کارآگاه هتی و معمای نگرانی
معرفی کتاب
بعضی وقتها نگرانیها بزرگتر از آنچه که هستند به نظر میآیند و اگر نتوانیم آنها را کنترل کنیم زندگی ما را مختل میکنند. هتی گربهی دانای این قصه به دوستانش کمک میکند تا بتوانند بر نگرانیهای بیموردشان دربارة روز اول مدرسه، امتحان و یا احتمال گمشدن غلبه کنند. همه به خصوص کودکان برای غلبه بر نگرانیهایشان به کمک احتیاج دارند، این کتاب به کودکان کمک میکند با استفاده از روشهای مختلف این مشکل را حل کنند.
تنها
معرفی کتاب
تنها بودن خیلی سخت است، برای همین زمین دنبال دوست میگشت. اما دوست پیداکردن اصلاً کار راحتی نیست، مخصوصاً در فضای تاریک و خلوت کهکشان. تا اینکه یک چیز آتشین و نورانی به زمین برخورد میکند. زمین حسابی میترسد... یعنی این می تواند نشانهی یک اتفاق عجیب و فوقالعاده باشد؟ این کتاب وضعیتی را برای مخاطب شرح میدهد که در آن پیداکردن دوست به یکی از مهمترین چالشهای پیشروی قهرمان تبدیل شده است. کرهی زمین در این اثر قهرمان اصلی در نظر گرفته میشود که استعارهای از تمام ساکنین خودش است. زمین در کتاب «تنها» همچون دختر خردسالی توصیف میشود که چشمش را در سیاهی بی انتهای فضا بازکرده و هیچ آشنا و دوستی در نزدیکی خود نمیبیند. سیارات دیگر اگرچه او را میبینند اما هیچکدام تمایلی با ایجاد ارتباط و دوستی با زمین ندارند. خورشید در این میان از همه بدتر است و همچون موجودی خودشیفته سعی در تخریب وضعیت روانی زمین دارد. داستان اما با خودباوری زمین به نقطهی اوج خود میرسید؛ جایی که بالاخره این باور برای زمین پیش میآید که اگر کسی نمیخواهد با تو دوست باشد، خودت بهترین دوست خودت باش...
کولهپشتی نامرئی
معرفی کتاب
هرکسی در این دنیا یک کولهپشتی نامرئی دارد که پر از ابزارهای مختلف است. این ابزارها در زندگی به انسان کمک زیادی میکنند. ابزارهایی که نگرانیها، ضعفها و ترسهای ما را از بین میبرند. میلا کوچولو دخترکی که تازه اولین روزی است که میخواهد به مدرسه برود، وقتی دربارهی دلواپسیهایش با خانوادهاش صحبت میکند همه او را به آرامش و استفاده از کولهپشتی نامرئیاش دعوت میکنند. این داستان خودباوری، شجاعت، اعتمادبهنفس و مهربانی را در کودکان تقویت میکند.
میمون کوچولو
معرفی کتاب
میمون کوچولو عاشق زندگی توی جنگل بود. آنجا کارهای خیلی زیادی برای انجام دادن و چیزهای زیادی برای دیدن وجود داشت. اما گاهی وقتها... کارها آنطور که دلش میخواست، پیش نمیرفت. او از اینکه نمیتوانست خیلی کارها را انجام بدهد، حسابی خسته شده بود. برای همین، روزی میمون کوچولو تصمیمی گرفت؛ یک تصمیم خیلی شجاعانه و خیلیخیلی بزرگ...
تو پسر شگفتانگیزی هستی
معرفی کتاب
شکستها و ناامیدیها بخشی از زندگی هستند، اما مهم این است که از آنها درس بگیریم و ادامه دهیم. با وجود سختیها، نباید امید خود را از دست داد و باید به تواناییهای خود ایمان داشت. کتاب «تو پسر شگفتانگیزی هستی» کتابی است که به نوجوانان کمک میکند تا با اعتماد بهنفس و شجاعت بیشتری با چالشهای زندگی روبهرو شوند. این کتاب با زبانی ساده، به پسران نشان میدهد که آنها نیز میتوانند در برابر ترسها و نگرانیهایشان ایستادگی کنند و به تواناییهای خود ایمان داشته باشند.
روی تختخواب خودت بخواب!
معرفی کتاب
کوچولو حالا بزرگ شده. مادرش به او میگوید که دیگر میتواند در اتاق خودش و روی تختخواب خودش بخوابد. او از این بابت خیلی خوشحال است، ولی تنها خوابیدن مشکلات خودش را دارد. حالا با هیولای زیر تختخوابش چهکار کند یا سایههایی که او را دنبال میکنند؟ وای مادر کجایی؟ چه کسی قرار است با آنها بجنگد؟ نکند خود کوچولو؟ ! این کتاب دربارهی آموزش مستقل بودن به کودک و پرورش حس اعتمادبهنفس و احساس امنیت در اوست.
خداحافظی با پوشک
معرفی کتاب
کوچولو دیگر بزرگ شده. حالا وقتش است که کم کم پوشکش را کنار بگذارد و از لگن کودک استفاده کند. البته که این کار خیلی آسانی نیست. او هنوز در این کار ناشی و بیتجربه است و طبیعی است که گاهی اشتباه کند. بعضی وقتها عجله میکند و بعضی وقتها هم خیلی طولش میدهد و کارها خراب میشوند. ایرادی ندارد. همه میدانیم که کوچولو تازه اول راه است و هنوز باید یاد بگیرد. این کتاب دربارهی پرورش اعتمادبهنفس، استقلال، توانایی کنترل بدن، مسئولیتپذیری و... در کودک است.
گاومیش آبی
معرفی کتاب
مفاهیمی همچون عزتنفس و خودباوری از مفاهیم بنیادی در تربیت کودک و نوجوان است که میتوان آن را در قالب داستان و بازی به کودک آموزش داد. داستان «گاومیش آبی» با بیانی کودکانه عزت نفس و خودپذیری را به کودکان میآموزد و یادآور میشود که ترس از ناشناختهها برای همه انسانها طبیعی است، اما نباید مانع تجربه و رشد شود. در بخشی از این کتاب آمده است: «گاومیش کوهاندار آبی همیشه موهایش را کوتاه میکند. چون دلش میخواهد مرتب باشد اما آن روز آرایشگاه بسته بود. اصلاً همه جا بسته بود. فردایش هم همینطور و حتی فردای فردایش هم. گاومیش کوهاندار آبی خیلی ناراحت بود. فکر میکرد دیگر جذاب و دوستداشتنی نیست، اما او اشتباه میکرد چون...»
ای وای من چه کسی شدم!
معرفی کتاب
در یک روز آفتابی، کالبن از خواب بیدار شد. یادش افتاد که باید سراغ کارهایش میرفت. اتاقش را مرتب میکرد و بعد هم لیموها را از درخت میچید. کالبن با خودش فکر کرد که چقدر کار دارد. ناگهان چشمش به پرندهها افتاد. با خودش گفت: «ای کاش من هم یک پرنده بودم.» در فکرش یک پرنده شد که آزادانه پرواز میکرد. روی شاخهی درختی نشست که دید چند جوجه در لانه نشستهاند و با دهان باز از او غذا میخواهند. انگار پرنده بودن هم خیلی راحت نبود. پس کالبن آرزوی دیگری کرد...
شب بهخیر خرس کوچولو
معرفی کتاب
زمستان جنگل نزدیک بود. بچههای حیوانات با هم قرار میگذاشتند که وقتی برف آمد، دستهجمعی به سورتمهسواری بروند. خرس کوچولو میدانست که اجازهی این کار را ندارد، چون خرسها در زمستان به خواب زمستانی میروند. خرس کوچولو با غصه به خواب زمستانی رفت. خرس کوچولو شبی از شبهای زمستان از خواب بیدار شد. بیصدا از لانه بیرون رفت و به دوستانش پیوست تا باهم به سورتمهسواری بروند. هنوز راه نیفتاده بودند که از دور صدای زوزهی گرگها را شنیدند...