آغاز داستانها، کیومرس شاه
معرفی کتاب
مازیار، نوۀ دختری حکیم فردوسی که شاهد نوشتن شاهنامۀ پدربزرگش است، تصمیم میگیرد داستانهای شاهنامه را به زبان ساده برای همسن و سالانش بنویسد. داستان اول مربوط به زمانی است که مردم در غارها زندگی میکنند و بیشتر از راه شکار زندگی را میگذرانند. نخستین پادشاه جهان از ایرانزمین برمیخیزد. مردی به نام کیومرس که دلیرترین و باهوشترین مرد زمان خود است. در جنگی که بین سپاهیان کیومرس و دیوها و اهریمنها درمیگیرد، سیامک پسر کیومرس کشته میشود .
نخستین انقلاب تاریخ، آفریدون
معرفی کتاب
ضحاک ماردوش، در کابوس میبیند که به زودی مردی میآید و حکومتش را از بین میبرد. خوابگزاران میگویند کودکی متولد میشود که نامش فریدون است و پدرش، آبتین برای خوراک مارها کشته شده است. ضحاک دستور میدهد کودک را پیدا کنند و از بین ببرند؛ ولی فرانک مادر فریدون با کودکش به کوه میگریزد و فرزند را نزد پیرمردی گذاشته و خودش به صورت ناشناس در روستایی ساکن میشود. فریدون تا شانزده سالگی نزد پیرمرد میماند.
داستان مارها، اسطوره 5، ضحاک ماردوش
معرفی کتاب
وقتی خبر خوشگذارنیهای بیوراسپ به اهریمن میرسد، بیش از همیشه خوشحال میشود. خود را به شکل آشپزی درمیآورد و با نیرنگ به کاخ میرود و آشپز منتخب شاه میشود. بیوراسپ از داشتن چنین آشپز ماهری غرق در شادی است و روزی سیزده وعده غذا میخورد و آنقدر چاق میشود که دیگر نمیتواند حتی از جایش تکان بخورد. روزی آشپز از پادشاه میخواهد، شانههایش را ببوسد. شاه با خوشحالی این تقاضای کوچک آشپز را میپذیرد.
شکار بزرگ، زاغ و مار
معرفی کتاب
روباه و شغال که چندروز است غذا نخوردهاند، با دیدن غازهای در حال پرواز نقشهای میکشند تا چند غاز شکار کنند. آنها تور بزرگی پهن میکنند و با برگ و شیره درخت روی آن را میپوشانند. غازها برای استراحت پایین میآیند، ولی پاهایشان به تور میچسبد. آنها برای نجات خود تصمیم میگیرند، کاری بکنند.
خرگوش و شیر، پرندهی جادویی
معرفی کتاب
شیر، سلطان جنگل، تصمیم میگیرد که هر روز یکی از حیوانات با پای خودش به لانه او برود و غذای سلطان شود. اهالی جنگل همه ناراحت و نگران هستند و بعضی هم به فکر فرار، ولی خرگوش به دنبال راه چاره است. خرگوش، الاغ را میبیند که از دست صاحبش فرار کرده تا در جنگل به راحتی زندگی کند. خرگوش با کمک الاغ نقشهای میکشد وحیوانات جنگل را نجات میدهد.
خری که خر نشد، روباه و خروس
معرفی کتاب
الاغ به امید زندگی راحتتر از طویله فرار میکند و به جنگل میرود. شغال گرسنه او را میبیند و با خوشحالی از فرصت خوبی که به دست آورده، به الاغ میگوید، خیالت راحت باشد، تو را به جایی میبرم که استراحت کنی، جایی که تا به حال ندیدهای. او الاغ را پیش روباه و شیر میبرد. الاغ که متوجه میشود فریب خورده، با دیدن پای زخمی شیر نقشهای میکشد.
درخت مراد، مار در آتش صیاد و پادشاه
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده سه داستان کوتاه اقتباسی از «مرزباننامه»، اثر سعدالدین وراوینی، «جوامعالحکایات» و «لوامعالرویات» اثر محمد عوفی و « کلیله و دمنه» اثر ابوالمعالی نصراله منشی است.داستانها با توجه به مسائل بومی و فرهنگی و با در نظر گرفتن علایق کودکان، در صدد است تا کودکان را با متون کلاسیک آشنا سازد.
طوطی و بازرگان
معرفی کتاب
بازرگان در بازار طوطی زیبایی را میبیند و آن را میخرد. طوطی مدتها در خانۀ بازرگان در قفس طلایی خود، به خوبی و خوشی زندگی میکند تا اینکه بازرگان عازم سفر هند میشود. طوطی از بازرگان میخواهد که او را ببرد تا دوستانش را ببیند. درجنگل طوطی با دوستانش صحبت میکند و حادثهای رخ میدهد که باعث آزادی طوطی میشود.
دوست نادان
معرفی کتاب
پسرک در سایه درختی دراز کشیده بود که صدایی شنید. ناگهان از لای بوتهها ماری سیاه را دید که مثل طناب دور بچه خرسی پیچیده بود. پسرک از درختی بالا رفت و با هستههای آلو که در جیب داشت، به سر و صورت مار زد. مار فرار کرد و خرس برای تشکر از از پسر از رودخانه چند ماهی گرفت و به او داد. همچنین هنگامی که پسرک خوابید، خرس بالای سرش نشست تا مواظب او باشد.