Skip to main content

جوجه‌تیغی‌های پسر عمو

معرفی کتاب
دو تا جوجه‌تیغی به شهر جوجه‌تیغی‌ها می‌رفتند که شب شد و تصمیم گرفتند کنار تپه‌ای بخوابند؛ اما خوابشان نمی‌برد، برای همین شروع کردند به جنگیدن با یکدیگر. آن‌ها، آن قدر جنگیدند تا تمام تیغ‌هایشان تمام شد. جوجه‌تیغی‌ها بعد از جنگ همدیگر را گم کردند؛ ولی خیلی دوست داشتند که دوباره یکدیگر را ببینند. در این داستان به اهمیت دوستی توجه شده است.

چه کسی آقای صورتی را می‌شناسد؟

معرفی کتاب
این داستان درباره دختری است که یک روز از پشت پنجره یک مرد صورتی می‌بیند. دختر همه جا را به دنبال او می‌گردد و از همه سراغش را می‌گیرد؛ اما هیچ کس او را ندیده است تا اینکه یک روز، ماشینی صورتی می‌بیند. پلیس ماشین صورتی را تعقیب می‌کند و سرانجام دختر، مرد صورتی را پیدا می‌کند. او یک نقاش است!!!!

به مدرسه دیر رسیدم چون . . .

معرفی کتاب
کودکی با آوردن بهانه‌های گوناگون و تخیلی، سعی می‌کند دیر رسیدن به مدرسه را توجیه کند. از گیر کردن در تار عنکبوت و کمک کردن به دختر همسایه و زدن اشتباهی دکمه زمان تا نان قرض گرفتن برای صبحانه!. داستان به صورت غیر مستقیم، به منظم بودن و بهانه‌تراشی نکردن و راست‌گویی اشاره می‎کند.

اژدهای گل آفتابگردان

معرفی کتاب
یک روز بهاری، اژدهایی سبزرنگ به دشت گل‌های آفتابگردان آمد و آن‌قدر گرسنه بود که می‌خواست همه را بخورد. در یک چشم به هم زدن، اژدها دشت را صاف و بدون گل کرد و... . حالا چه بلایی بر سر اژدها می‌آید؟ و آیا دوباره در دشت، گل‌های زیبا می‌روید؟

آن پایین چه خبر است؟

معرفی کتاب
روزی «سام» و «دیو» تصمیم می‌گیرند زمین را بکَنند تا یک چیز خارق‌العاده پیدا کنند. آن‌ها مشغول می‌شوند و جلو می‌روند؛ ولی هیچ چیزی پیدا نمی‌کنند. سام و دیو بعد از یک استراحت کوتاه، دوباره شروع می‌کنند و بعد از مدتی از خستگی خوابشان می‌برد. ناگهان اتفاقی می‌افتد و... .

کنسرت آقای خرس

معرفی کتاب
بچه‌خرس در جنگل پیانویی پیدا می‌کند و هر روز به آنجا می‌رود و پیانو می‎زند. بعد از مدت‌ها او به شهر می‌رود و با نواختن پیانو، همه را شگفت‌زده می‌کند؛ اما دلتنگ دوستانش می‌شود. خرس به جنگل بازمی‌گردد و درحالی‌که فکر می‎کند دوستانش او را فراموش کرده‌اند، با صحنه‌ای مواجه می‌شود که نمی‌تواند باور کند.

اژدهاها

معرفی کتاب
این داستان درباره اژدهاهایی است که عاشق خوردن تاکو ــ نوعی غذای سنتی مکزیکی ــ هستند؛ ولی آن‌ها از سس تند متنفرند. اژدهاها در مهمانی، با کلی تاکو مواجه می‌شوند و گویا فراموش می‌کنند که داخل سسِ ملایم هم فلفل وجود دارد. اژدهاها با خوردن تاکوها مهمانی را به هم می‎زنند.

دختری که نبود

معرفی کتاب
این داستان چهار راوی دارد و داستان دختری به نام «سمیرا» است که با موجودی خیالی به نام «کصیر» حرف می‌زند. داستان گاهی از زبان سمیرا، گاهی از زبان مادرش، گاهی از زبان پدر سمیرا و گاهی از زبان کصیر روایت می‌شود. اطرافیان برای سمیرا دل می‌سوزانند و مادر نگران است که او هیچ‌وقت نتواند شوهر کند.

آقا گرگه در زمان سفر می‌کند

معرفی کتاب
آقا گرگه کتابی طلایی پیدا می‌کند که هر بار آن را ورق می‌زند، به لحظه‌ای در زمان گذشته سفر می‌کند. او به زمان دایناسورها، زمان پیش از تاریخ و ماه سفر می‌کند و تجربه‌های جدیدی به دست می‌آورد.

آقا گرگه خودش را خیلی دوست دارد

معرفی کتاب
یک روز صبح آقا گرگه جلوی آینه ایستاد و خودش را نگاه کرد و متوجه شد که خیلی از خودش خوشش می‌آید. او قصد داشت در مسابقه «بدجنس‌ترین گرگ گنده» برنده شود. آقا گرگه در مسابقه با بدجنسی، غرور، مسخره کردن و... به پیروزی رسید؛ اما هیچ کدام از دوستانش از او راضی نبودند. دوستان گرگ با گذشت و بخشش او را متوجه اشتباهش کردند.