Skip to main content

الاغ و گرگ، شیر و موش، شتر و فیل و میمون

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. در این جلد از مجموعه مذکور: گروهی از موش‌های کوهستان در دشت بازی می‌کردند. یکی از آن‌ها خیلی از دوستانش دور شد. حواسش نبود و محکم به شیری خورد که همان نزدیکی خوابیده بود. شیر هم او را محکم میان پنجه‌اش گرفت تا بخورد. موش به شیر گفت: «من را نخور. من هم برایت یک روز جبران می‌کنم.» شیر به حرف موش خندید و رهایش کرد. مدتی بعد موش صدای فریاد شیر را شنید که کمک می‌خواست...

مرغ‌دریایی، روباه و لک‌لک، روباه و بز

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. در این جلد از مجموعه مذکور: روباه و لک‌لکی با هم دوست بودند. روزی روباه، لک‌لک را برای ناهار به خانه‌اش دعوت کرد. برای این‌که با او شوخی کند، غذای لک‌لک را در بشقاب ریخت. لک‌لک هر کاری کرد نتوانست با منقار درازش از بشقاب سوپ بخورد. دفعه‌ی بعد که لک‌لک روباه را برای ناهار به منزلش دعوت کرد...

افعی و مار آبی، روباه و انگور، خرچنگ و روباه

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. این جلد از مجموعه مذکور داستان خرچنگی بود که عاشق پز دادن به ساکنان دریا بود، چون او می‌توانست هم در آب زندگی کند هم در خشکی. یک روزِ آفتابی که خرچنگ در ساحل قدم می‌زد و آواز می‌خواند، روباه جوانی هم در ساحل می‌پلکید و حسابی گرسنه بود. خرچنگ بی‌خبر از همه جا، زیر نور آفتاب دراز کشید که...

بچه گوزن و گوزن بالغ، مرغ تخم‌طلا، کشاورز و درخت

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. داستان این جلد از مجموعه مذکور: یک روز گوزن جوان از گوزن تنومندی پرسید: تو که این‌قدر قوی هستی، چرا از سگ‌ها می‌ترسی؟ گوزن گفت: حتی شیر که سلطان جنگل است، از شکارچیان فرار می‌کند. در همان لحظه...

پشه و شیر، جیرجیرک و مورچه، بلبل و شاهین

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. داستان این جلد از مجموعه مذکور: تابستان بود و مورچه‌ها دانه‌ی گندم جمع می‌کردند، در حالی که جیرجیرک‌ها آواز می‌خواندند و برای خودشان خوش بودند. زمستان شد و جیرجیرک نزد مورچه‌ها رفت و از آن‌ها خواست که غذایی به او بدهند. مورچه‌ها به او گفتند...

خری با بارنمک، ستاره‌شناس، سگ و خروس و روباه

معرفی کتاب
«افسانه‌های ازوپ» مجموعه‌ای از حکایت‌های کوتاه تمثیلی است که به ازوپ، قصه‌گوی یونانی، نسبت داده می‌شود. در این افسانه‌ها عمدتاً حیوانات، شخصیت‌های داستان هستند و با زبان آنان، درس‌ها و اصول اخلاقی ساده و پایه‌ای ارائه می‌شود. این جلد از مجموعه مذکور داستان ستاره‌شناسی بود که هر شب بعد از تاریکی هوا از خانه بیرون می‌رفت و در حالی‌که سرش رو به آسمان بود و ستاره‌ها و سیاره‌ها را نگاه می‌کرد، قدم می‌زد. تا اینکه یک شب...

راز دریاچه نامرئی (مجموعه داستان نوجوان)

معرفی کتاب
من احساس کردم بابا هم ترسیده ولی صورتش مثل کسانی نبود که می‌ترسند؛ بیشتر شبیه آدم‌های عصبانی بود. فکر کردم شاید بابا هم مثل مامان دوست ندارد که ما بفهمیم ترسیده است؛ برای همین صورتش را این ‌شکلی کرده است. ولی من نترسیده بودم. حتی یک احساس خوب هم داشتم. حالا ما روی دریاچه نامرئی بودیم و آن را نمی‌دیدیم و در یک جای اسرار‌آمیز گم شده بودیم، فکر می‌کردم داخل سرزمین قصه‌ها هستیم.

گلاب دوآتشه

معرفی کتاب
نویسنده در این کتاب در تلاش است تا کودکان را با فرآیند «گلاب‌گیری» آشنا سازد. این روایت در خانه «باباسید» و همراهی نوه‌اش «مهلا» اتفاق می‌افتد. باباسید، سبدهای پُرشده از گلِ‌محمدی را با خود به خانه می‌بَرد تا گلاب تولید کند. دیگ‌های مسی روی آتش قُل‌قُل می‌کردند و باباسید یکی‌یکی گلبرگ‌ها را داخل دیگ‌ها می‌ریخت و... .

آهسته نوک بزن دارکوب

معرفی کتاب
کتاب «آهسته نوک بزن دارکوب» درباره دارکوبی است که نوکش در تنه یک درختِ پوسیده گیر می‌کند. دوستش برای کمک به او سراغ بقیه حیوانات جنگل می‌رود اما در نهایت متوجه می‌شود که این خود اوست که باید به دارکوب گیرافتاده در تنه درخت کمک کند
قصه این کتاب درباره کمک به دیگران است و اینکه در هنگامه کمک بهتر است حواسمان را جمع کنیم تا بتوانیم به شکلی موثرتر کار کمک‌رسانی را انجام دهیم.

شکموی مهربون

معرفی کتاب
من، علی و بچه‌های دیگر چوب بستنی‌هایمان را رنگ کردیم و انداختیم داخل جوی آب و مسابقه قایق‌رانی راه انداختیم. هر قایقی به شکلی از دور مسابقه خارج شد جز قایق من و علی. در همین حال ناگهان پدر علی را از دور دیدیم که خیلی ناراحت و در فکر بود. از علی دلیل ناراحتی پدرش را پرسیدم. او گفت از وقتی بعثی‌ها جنگ را به دریا کشاندند بابا نتوانسته ماهی صید کند و برای همین ناراحت است. علی گفت دوست دارد که به پدرش کمک کند اما نمی‌داند چطور!