Skip to main content

سفر با دایناسور

معرفی کتاب
قهرمان داستان، پسربچه‎ای است که همراه پدر و مادرش با ماشین سفر می‏‌کند تا به دیدن مادربزرگش برود. پسرک برای دیدن مادربزرگ حسابی هیجان‌زده است؛ ولی این سفر ساعت‌ها طول می‎کشد و بعد از مدتی، حوصله پسرک سر می‎رود و شروع می‌‏کند به غُر زدن! هر دقیقه برای او یک ساعت و هر ساعت به اندازه یک روز می‏‌گذرد. پسر خسته شده است، پشتش درد گرفته و حسابی کلافه است تا اینکه فکری به ذهنش می‎رسد و... . حالا او از تک‌تک لحظه‌هایش لذت می‎برد.

یک چیز دیگر

معرفی کتاب
«یک چیز دیگر» هیچ دوستی ندارد و روی یک تپه تنها زندگی می‌‏کند. او هروقت سعی می‌‏کند با بقیه بازی کند یا قدم بزند یا کنار آن‌ها بنشیند، آن‌ها می‎گویند: «تو از ما نیستی! تو یک چیز دیگر هستی!» و او تلاش می‎کند مثل بقیه باشد. او سلام می‎کند، لبخند می‏‌زند و مثل آن‌ها ورزش می‎کند؛ ولی... تا اینکه شبی، وقتی برای خواب آماده می‌شود، صدای در خانه را می‎شنود. پشت در، چیزی روی پله ایستاده است و می‎خواهد وارد خانه شود! آن چیز می‏‌خواهد با یک چیز دیگر دوست شود؛ اما یک چیز دیگر او را نمی‎شناسد و از او می‎خواهد که فوراً خانه‎اش را ترک کند؛ ولی ناگهان موضوعی را به یاد می‌‏آورد و... .

وقتی مینا از خواب بیدار شد

معرفی کتاب
این داستان درباره دختری است که سعی می‏‌کند برای رهایی از دنیای نیستی، دنیای خود را به کمک یک صدا به وجود آورد. «مینا» ناگهان خود را در جهان خواب می‎یابد که همه‎چیز در آن از بین رفته است. او در این دنیای بی‎آب و رنگ و شکل، احساس سردرگمی می‏‌کند و تمام تلاش خود را به کار می‏‌گیرد تا به جهان بیداری بازگردد. نویسنده در این داستان با شکل‎گیری گفت‌وگویی میان مینا و صدا سعی می‏‌کند مخاطب را با گفته‎های سوال‎برانگیز در داستان شرکت دهد و ذهن او را به تصورات دور فراخواند.

وقتی ما نیستیم! رییس آزمایشگاه

معرفی کتاب
بچه‌ها در آزمایشگاه هستند که سرایدار مدرسه با یک ماکتِ بدنِ انسان وارد می‌شود. معلم می‎گوید: «این برای آشنایی با بدن است، درست مثل اسکلت». بعدازظهر، وقتی درِ آزمایشگاه بسته می‌شود، مولاژ از راه نرسیده، می‎خواهد قُلدربازی درآورد و رئیس باشد؛ اما یک رقیب بی‎مغز دارد که به راحتی از پسش برنمی‎آید! متر می‎گوید، قدشان را اندازه بگیرند، هرکسی بلندتر است، رئیس باشد، ترازو می‎گوید هرکسی که وزنش بیشتر است و همزن دعوا کردن را پیشنهاد می‏‌کند. اسکلت درِ گوش مولاژ می‎گوید کنار می‏‌کشد تا او رئیس باشد! اما به یک شرط. شرط اسکلت چیست؟

اتو‌لاین در دریا

معرفی کتاب
«اتولاین» و آقای «مونرو» در آپارتمان ۲۴۳ زندگی می‎کنند. آن‌ها مهارت زیادی در حل مشکلات و کشیدن نقشه‌های هوشمندانه دارند، مثل وقتی که گربه زرد، یعنی دزدِ خبیثِ جواهرات را به دام انداختند یا وقتی که با روح اسبِ «همراستین» روبه‌رو شدند. حالا آقای مونرو برای مأموریتی سرّی به «نروژ» رفته است تا پاگنده تیزدندان را پیدا کند. اتولاین راهی دریا می‎شود و با زیردریایی، هواپیمای آبی نقره‌ای و حتی قایق به دنبال آقای مونرو می‌‏رود تا اینکه در تنهایی با ترول وحشتناک روبه‌رو می‌شود و... .

قصه‌هایی برای کلاس پنجمی‌ها

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‎های متنوع است؛ از داستان قدیمی و آشنایی مثل «دیو و دلبر» تا داستان آینده‌گرایانه «برایان و برین» که آرزو می‎کند مغزش را با حافظه رایانه‌اش عوض کند. داستان اول درباره پسربچه‌ای به نام «مایک» است که در بازارچه خیریه مدرسه، رایانه‌ای را با قیمت باورنکردنی، می‎خرد و در برابر تعجب پدر و مادرش آن را به اتاقش می‎برد؛ اما مایک حس می‏‌کند رازی وجود دارد که او از آن بی‎خبر است. با این حال، به خاطر رایانه جدیدش آن‌قدر هیجان‌زده است که این موضوع را فوراً فراموش می‌‏کند. سپس... .

قصه‌هایی برای کلاس اولی‌ها

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ای از داستان‌هایی خیال‎انگیز است که نویسندگان آن را به منظور خواندن برای کودکان اول دبستان نوشته‌اند. بعضی از این داستان‌ها از سرزمین‎های دور هستند، بعضی بر پایه تجربه‌های روزانه بنا شده‌اند و تعدادی هم خیالی‌اند. داستان اول درباره موجودی مریخی است که مجبور می‎شود در پارکینگ فروشگاهی فرود بیاید. برای او همه‌چیز عجیب و ترسناک است. مریخی وارد فروشگاه می‎شود و در گوشه‎ای به خواب می‌رود. صبح روز بعد... .
طبعا به دلیل عدم توانایی کودکان پایه اول دبستان در خواندن، این داستان‌ها باید توسط معلم خوانده شوند.

درویش بی‌پول، درویش پول‌دار

معرفی کتاب
«سلمان» و «عبدالله» درویش هستند و روزی تصمیم می‎گیرند پیاده به سفر بروند و شب‌ها در دشت بخوابند و با خدای خود راز و نیاز کنند. عبدالله هیچ پولی همراه ندارد؛ اما سلمان پنج دینار طلا با خود آورده است. هرجا که عبدالله پیشنهاد می‎کند بنشینند و استراحت کنند یا غذایی بخورند، سلمان مخالفت می‏‌کند و می‎گوید بهتر است دنبال جای امنی باشند. شب‌هنگام عبدالله با خیال راحت روی زمین دراز می‎کشد؛ ولی سلمان به فکر جای دیگری است که امن باشد. سرانجام... .

گله‌دار ناقلا

معرفی کتاب
مرد گله‌داری گوسفندانش را به چوپانی می‎سپارد که درستکار و باخداست. چوپان گوسفندان را به چرا می‌برد و برایشان نی‎ می‌زند و به خوبی از آن‌ها مراقبت می‌کند و هنگام غروب آن‌ها را به آغل برمی‎گرداند و شیرشان را می‎دوشد و برای صاحب گله می‎برد. صاحب گله مقدار زیادی آب را با شیرها مخلوط می‎کند و از چوپان می‏‌خواهد تا شیرها را در بازار بفروشد. مرد چوپان سعی می‎کند او را از این کار منصرف کند؛ اما صاحب گله اصلاً به او توجهی نمی‎کند و این کار هر روز ادامه دارد تا اینکه... .

وزیر زیرک

معرفی کتاب
وزیرِ پادشاه، مردی دانا و کاردان است و همیشه سعی می‏‌کند مردم را راضی نگه دارد. او به شهرها و روستاها رسیدگی می‏‌کند و مراقب است مالیات زیاد نباشد. او درآمد اشراف و درباریان را نیز کم کرده است. به همین علت، اشراف نزد پادشاه از او بدگویی می‏‌کنند و آن‌قدر به این کار ادامه می‎دهند تا شاه تصمیم می‎گیرد او را برکنار کند. شاه وزیر را احضار می‎کند و می‎گوید هر مِلک و زمینی را که می‎خواهد انتخاب کند؛ اما وزیر از پادشاه یک دِه ویران می‌خواهد تا آنجا را آباد کند و همان‎جا بماند. پادشاه افرادش را به چهار گوشه کشور می‌‎فرستد تا روستاهای ویران را پیدا کنند و... .