بچههای راهآهن
معرفی کتاب
بچههای راه آهن از اول بچههای راه آهن نبودند. حتی فکر نمیکنم که درباره آن فکر میکردند یا چیز زیادی میدانستند. فقط این را میدانستند که راه آهن وسیلهای است برای رفتن به جاهای مختلف. آنها بچههای خیلی معمولیای بودند که با پدر و مادرشان در یک خانهی ویلایی در حومهی شهر زندگی میکردند. آنها خیلی خوشبخت بودند و اصلاً فکر نمیکردند که روزی این خوشبختی و راحتی تمام میشود و آنها مجبور میشوند زندگی متفاوتی را شروع کنند. اما این اتفاق افتاد؛ آن هم کاملاً ناگهانی و خیلی ترسناک....
مادربزرگ منتظر است
معرفی کتاب
این اثر با دغدغه فرار «مهرآور»، نوجوان 14ساله (شخصیت اصلی داستان) از زندان قجری آغاز میشود. مهرآور پس از فرار، برای دور شدن از خطر دستگیری به قصد دیدار مادربزرگ، راهی ولایت «پایاب»، روستای آباواجدادی خودش میشود. در طی راه و مقصد با چندین مشکل کوچک و بزرگ مواجه میشود. برای حل آنها از پای نمینشیند و در طول داستان جوهرهی شخصیت پویا و سازنده خودش را برای فائق آمدن بر مسائل نشان میدهد؛ اما سرانجامِ شیرینی برای نوجوان قصه رقم میخورد. مهرآور در پایان داستان به روستای مادربزرگش میرسد؛ روستایی که با کمآبی و خشکی قنات روبهرو شده و او... .
اسم رمز
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه سیاسی است که نویسنده از حوادث رخ داده در اواخر شهریور و پاییز سال 1401 را روایت میکند. داستانهای روایت شده در این کتاب نشان میدهد که این حوادث با هماهنگی و برنامهریزی عناصر بیگانه انجام شدهاند. داستانهای روایت شده در این کتاب بیانگر این است که در حوادث و شلوغیهای اینچنینی که در برهههای مختلف اتفاق میافتد افراد باید با یک نگاه تیزبینی و با تشناختی دقیق نسبت به آن برخورد نمایند.
آنجا که ماه خانه دارد
معرفی کتاب
این داستان درباره یک خواهر و دو برادر است. آنها پدر و مادرشان را مدتی پیش از دست داده بودند و با مادربزرگشان در انگلستان زندگی میکردند. حالا مادربزرگ نیز از دست رفته بود و آنها تنها و بیسرپناه شده بودند. آن زمان، حدود سال 1940 بود. جهان در اوج جنگ جهانی دوم و درگیر قحطی، مرگ و مشکلات بود. در این شرایط بهمریخته و ترسناک، سرنوشت سه کودک 9-11 و 12 چه میشود؟ آنها میتوانند برای خودشان جایی مناسب زندگی پیدا کنند و مجبور به جدانشدن از همدیگر نشوند و همچنان یک خانواده باقی بمانند؟ این قصه سرنوشت عجیب این سه نفر را بازگو میکند.
تنگه سیاهگرگ
معرفی کتاب
«پدرام» و «پیام» دو برادر هستند که پدرشان پس از گرفتن کارنامه تحصیلی و دیدن نمرههای پایینشان تصمیم میگیرد آنها را به خانه خاله «منیر»شان بفرستد، یک روز پدرام و پیام به همراه «حسین آقا» به بیرون از باغ خاله منیر میروند و مجبور میشوند با اتفاقی که برای حسین آقا شوهرِ خاله منیر رخ میدهد شبی را در تنگهای بهنام «تنگه سیاهگرگ»، صبح کنند. وقتی افسانهها رنگ حقیقت به خود میگیرند دیگر جرئت و جسارت به تنهایی برای رویارویی با آنها کافی نیست، با وجود این آیا اندوختهها و تجربیات پدرام و پیام آنها را از این مهلکه نجات میدهد؟
عمونوروز و چهلدزد
معرفی کتاب
کتاب عمو نوروز و چهل دزد داستان ظفر دزد است که از آمدن عید خوشحال نیست. همه برای آمدن نوروز خوشحال هستند جز ظفر، او نه کار دارد نه خانه نه پول. در همین زمان چشمش به پیرزنی میافتد که قالیچه میتکاند، او شنیده است که ننه سرما و عمو نوروز نباید هم را ببینند تا بهار بیاید، او فکری به سرش میزند، تصمیم میگیرد ننه را بدزدد...
میشوم اندازه یک نقطه
معرفی کتاب
داستان پسر بچه ای است که به علت بیکاری پدر، فرزند دوم خانواده به مادربزرگ داده شده و این پسر هم به سختی کار می کند. مادر باردار شده و قصد سقط جنین دارد ولی همان موقع اتفاقی برای بچهی کوچک در منزل می افتد و تا حد مرگ می رود. مادر متنبه و پشیمان شده، . پدر و پسر کارهای جدید و بهتری پیدا می کنند.
تنی
معرفی کتاب
این کتاب، رمانی در ژانر اجتماعی است که تلاش میکند تصویری ملموس از زندگانی یک خانواده روحانی و زیستِ طلبگی، ارائه کند. داستان از زبان پسری 17ساله روایت میشود؛ پسری که در جامعه مذهبی، اولین سالهای جوانی خود را میگذراند و در یافتن رشته و راه زندگی دچار تردید و ابهام است. گم شدن «عطا»، برادر او، در بازیافتن راهی که گم کرده، اثرگذار میشودو....