مرد تنها و تک یه دلقک بانمک

معرفی کتاب
این داستان درباره رابطه‌ای است که بین یک کشاورز و یک کودک شکل می‌گیرد. رابطه‌ای دوطرفه و برای خوشحال کردن یکدیگر. قطار در حال حرکت است که ناگهان چیزی به بیرون پرت می‌شود؛ اما آن چیست؟ یک توپ؟ یک بقچه؟. او یک بچه است. یک بچه دلقک. مردی کشاورز او را می‌بیند؛ اما کشاورز با این بچه چه خواهد کرد؟

من مترسکم ولی می‌ترسم

معرفی کتاب
مترسک این داستان را خیلی زشت ساخته اند تا حیوانات و پرندگان از او بترسند، اما مترسک دلش نمی خواهد کسی را بترساند. او خیلی مهربان است و از تنهایی می ترسد. سرانجام مترسک تصمیم می گیرد از مزرعه فرار کند و با دیگران دوست شود.

چی بپوشم؟

معرفی کتاب
سارا قرار است برای جشن سال که در مهد کودک برگزار می شود لباسی بپوشد که آینده شغلی او را نشان دهد. یک روز سارا همراه مادرش به خیاطی می رود و به خیاطی علاقه مند می شود. روز بعد فضانوردی را در تلویزیون می بیند و دلش می خواهد فضانورد شود. سارا به شغل های دیگری هم علاقه مند می شود و سرانجام با کمک یک مربی ورزشی مشخص می شود که سارا استعداد زیادی در بند بازی دارد پس او تصمیم می گیرد بندباز شود.

هل‌هلی و خاله‌سوسکه

معرفی کتاب
«هِل‌هِلی» دختر بچه تنهایی است که دوستی ندارد و با کتاب قصه خودش را سرگرم می‌کند. روزی هل‌هلی مشغول خواندن کتاب خاله‌سوسکه است که ناگهان خاله‌سوسکه از کتاب بیرون می‌آید و با هل‌هلی دوست می‌شود. هل‌هلی می‌خواهد با خاله‌سوسکه به خانه همسایه‌ها برود؛ اما آن‌ها او و دوستش را راه نمی‌دهند تا اینکه... .

پسر نامرئی

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان پسری به نام «برایان» است که بسیار گوشه‌گیر و تنهاست. هیچ‌کس به برایان توجه نمی‌کند و به هیچ گروه یا مهمانی‌ای دعوت نمی‌شود تا اینکه دانش‌آموز جدیدی به نام «جاستین» از راه می‎رسد و برایان با لبخندش به او خوش‌آمد می‌گوید. برایان و جاستین در یگ گروه قرار می‌گیرند تا روی تکلیف مشترکی کار کنند و برایان استعداد و توانایی خود را نشان می‌دهد.

گرگ و هفت بزغاله

معرفی کتاب
بُز مادر برای جمع کردن علف به جنگل می‌رود و به بزغاله‌هایش سفارش می‌کند که مراقب گرگ بدجنس باشند. گرگ بدجنس وقتی دور شدن بُز مادر را می‌بیند، به خانه او می‌رود و خودش را بُز مادر معرفی می‎کند؛ اما بزغاله‌ها به این راحتی گول نمی‌خورند. سرانجام گرگ نقشه‌ای می‌کشد و وارد خانه می‌شود.

جوجه اردک زشت

معرفی کتاب
جوجه‌اردک‌ها یکی پس از دیگری از تخم بیرون می‌آیند؛ اما آخرین جوجه بسیار زشت و بزرگ است. حیوانات مزرعه او را اذیت می‌کنند. سرانجام جوجه اردک طاقتش تمام می‌شود و از آنجا فرار می‌کند. او به جاهای مختلفی می‌رود؛ ولی هیچ‌کس او را قبول نمی‌کند تا اینکه جوجه اردک، پرنده‌های سفیدی را می‌بیند که برق می‌زنند و... .