Skip to main content

آرزوی خرگوش

معرفی کتاب
خرگوش و جوجه‌تیغی دوستان خوبی هستند. در یک روز بارانی، لانه خرگوش پر از آب می‌شود. خرگوش خیلی می‌ترسد؛ ولی در همین موقع، صدای دوستش، جوجه‌تیغی را می‌شنود که او را صدا می‌کند. آن‌ها در تمام مدتی که باران می‌بارد، بازی می‌کنند و لحظات شادی را برای یکدیگر می‌سازند. هدف از نگارش این داستان، اهمیت دوستی و کمک به یکدیگر، هنگام بروز مشکلات است. داستان به دو زبان فارسی ــ انگلیسی تهیه شده و در پایان کتاب، معنی کلمات انگلیسی آمده است.

این آتش خاموش نمی‌شود

معرفی کتاب
این داستان درباره پسر نوجوانی است که مادرش را از دست داده است و در آهنگری کار می‎کند. روزی صاحب آهنگری به او می‎گوید باید تا سه شبانه روز آتش کوره را روشن نگه دارد، بدون اینکه لحظه‌ای خاموش شود و خودش به سفر می‌رود. روزها می‌گذرد و پسر وظایفی را که برعهده دارد و همچنین کارهایی که پیش می‌آید، به خوبی انجام می‌دهد و آتش کوره را هم روشن نگه می‎دارد؛ اما خبری از آهنگر نیست. پسرک بی‌تاب و خسته، ثانیه‎ها را می‌شمارد تا به مرد آهنگر ثابت کند که باتجربه و ماهر شده است.

دوستی مار و پونه

معرفی کتاب
«پونه» گربه کوچولویی دارد که در حیاط خانه آن‌ها زندگی می‌کند. روزی پونه می‌بیند که گربه به سمت زیرزمین می‌رود، پونه هم به دنبال او راهی زیرزمین می‌شود. از زیرزمین بوهای مختلفی می‌آید. ناگهان پونه متوجه مار بزرگی می‌شود که وقتی حرکت می‌کند، بوهای تازه‌ای از گیاهان دارویی به مشام می‌رسد. هدف از نگارش این داستان، آشنایی کودکان با حرفه عطاری است.

دیگچه‌ مسی مادربزرگ

معرفی کتاب
با روایتی داستانی، مسگری که شغل سنتی استان اصفهان است، توصیف می‌شود. «سام» به همراه مادربزرگش به بازار مسگرها می‌رود تا آقای مسگر، دیگچه مسی مادربزرگ را سفید کند. سام که حوصله سر و صدای زیاد را ندارد، با دیدن یک بچه‌موش، به داخل یکی از دیگچه‌ها می‌رود و در آنجا پنهان می‌شود و این آغاز ماجرای آشنایی سام با حرفه مسگری است.

مینو، دست‌ها و لک‌لک‌

معرفی کتاب
«مینو» با مادرش کنار مسجد جامع عباسی اصفهان نشسته است. مادر برای مینو یک پازل خریده است تا او با کاشی‌کاری سنتی آشنا شود. مینو در رؤیای خود با لک‌لکی همراه می‌شود تا طرح و نگارهای کاشی‌کاری سنتی و چگونگی چیدمان صحیح آن‌ها را بیاموزد. لک‌لک در اشکوب دوم (اصطلاحی در تزئین کاری سنتی) ورودی مسجد جامع لانه کرده است و منتظر است تا بچه‌ها به دیدنش بروند.

چارلی و کارخانه شکلات‌

معرفی کتاب
«ویلی وانکا»، صاحب بزرگ‌ترین کارخانه شکلات‌سازی، تصمیم گرفته است با قرار دادن پنج بلیت طلایی در شکلات‌هایش، فقط به پنج بچه اجازه دهد تا از کارخانه عجیب او بازدید کنند. «چارلی باکت» در خانواده‌ای بسیار فقیر زندگی می‌کند که فقط سالی یک‌بار، آن هم روز تولدش می‌تواند شکلات وانکا بخرد؛ اما محال است که او بتواند برنده خوش‌شانس یکی از این بلیت‌ها شود. این داستان تربیت اشتباه کودکان را نقد می‌کند و برابری فرصت میان کودکان فقیر و دیگر کودکان را ترویج می‌دهد.

جیمز و هولوی غول‌پیکر

معرفی کتاب
«جیمز هنری تروتر» پسری چهار ساله است که ناگهان یتیم می‌شود؛ چون کرگدنی که از باغ‌ وحش فرار کرده، پدر و مادرش را خورده است. او مجبور می‌شود با دو عمه‌اش زندگی کند که بسیار ترسناک و بدجنس‌ هستند. سه سال بعد، جیمز با مردی در جنگل ملاقات می‌کند. او کیسه کوچکی حاوی عناصر مورد نیاز برای ساختن معجونی جادویی را به جیمز می‌دهد که با خوردن آن، جیمز به ثروت و خوشبختی می‌رسد و ماجراهای جالبی برایش پیش می‌آید و... .

ماجراهای بُهلول

معرفی کتاب
کتاب حاوی داستان‌هایی درباره بهلول است. در ابتدای کتاب، بهلول این‌چنین معرفی می‌شود: «وهب بن عمرو»، شیخ و عالِم شهر، پسرعموی هارون‌الرشید و از یاران امام موسی‌بن جعفر (ع)، خود را به دیوانگی می‌زند تا هارون نتواند از او فتوای کشتن امام را بگیرد. هارون این موضوع را می‌داند؛ اما چون نمی‌خواهد فرد دیگری از خاندانش را بکشد، چیزی نمی‌گوید. مدت‌ها می‌گذرد و کنایه‌ها و طعنه‌های وهب دهان به دهان می‌گردد و خنده را به چهره همه، حتی بر چهره هارون می‌نشاند. از آن به بعد، وهب بن عمرو، بهلول، یعنی آدم خنده‌رو و با نشاط، نام می‌گیرد.

حنا و رنگ‌های قالی

معرفی کتاب
«حنا» دختر کوچکی است که با روایت قصه‌اش، کودکان را با شغل سنتی قالی‌بافی آشنا می‌کند. حنا که نام هیچ کدام از رنگ‌ها را نمی‌داند، یک شب در خواب با سفر به درون یک قالی، پا به دنیای رنگ‌ها می‌گذارد و هنر قالی‌بافی و نام رنگ‌ها را می‌آموزد.

فیل پاگنده

معرفی کتاب
«پاگنده» اسم بچه‌فیلی است که هر روز به برکه می‌رود و آب‌تنی می‌کند. حیوانات جنگل به پاگنده تذکر می‎دهند که آب را هدر ندهد؛ اما او بدون توجه به آن‌ها، هر روز آب‌تنی می‌کند تا اینکه پلیکان پیر فکری به ذهنش می‌رسد و با طرح نقشه‌ای، فیل کوچولو را متوجه اشتباهش می‌کند.