آواز فرودل
معرفی کتاب
همه سگها «واقواق» میکنند، گربهها «میومیو» و پرندهها هم صداهای مختلفی دارند، مثل «جیکجیک»، «قارقار»، «کوکو» و... ؛ اما پرنده کوچک قهوهای نمیخواهد مثل بقیه آواز بخواند. او دلش آواز جدید و متفاوت میخواهد مثل «فورودل» یا «اسپرودل»؛ اما چند دقیقه بعد از خواندن این آواز جدید، آواز اشتباهی دیگری میخواند و چیزی نمیگذرد که همه پرندهها آوازشان را اشتباه میخوانند و دیگر سر و صداهای آن محله مثل قبل نیست.
از همه زیباتر است
معرفی کتاب
«نوکناز» پرنده کوچکی است که برای اولینبار به تنهایی پرواز میکند. او در جنگل پر میزند و بعد از چند لحظه روی شاخههای نرم درخت بید مینشیند. درخت بید به نوکناز میگوید وجود این شاخههای نرم را مدیون کسی است که از همه زیباتر است. نوکناز از بالای درخت به گل بنفشه نگاه میکند. بنفشه زیبا هم حرفهای درخت بید را تکرار میکند. نوکناز سخنان درخت بید را از زبان پروانه، چشمه، بلبل و... میشنود. او میخواهد بداند آنکه از همه زیباتر است، چه کسی است.
پوپک مرغ کنجکاو
معرفی کتاب
«پوپک» نام مرغی است که همیشه در حیاط خانهاش بازی میکند و به تماشای کبوترها مینشیند. در یک روز توفانی، تندباد شدیدی میوزد و پوپک را با خود میبرد. بعد از مدتی، پوپک در جایی فرود میآید که اصلاً برایش آشنا نیست. او چیزهایی را میبیند که قبلاً هرگز ندیده است. پوپک میتواند جای گرم و نرمی برای خودش پیدا کند؛ اما دلش برای لانهاش تنگ است. او سعی میکند راه خانه را پیدا کند؛ اما مردم زبان پوپک را نمیفهمند. آیا پوپک میتواند خانه خودش را پیدا کند و دوباره به تماشای کبوترها بنشیند؟
قول
معرفی کتاب
در شهری خشن که بیشتر مردم با دلهدزدی از دیگران روزگار میگذرانند، دختری تلاش میکند کیسه بزرگی که پیرزنی محکم آن را گرفته است، بقاپد. پیرزن تمام داراییاش را در برابر یک قول به دختر میدهد و دختر که فقط به غذا و پولهای داخل کیسه فکر میکند، قول میدهد؛ اما وقتی کیسه را باز میکند... . زندگی دختر تغییر میکند، تغییری که پیشدرآمدش شادی است.
نصفش مال من نصفش مال تو
معرفی کتاب
آقای گنجشک دانهای پیدا میکند و چون نمیداند آن دانه چیست، دانه را به خالهزاغی نشان میدهد. خالهزاغی برای او توضیح میدهد که آن، دانه پنبه است و مراحل تبدیل پنبه به پارچه و درنهایت لباس را برای گنجشک توضیح میدهد. آقای گنجشک که همیشه آرزوی یک پیراهن را داشته است، دانه را به عمو دانهکار میدهد تا آن را بکارد و قول میدهد که نصفش را به او بدهد، سپس نزد عمو پنبهزن میرود تا پنبه را بزند و... . داستان ادامه پیدا میکند تا گنجشک صاحب یک پیراهن میشود.
قصه بازرگان و طوطی
معرفی کتاب
بازرگانی که طوطی خوشآوازی در قفس دارد، تصمیم میگیرد به هندوستان سفر کند. طوطی از بازرگان میخواهد که پیامش را به طوطیهای آزاد هند برساند و جواب آنها را برایش بیاورد. وقتی بازرگان پیام طوطیاش را به طوطیهای آزاد میدهد، یکی از آنها از بالای درخت به زمین میافتد و میمیرد. بازرگان اندوهگین از کاری که کرده است، به سرزمینش بازمیگردد و ماجرا را برای طوطیخود بازگو میکند. ناگهان اتفاقی میافتد که باعث تعجب بسیار زیاد بازرگان میشود.
روباه زرنگ با دم قشنگ
معرفی کتاب
روباهی که دُم زیبایی دارد، به مزرعه میرود تا غذایی پیدا کند. در گوشهای از مزرعه، خالهپیرزن، کلبه دارد. روباه نزدیک کلبه پیرزن، سنگی قیمتی پیدا کرده و آن را زیر خاک پنهان میکند و وارد کلبه میشود و کاسه شیری که آنجاست، سر میکشد. پیرزن که متوجه روباه شده است، آهسته به او نزدیک میشود و دُم زیبای او را قیچی میکند. روباه التماس میکند که پیرزن ذُمش را پس بدهد. پیرزن فقط به یک شرط حاضر است دُم روباه را پس بدهد و آن شرط این است که روباه شیری را که خورده است، برایش بیاورد.