Skip to main content

سفینه فسقلوس

معرفی کتاب
فسقلوس سفینه‌ی کوچکی بود که توی آسمان زندگی‌ می‌کرد. دو تا کرم دوقلوی بازیگوش توی دلش داشت. یک روز آفتابی دو تا قل به فسقلوس گفتند امروز روز مسابقه‌‌ است و از او خواستند تندتر از باد برود. هوا داشت تاریک می‌شد... این کتاب به کودکان نوسوادی که درس‌های 11 تا 13 کتاب فارسی اول دبستان را تمام کرده‌اند و می‌خواهند مهارت بیشتری در خواندن کلمه‌های تازه و جمله‌های طولانی‌تر به‌دست بیاورند، کمک می‌کند.

آفرین به خودمان!

معرفی کتاب
مامان سنجاب سه تا دختر داشت و سه تا پسر. وقتی شب می‌شد مامان سنجاب باید شش جور شام می‌پخت، چون هر کدام از بچه‌هایش یک جور غذا را دوست داشتند. اما مامان سنجاب خیلی خسته می‌شد... این کتاب برای کودکان نوسوادی که درس های 11 تا 13 کتاب فارسی اول دبستان را تمام کرده‌اند و می‌خواهند مهارت بیشتری در خواندن کلمه‌های تازه و جمله‌های طولانی‌تر به‌دست بیاورند، نوشته شده است.

ابر فیلی

معرفی کتاب
«داسی» دایناسوره، می‌خواست برای خاله‌اش یک نقاشی زیبا بکشد. او از پشت پنجره اتاقش، در آسمان ابر سفیدی دید که شبیه بزغاله بود و تصمیم گرفت همان را بکشد؛ اما با مداد سفید، روی کاغذ سفید که ابر مشخص نمی‌شد. او از مادرش سوال کرد و فهمید که اول باید آسمان آبی را بکشد؛ اما حالا دیگر یادش نمی‌آمد ابر چه شکلی بود و... .

پارچ شیشه‌ای

معرفی کتاب
«داسی» دایناسوره با مرغابی چوبی‌اش بازی می‌کرد که مرغابی تشنه شد. داسی که خودش هم تشنه بود، رفت تا آب بیاورد. او پارچ را پر از آب کرد و با اینکه پارچ خیلی سنگین بود، دوتا لیوان هم برداشت و به طرف اتاقش رفت؛ اما یک دفعه پارچ از دستش افتاد و شکست! مادر به داسی گفت تکان نخورد تا تمام خرده‌شیشه‌ها را جمع کند؛ اما داسی که حوصله‌اش سر رفته بود... .

دلفینک

معرفی کتاب
دلفین کوچولویی بود به نام دلفینک که تازگی‌ها به دنیا آمده بود. دلیفنک هر روز همراه مادرش به این طرف و آن طرف دریا می‌رفت تا چیزهای تازه یاد بگیرد. دلفینک یک دوست جدید هم پیدا کرد، اسب آبی‌. امّا یک روز‌...

آقا کفشدوزک با گل کوچک

معرفی کتاب
کرم کوچولو رفت و رفت تا به چاله‌ای رسید که پر از آب بود. سرش را برد جلو تا کمی آب بخورد، یک مرتبه عکسش افتاد توی آب. کرم کوچولو تا عکس خودش را دید، غصه‌اش گرفت و گفت: کاش قشنگ بودم / خال‌خالی بودم / رنگارنگ بودم. کرم کوچولو همین‌طور که داشت عکسش را نگاه می‌کرد...
.

جوجه طلایی تو دوست مایی

معرفی کتاب
«جوجه طلایی» یک جوجه‌ی کوچولو است که با یک عالمه جوجه‌ی دیگر توی یک جعبه گیر کرده است. جوجه طلایی داشت لای بقیه‌ی جوجه‌ها خفه می‌شد. تا این‌که فکری به سرش رسید...
کتاب «جوجه طلایی تو دوست مایی» ماجرای یک جوجه‌ کوچولو است که برای نجات خودش تلاش می‌کند و به کمک دوستانش اتفاقات جالبی را تجریه می‌کند.

برای مولا علی

معرفی کتاب
کتاب پیش رو برای آشنایی کودکان با واقعه غدیرخم، از زبان دو فرشته ریزه میزه داستانی را بیان می‌کند. بال‌توری یکی از فرشته‌ها می‌گوید:" این همه مردم چرا دور پیامبر مهربان و علی جان جمع شده‌اند؟ " بال‌طلا فرشته دیگر می‌گوید:" نگاه کن. پیامبر دست علی را بالا برد."در ادامه نیز برای گفتن بقیه ماجرا آن دو به میان جمع بچه‌ها می‌روند و پیام غدیر را بدین ترتیب به کودکان می‌رسانند. دخترکی می‌گوید: علی به دستور خدا جانشین پیامبر شده است.
در پایان کتاب هم برای آگاهی بیشتر کودکان، از منابع حدیث مانند بحارالانوار درباره پیامبر و امام علی مطالبی ذکر شده است.

ویز ویز تره

معرفی کتاب
پشه‌ها کنار برکه نشستند تا آب بخورند. وقتی «چشم دماغ‌نیزه‌ای» به آب نگاه کرد، از تعجب خشکش زد، عکسشان توی آب بود! پشه‌ها که تا به حال عکسشان را در آب ندیده بودند، فکر کردند پشه‌های دیگری تو آب هستند. آن‌ها سعی کردند با پشه‌های توی آب صحبت کنند؛ اما جوابی نشنیدند. درحالی‌که پشه‌ها عصبانی شده‌اند، سروکله لاک‌پشت پیدا می‌شود. لاک‌پشت هم از دیدن عکسش در آب تعجب می‌کند. حالا سوالی بزرگی برای پشه‌ها و لاک‌پشت به وجود آمده است. اگر آن‌هایی که در آب هستند، عکس خودشان است، پس خودشان کی هستند!؟

آرزوى کودکی

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل پنج نمایشنامه برگزیده نخستین مسابقه‌ نمایشنامه‌نویسی «استعدادهای تازه»، ویژه نمایشنامه‌نویسان کودک و نوجوان، است که با موضوعات دینی، تعلیمی- تربیتی، دفاع مقدس و سبک زندگی منتشر شده است. عنوان‌ نمایشنامه‌های این مجموعه عبارت‌اند از: «آرزوی کودکی»، «اول اسم بابا»، «بچه خرس از درخت پایین نمی آید»، «به رنگ بهار» و «حبه انگور».