Skip to main content

زنان کوچک

معرفی کتاب
چهار دختر خانواده «مارچ» برای کریسمس چیزهای زیادی می‌خواهند؛ اما هر کدام فقط یک دلار دارند. پدرشان در جبهه‌های جنگ است و مادرشان به سختی کار می‌کند. دخترها تصمیم می‌گیرند با پولشان برای مادر هدیه‌هایی بخرند و... . آن‌ها در روزهای سخت، دلشان به هم خوش است و در کنار مادرشان هر روز ماجراهایی به ظاهر ساده، اما تأثیرگذار را سپری می‌کنند.

جزیره گنج

معرفی کتاب
«جیم هاوکینز» ۱۳ ساله، با پدر و مادرش در مهمانخانه «بن بوو»، نزدیک «بریستون»، در سواحل جنوب غربی انگلستان زندگی می‌کند. روزی پیرمرد مرموزی همراه صندوقچه‌ای برای اجاره اتاق وارد مهمانخانه می‌شود. پس از مدتی، چند دزد دریایی که دنبال پیرمرد هستند، به شهر حمله می‌کنند. پیرمرد به خاطر مصرف زیاد الکل می‌میرد و جیم موفق می‌شود در آخرین لحظه صندوقچه را باز کرده و نقشه گنج را به دست بیاورد. جیم به سفری پرماجرا می‌رود تا گنج دزدان دریایی را کشف کند.

سفرهای گالیور

معرفی کتاب
«گالیور»، قهرمان داستان، در کشتی «آنتلوپ» که به دریاهای جنوب می‌رود، مشغول به کار می‌شود. کشتی در مسیر هند شرقی گرفتار توفانی مهیب شده و غرق می‌شود. گالیور خود را به ساحل می‌رساند و به خواب عمیقی فرو می‌رود. هنگامی که بیدار می‌شود، می‌بیند دست و پاهایش به زمین بسته شده است. او با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شود که فقط ۱۵ سانتی‌متر هستند! و... .در ادامه داستان، گالیور با ماجراهای حیرت‌انگیزی مواجه می‌شود. او به جزیره «پرنده»، به دنیایی که اسب‌ها بر آن حکومت می‌کنند و... می‌رود!

گوژپشت نتردام

معرفی کتاب
«کلودفرولو»، معاون اسقف، عاشق دختری کولی به نام «اسمرالدا» شده است. او سعی می‌کند به کمک «کازیمودو»، ناقوس‌زن کلیسا که قوزی بزرگ روی پشتش دارد و بسیار بدشکل است، اسمرالدا را بدزدد. این دزدی با دخالت کاپیتان «فوبوس» ناکام می‌ماند و کازیمودو دستگیر می‌شود. هنگامی که در میدان اصلی شهر کازیمودو را شلاق می‌زنند، اسمرالدا که قلبی مهربان دارد، به او آب می‎دهد. این کار او باعث می‌شود که کازیمودو عاشق او شود. درحالی‌که اسمرالدا به فوبوس دل بسته است و... .

سپید دندان

معرفی کتاب
«سپیددندان» توله‌سگی است که در طبیعت وحشی سرزمین شمال به دنیا می‌آید و بزرگ می‌شود. در طبیعتی که فقط یک قانون دارد، «بخور یا خورده می‌شوی». سپیددندان در مسیر زندگی‌اش با انسان‌ها آشنا می‌شود و با آن‌ها اُنس می‌گیرد؛ ولی او یک سگ وحشی است و نمی‌تواند به راحتی در کنار انسان‌ها زندگی کنند. سپیددندان به تدریج می‌آموزد که زندگی در کنار آدم‌ها نیازهای او را برطرف می‌کند و... .

مدرسه‌ جاسوسی

معرفی کتاب
«بن ریپلی» استعداد زیادی در ضرب و تقسیم بزرگ‌ترین عددها دارد. او در مدرسه‌ای معمولی درس می‌خواند و غروب‌ها وسط بازی کامپیوتری، به وب‌سایت‌های سازمان جاسوسی هم سری می‌زند و عاشق «جیمز باند» است. او بدون اینکه خبر داشته باشد، در آزمون مدرسه جاسوسی پذیرفته شده است. بن باید به اکادمی مخفی جاسوسی برود؛ اما جاسوس شدن اصلاً کار آسانی نیست. او برای زنده ماندن باید هر روز بر دشمنان بی‌شمارش پیروز شود.

نقشه‌ جاسوسی

معرفی کتاب
«بن رپیلی» شاگرد مدرسه‌ای معمولی است. تنها ویژگی او هوش زیاد و دقت در محاسبه است. بن برای آموزش در مدرسه جاسوسی انتخاب شده است و حالا یکی از باهوش‌ترین جاسوس‌های بعد از اینِ مدرسه جاسوسی است که در کسری از ثانیه می‌تواند هر مسئله ریاضی و معمایی را حل کند. در این بین، «اسپایدر»، دشمن مدرسه جاسوسی، نقشه دستگیری و قتل بن را در سر می‌پروراند. مدیر مدرسه او را اخراج می‌کند و این شروع دردسرهای بن است. بن می‌خواهد مثل «جیمزباند» باشد؛ ولی این‌بار تو دردسر بزرگی می‌افتد.

اردوی جاسوسی

معرفی کتاب
«بن ریپلی» وارد مدرسه جاسوسی شده است؛ اما آنجا هیچ شباهتی به دنیای «جیمز باند» ندارد! جاسوس‌ها و نفوذی‌ها و تبهکاران هر لحظه ممکن است که آدم را بکشند. از لحظه‌ای که بن وارد سازمان جاسوسی شده است، دشمنان در پی شکار او هستند. حالا او همراه بچه‌های مدرسه راهی یک اردوی آموزشی در دل جنگل شده‌اند و این بهترین فرصت برای شکار یک بچه‌جاسوس است. آیا بن می‌تواند از این مهلکه جان سالم به در ببرد؟

پسری که با پیراناها شنا کرد!

معرفی کتاب
«استنلی پاتز» پدر و مادرش را از دست داده است و با عمو «ارنی» و خاله «آنی» زندگی می‎کند. عمو ارنی در کارخانه کشتی‌سازی کار می‌کند و همه‌چیز خوب و مرتب است؛ اما یک روز کارخانه تعطیل می‌شود و کارگرهایش بیکار. عمو ارنی تصمیم می‌گیرد خانه را به کارخانه کنسروسازی تبدیل کند و بعد از مدت کوتاهی، دستگاه‌ها و سطل‌های ماهی تمام خانه را اشغال می‌کنند تا جایی که استنلی مجبور می‌شود در کمدش بخوابد. بالاخره استنلی تصمیم می‌گیرد خانه را ترک کند. او در یک سیرک کار می‌کند و به سفر می‌رود. آیا استنلی دوباره به خانه بازمی‎گردد یا به دنبال سرنوشتش می‌رود؟

بهترین کارلسون دنیا

معرفی کتاب
«کارلسون» پسر کوچولویی است با یک موتور کوچک و پره‌ای چرخان روی پشتش که آن را با دکمه‌ای که وسط نافش است، روشن می‌کند. او روی پشت بام خانه «اریک»، در جای خیلی کوچکی، پشت لوله‌های بخاری زندگی می‌کند؛ اما مردم شهر او را با بشقاب‌پرنده و پهپاد جاسوسی اشتباه می‌گیرند. همه شهر دنبال کارلسون هستند و می‌خواهند دستگیرش کنند. کارلسون از هیچ‌چیز نمی‌ترسد و حاضر است برای کمی خندیدن، هر شوخی خطرناکی بکند؛ اما او در دو قدمی دستگیر شدن است!