Skip to main content

آدم‌های خانه عنقا

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از 10 داستان با نویسندگان گوناگون درباره موضوعات اجتماعی و سبک زندگی ایرانی‌اسلامی با محوریت خانواده است. در این داستان‌ها به حوادث تاریخی همچون جنگ تحمیلی و فاجعه منا اشاره شده است. هدف داستان‌ها این است که مخاطب را با اهمیت نهاد خانواده آشنا کند و لزوم تلاش‌کردن برای حفظ ارتباط خوب بین اعضا را به او نشان دهد.

خواهر بزرگ، خواهر کوچک

معرفی کتاب
خواهر بزرگ همه‌جا و همه‌وقت کنار خواهر کوچکش بود و در همۀ کارها به او کمک می‌کرد. خواهر بزرگ مراقب همه‌چیز بود و اجازه نمی‌داد خواهر کوچکش هیچ کاری را تنهایی انجام دهد؛ اما خواهر کوچک هم کارهایی بلد بود که دلش می‌خواست به تنهایی انجام دهد، بااین‌حال همیشه حرف‌های خواهر بزرگ را گوش می‌داد تا اینکه حسابی از دست خواهرش خسته شد و دیگر حوصله امر و نهی او را نداشت. برای همین یک روز... .

شازده کدو

معرفی کتاب
«ممل» در روستای «براسان» با خانواده‌اش زندگی می‌کرد. او با شوق‌ و‌ ذوق روی زمین کوچکی که پدرش به او عیدی داده بود، مشغول کار شد. وقتی جالیز آمادۀ‌ کاشت شد، آن را به سختی آبیاری کرد و تخم‌های خیس‌خوردۀ کدو، ‌ خربزه و هندوانه را کاشت. بعد هم به تقلید از پدرش، با لباس‌های کهنه، مترسک کوچکی برای جالیزش درست کرد. در کنار کار زیاد روی جالیز، نمرۀ درس‌های ممل چندان تعریفی نداشت؛ ولی همه امیدش به جالیز و محصول آن بود تا نشان دهد که پسر تنبل و بی‌هنری نیست. او هم نگران بادهای گرم بود، هم دغدغۀ نمرۀ درس‌هایش را داشت. سرانجام... .

خوش‌مزه‌ترین کلوچه

معرفی کتاب
خروس آواز خواند و پسرک بیدار شد. از پنجره بیرون را نگاه کرد و به خودش گفت: «چقدر دوست دارم برای صبحانه یک کلوچۀ بزرگ بخورم!» او سراغ مادرش رفت و از او کلوچه خواست. مادر برای درست کردن کلوچه احتیاج به آرد و شیر و تخم‌مرغ داشت. او از پسرش ‌خواست به گندمزار برود، مقداری گندم درو کند، آن را به آسیاب ببرد و آرد بگیرد. پسرک... .

پپا و ماجراجویی در روز پاییزی

معرفی کتاب
در یک روز پاییزی که همه‌جا پر شده از برگ‌های زرد و قرمز «پپا» و خانواده‌اش به پارک می‌روند. فکر می‌کنی پپا و خانواده‌اش توی این هوای سرد پاییزی برای چه به پارک رفته‌اند و توی پارک چه کارهایی می‌کنند؟
این کتاب از مجموعه‌ی «دنیای پپا» است. پپا و برادرش جورج در این مجموعه کمک می‌کنند تا بچّه‌ها رفتارهای اجتماعی را یاد بگیرند و با مسائل و مشکلات زندگی راحت کنار بیایند.

پپا نمی داند چه کاره شود!

معرفی کتاب
«پپا» نمی‌داند وقتی بزرگ شد می‌خواهد چه‌کاره شود؟ «امیلی» می‌خواهد معلم شود. «فردی» می‌خواهد پلیس شود. «سوزی» می‌خواهد پزشک شود. امّا پپا نمی‌داد به چه شغلی علاقه دارد. فکر می‌کنید پپا شغل مورد علاقه‌اش را پیدا می‌کند؟
این کتاب از مجموعه‌ی «دنیای پپا» است. پپا و برادرش جورج در این مجموعه کمک می‌کنند تا بچّه‌ها رفتارهای اجتماعی را یاد بگیرند و با مسائل و مشکلات زندگی راحت کنار بیایند.

بهترین دوست پپا

معرفی کتاب
«سوزی» بهترین دوست پپا است. «پپا» و «سوزی» می‌خواهند بفهمد از کی با هم دوست شده‌اند. مامان پپا عکس زمانی که پپا نی‌نی کوچولو بود را نشانشان داد و برایشان تعریف کرد که از کی با هم دوست شده‌اند. فکر می‌کنید پپا و سوزی از کی با هم دوست شدند و چه جوری باهم بازی می‌کردند؟
این کتاب از مجموعه‌ی «دنیای پپا» است. پپا و برادرش جورج در این مجموعه کمک می‌کنند تا بچّه‌هارفتارهای اجتماعی را یاد بگیرند و با مسائل و مشکلات زندگی راحت کنار بیایند.

جایی آن طرف پرچین

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دهه پنجاه و پیش از انقلاب است. «بیتا» که ده سال دارد، همراه مادر و برادرش، «بهرام» که یک سال از او بزرگ‌تر است، با دایی و همسر او در شهرکی که متعلق به ارتش است، زندگی می‌کنند. دایی بیتا افسر ارتش است و در پادگان آن منطقه خدمت می‌کند. آن‌ها گماشته‌ای به نام عطا دارند. بچه‌ها با عطا ارتباط خوبی دارند. بهرام و بیتا همسن و هم‌کلاس «ستاره» و «شهاب»، بچه‌های سرهنگ «گشتاسی» هستند. شهاب به پشتوانه پدرش که مافوق بقیه افسران منطقه است، هر کار بخواهد می‌کند و... .

کوچه را ما جارو می‌کنیم

معرفی کتاب
«سپیده» وقتی متوجه بیماری رفتگرِ پیر محله‌ می‌شود، با پول‌های توجیبی‌اش برای او شال و کلاه پشمی می‌خرد و در روزی طوفانی منتظر اوست تا بیاید؛ اما هرچه صبر می‌کند، خبری از پیرمرد نیست. مادر سپیده هم نگران پیرمرد است تا اینکه او را در کوچه، در حال جارو کردن برگ‌ها می‌بینند و... .

النگوی شیشه‌ای

معرفی کتاب
این داستان درباره پسری بیست و چندساله به نام «سیاوش» است که نتوانسته وارد دانشگاه شود. او نزد دایی‌اش، «بهنام» که بنگاه ماشین دارد، کار می‌کند. دایی‌ای که از هرموقعیتی برای پول درآوردن استفاده می‌کند. حالا دایی‌بهنام برای سیاوش نقشه‌ای کشیده است. طبق این نقشه آن‌ها می‌توانند پول خوبی به جیب بزنند. سیاوش با اینکه راضی نیست؛ اما با دایی‌اش همراه می‌شود... .