Skip to main content

یک جعبه پر از دروغ

معرفی کتاب
در این کتاب داستان کودکی به نام "مراد" آمده است که سعی دارد به جای کاردستی درست کردن دروغ سر هم کند و برای معلمان و دوستانش در مدرسه تعریف کند. یک شب که داخل جعبه دروغگویی اش می رود در حالت خواب و خیال معلمش را می بیند که قیچی به دست سراغ مراد می آید و از می خواهد برای فردا کاردستی درست کند. مراد دست از دروغگویی برداشته و به فکر کاردستی درست کردن می افتد.

هدیه خیس

معرفی کتاب
تولد مریم است. دوستانش آمده اند. کیک و شیرینی آماده است، اما از مادر بزرگ خبری نیست. بیرون باران می بارد. مریم نگران مادر بزرگش است که بدون چتر بیرون رفته است. مریم در خیالش سعی دارد چتری به مادربزرگش برساند تا او خیس نشود. سرانجام مادربزرگش با یک چتر برای هدیه تولد مریم از راه می رسد و او را خوشحال می کند.

ترس؛ بی‌ترس

معرفی کتاب
در داستان این کتاب «نوید» و «ندا» یاد می‌گیرند که برای به دست آوردن هر مهارتی باید تمرین کنند. همچنین مسئولیت‌پذیری و راست‌گویی و پیدا کردن مناسب‌ترین راه‌حل در موقعیت‌های حساس، از دیگر موضوعاتی است که کتاب به آن‌ها می‌پردازد.

اول تو؛ بعد من

معرفی کتاب
در داستان‌های کوتاه این کتاب «نوید» و «ندا» کارهای بسیار خوبی انجام می‎دهند. ندا متوجه زحمات مادرش می‌شود و از او قدردانی می‌کند. نوید کفشش را به دوستش می‌دهد تا بتواند فوتبال بازی کند و... .

می بینمت؛ تو هم هستی

معرفی کتاب
«نوید» و «ندا» خواهر وبرادری هستند که ماجراهای جالبی برایشان پیش می‌آید. آن‌ها از هر یک از این ماجراها، درس‌های خوبی می‌گیرند و چیزهای زیادی می‌آموزند. نوید و ندا متوجه می‌شوند که باید قدر یکدیگر را بدانند، به فکر دیگران باشند و حریم خصوصی دیگران را رعایت کنند.

من و تو؛ برای هم

معرفی کتاب
این کتاب حاوی چند داستان کوتاه تصویری است. «نوید» و «ندا» خواهر و برادر هستند و در هر داستان ماجراهایی را پشت سر می‌گذارند و چیزهای زیادی یاد می‌گیرند. آن‌ها در خانه‌تکانی به مادرشان کمک کرده و برای روز مادر، هدیه جالبی تهیه می‎کنند. همچنین متوجه می‌شوند که فضولی و راهنمایی کردن با هم فرق دارد.

صبرکن؛ به اندازه

معرفی کتاب
«نوید» و «ندا» در داستان‌های کوتاه این کتاب، ماجراهای جالبی را رقم می‌زنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که در هیچ کاری نباید عجله کرد و در سختی‌ها باید صبر داشت. آن‌ها همچنین درباره صرفه‌جویی مطالب مفیدی می‌آموزند.

سبد مادربزرگ

معرفی کتاب
در این داستان مادربزرگ سبدی دارد که او را به یاد گذشته هایش می اندازد. او بسیار به سبد علاقه مند است و هر وقت یاد گذشته ها می افتد از نوه اش می خواهد که سبد را برایش بیاورد. یک روز که نوه به سراغ سبد می رود، متوجه می شود که گربه ای داخل سبد بچه گذاشته است . او از این مسأله بسیار خوشحال می شود و به بهانه های مختلفی از بردن سبد نزد مادربزرگ طفره می رود تا اینکه بالاخره مادربزرک متوجه موضوع می شود.

رودخانه‌ای که راهش را گم کرده بود

معرفی کتاب
سه داستان این کتاب، درباره رودخانه و درخت و حیوانات است. در اولین داستان، رودخانه‌ای که راهش را گم کرده و بسیار خسته است، با کمک ماه به طرف دریا می‌رود و در آن به آرامش می‌رسد. داستان دوم درباره زورگویی گاو و فیل به گوسفندان است و داستان سوم، قصه درخت تنهایی را روایت می‌کند که به پرنده‌ای زخمی کمک می‌کند.

خاله بالا و ننه سرما

معرفی کتاب
«ننه‌سرما» با تمام قدرت تلاش می‌کند تا هر چه بیشتر برف و باران ببارد و همه‌جا سرد شود. بچه‌ها و حیوانات سعی می‌کنند او را از شهر بیرون کنند؛ ولی نتیجه‌ای نمی‌گیرند تا اینکه ننه‌سرما مریض می‌شود. حالا او خسته و بی‌جان است و بچه‌ها و حیوانات با هم او را فراری می‌دهند.