Skip to main content

فرانکلین و کلاه ایمنی

معرفی کتاب
فرانکلین کلاه ایمنی جدیدی خریده است؛ چون آزمون دوچرخه‌سواری دارد. او به جای کلاه خودش، کلاه دوستش را می‌گذارد؛ چون فکر می‌کند دوستانش کلاه او را مسخره خواهند کرد؛ ولی فرانکلین با آن کلاه نمی‌تواند آزمون دهد؛ چون کلاه برایش بزرگ است و به این نتیجه می‌رسد که از کلاه خودش استفاده کند.

مثل من و تو

معرفی کتاب
موتور و پرنده دوست هستند و هر دو، دوست دارند کار دیگری را انجام دهند. موتور دوست دارد پرواز کند و پرنده دوست دارد بدود. آن‌ها بسیار تلاش می‌کنند؛ ولی هیچ کدام موفق نمی‌شوند. آن‌ها متوجه می‌شوند که هر کسی برای کاری ساخته شده است.

کلاغ زاغی

معرفی کتاب
روزی کلاغ زاغی قالب صابونی می‌خورد. به همین دلیل، وقتی قارقار می‌کند، حباب صابون از دهانش بیرون می‌آید. کلاغ زاغی مهمانی دعوت است؛ ولی خجالت می‌کشد با آن وضعیت به مهمانی برود. سنجاب او را راضی می‌کند و با هم به مهمانی می‎روند. در مهمانی به آن‌ها خیلی خوش می‌گذرد و کلاغ زاغی برای همه آواز می‎خواند. تبدیل وضعیت بد به فرصت‌های مطلوب از آموزه‌های داستان است.

چرا خرس‌ها با هم می‌جنگند؟

معرفی کتاب
دو خرسِ همسایه، همیشه سر کندوی عسل دعوا می‌کنند. خرس قهوه‌ای از دعوا با خرس سفید ناراحت است و تصمیم می‌گیرد به این دعوا پایان دهد؛ اما باز هم با اختلافی رابطه آن‌ها به هم می‌خورد. گفت‌و‌گو کردن درباره مسائل و تصمیم درست گرفتن در موقعیت‌های مختلف از آموزه‌های این داستان است.

بالای بالای بالا

معرفی کتاب
گربه مادر به بچه‌اش که از درخت بالا می‌رود، نگاه می‌کند و می‌ترسد که از درخت بیفتد. بچه‌گربه دوست دارد به بالای درخت برسد. به همین دلیل با تمام توان ادامه می‌دهد. تلاش برای رسیدن به هدف و آزمون و خطا، با رعایت احتیاط از آموزه‌های این داستان است.

وای! این که فسقلی نیست

معرفی کتاب
«موشی» و «ببعی» دوست هستند و با هم زندگی می‎کنند. روزی باد خانه آن‌ها را جابه‌جا می‌کند و به قله کوه می‌برد. موشی و ببعی به کمک دوستشان، فیل، به دنبال خانه می‌گردند؛ ولی آیا موفق می‌شوند آن را پیدا کنند؟

آقای جیبی

معرفی کتاب
«آقای جیبی» یک کت دارد که آن کت، یک جیب مخفی دارد. آقای جیبی پول‌هایش را داخل جیب مخفی پنهان می‌کند و با این ترفند به هیچ کس، حتی گل‌فروش سر چهارراه و واکسی هم پولی پرداخت نمی‌کند تا اینکه روزی اتفاق عجیبی رخ می‌دهد و نتیجه رفتار زشت‌ خود را می‌بیند.

دندان‌های پدر بزرگ

معرفی کتاب
روزی پدربزرگ و نوه‌اش «امیرعلی» به گردش می‌روند. در راه دندان‌های مصنوعی پدربزرگ گم می‌شود. امیرعلی همه جا را می‌گردد و دندان‌هایی را پیدا می‌کند که متعلق به شیر
پیر است. او دوباره و دوباره می‌گردد و هر بار دندان‌های حیوانات دیگر را پیدا می‌کند؛ ولی بالاخره دندان‎های پدربزرگ هم پیدا می‌شود.

پیشی در انبار

معرفی کتاب
«پیشی» سه تا بچه‌گربه به دنیا آورده و در چند روز گذشته، از جایش تکان نخورده است. بالاخره از شدت گرسنگی تصمیم می‌گیرد به دنبال غذا برود؛ ولی همین که از انبار بیرون می‌رود، درِ انبار بسته می‌شود و پیشی پشت در می‌ماند. او نگران است و نمی‌داند چه‌کار باید بکند که موش از راه می‌رسد.

گربه‌ی مکعبی مخلوط

معرفی کتاب
«خانم کوچولو» آرزو دارد که یک گربه مکعبی شکل داشته باشد. «آقا کوچولو» تصمیم می‌گیرد تا او را به آرزویش برساند. به همین دلیل به همراه خانم کوچولو، برای پیدا کردن گربه مکعبی تلاش می‌کند. سرانجام خانم کوچولو با پیشنهاد آقا کوچولو، زندگی تازه‎ای را آغاز می‌کند.