Skip to main content

آدم‌برفی و بهار

معرفی کتاب
داستان کتاب در باره آمدن فصل بهار و تابیدن خورشید و گرم شدن هوا و آب شدن یخ ها و برف هاست که آدم برفی چون در حال آب شدن است خیلی ناراحت می شود. تصمیم می گیرد به جایی برود که هوایش سرد است. از کنار رودخانه به راه می افتد و بعد از کمی راه رفتن به منطقه ای می رسد که زمستان است و در حال باریدن برف. خوشحال می شود از برف ها می خورد و چاق می شود به بالای کوه که محل زندگی اش است می رود.

آدم‌برفی و سبزک

معرفی کتاب
آدم برفی در حال بازی و شادی با دیگران است که چشمش به جوانه کوچک گیاهی در میان برف‌ها می‌افتد. دلش به حال گیاه می‌سوزد و برای او دیواری از برف درست می‌کند تا آسیب نبیند و از قطراب آب دستش به آن آب می‌دهد و مراقبتش می‌کند. تا اینکه بعد از مدتی جوانه بزرگ و بزرگتر می‌شود و تبدیل به نهال می‌گردد...

قصه خوب مریم

معرفی کتاب
داستان در مورد دختر بچه 8 ساله ای است که در مصرف آب، غذا، دفتر، مداد، و لامپ و روشنایی اسراف می کند و آنها را هدر می دهد. و به نصیحت های پدر و مادر و برادرش هم گوش نمی دهد. تا این که یک شب خواب می بیند که ....

طوطی و شکر

معرفی کتاب
این کتاب، مجموعه ای شامل 14 قصه ادبیات کهن ایران است که از میان کتاب های گوناگون و قصه های عامیانه انتخاب و بازنویسی شده اند. هر یک از این قصه ها نکته ای اخلاقی و پندآموز دارد. برخی داستان های این کتاب عبارتند از: "طوطی و شکر"، "دختر باهوش"، "مسافر گمشده چه کرد"، "میمون شطرنج باز"، "معلم و امیرگ، "غلام و خروس" و ....

دزد و آرزو

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه ای از قصه های ادبیات کهن ایران است که از میان کتاب های گوناگون و قصه های عامیانه انتخاب و بازنویسی شده اند. در دومین کتاب از مجموعه"روزی بود و روزی نبود" چهارده قصه کهن برای نوجوانان نگاشته شده که عنوان برخی عبارت‌اند از :"پنیری که آب شد"، "کیسه گم شده"، "پهلوانی که ترسید"، "عطار و امانت"، "آدمی که غذای ماهی شد"، "کودک باهوش" و....

کوزه عسل

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ای از قصه‌های ادبیات کهن ایران است که هر یک، از میان کتاب‌های گوناگون و قصه‌های عامیانه انتخاب و بازنویسی شده‌اند. هر یک از این قصه‌‌ها، برای مخاطبان نکته‌ای اخلاقی و پند آموز دارد. "روزی بود، روزی نبود"، " پسری که هر روز گریه می کرد"، "گرگها و گوسفندها"، " کوزه عسل و یک آرزو" عنوان برخی از این قصه هاست.

آی یای یای یای!

معرفی کتاب
داستان پسری که باید صبح زود از خواب بیدار شود تا همراه مادرش به سرکار برود...خستگی کودک، شبیه یک وروجک شده و او را همراهی می کند و در آخر با کمک وروجک، تصمیم می گیرد شب زودتر بخوابد.

جعبه بزرگ

معرفی کتاب
دم نارنجی موقع گردش صبحگاهی در جنگل یک جعبه می‌بیند. او دوستانش را خبر می‌کنند. با کمک دوستانش جعبه‌ای را که پر از کتاب است به کتابخانه وسط جنگل می‌برند. خانم کتابدار از دیدن جغبه گم شده خوشحال می‌شود و...

هیولای بنفش

معرفی کتاب
دوستان دم نارنجی از هیولایی بنفش نزدیک پمپ بنزین صحبت می کنند. فکر هیولای بنفش دم نارنجی را رها نمی کند. او به فکر می افتد که درباره هیولای بنفش کتاب بخواند و بداند هبوالای بنفش کیست و چه کار می کند. راستی هیولای بنفش کیست؟ ....

خر باسواد!

معرفی کتاب
مردی الاغش را به حاکم کوفه پیش کش ‌می‌کند. یکی از نزدیکان حاکم، ادعا می کند که صاحب الاغ را نمی‌توان با سواد کرد؛ اما به الاغش می‌توان خواندن یاد داد. ناگهان حاکم از او می‌خواهد که به الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهد و گرنه سرش را از دست خواهد داد. بهلول چه کمکی به این مرد می‌کند و آیا الاغ می‌تواند کتاب بخواند.