Skip to main content

فقط یک قصه دیگر!

معرفی کتاب
خرگوش کوچولو دوست دارد قبل از خواب برایش کتاب بخوانند. مامان خرگوشه، بابا خرگوشه و مادربزرگ خرگوش کوچولو تمام کتاب‌های قصه او را برایش خوانده‌اند؛ اما خرگوش کوچولو باز هم دوست دارد داستان تازه‌ای بشنود؛ ولی کتاب جدیدی باقی نمانده است. برای همین خرگوش کوچولو یک روز خودش دست به کار می‌شود تا قصه‌ای طولانی برای وقت خواب بنویسد. او در این کار از دوستانش، «جغدی»، «موشک» و « گرگ کوچولو» هم کمک می‌گیرد.

نامه‌های سانی

معرفی کتاب
«سانی» یک میرکت یا همان خدنگ دم‌عصایی است که با خانواده بسیار بزرگش در صحرای «کالاهاری» زندگی می‌کند. آن‌ها همه کارها را با هم انجام می‌دهند؛ با هم بازی می‌کنند، با هم غذا می‌خورند و حتی با هم می‌خوابند؛ اما سانی فکر می‌کند که آن‌ها زیادی به هم نزدیک هستند. به همین علت تصمیم می‌گیرد به جای دیگری برود. او برای خانواده‌اش نامه‌ای می‌نویسد و راه می‎افتد. سانی به جاهای زیادی سر می‌زند و به دیدن افراد زیادی از فامیل می‌رود؛ اما هیچ‌جا به راحتی خانه نیست! شایان ذکر است که نامه‌های سانی به شکل کارت‌پستال در هر صفحه آورده شده است.

جناب تام صاحب خانه و زندگی می‌شود

معرفی کتاب
در جلد نخست از مجموعه «جنگلولک‌بازی‌های جناب تام»، آنجلا که تنها زندگی می‌کند، روزی متوجه می‌شود که گربه کوچولوی عجیب و غریبی پشت در خانه‌اش است. او کنجکاو می‌شود و گربه را به خانه می‌برد و تصمیم می‌گیرد آن را نگه دارد. آنجلا گربه کوچولو را «جناب تام» صدا می‎کند؛ اما جناب تام، گربه آرامی نیست و هزار و یک جور جنگولک‌بازی درمی‎آورد. آنجلا که از دست تام کلافه شده است، او را از خانه بیرون می‎کند و... .

زنبوری که حرف می‌زد: دنیای شگفت‌انگیز بل و زنبور

معرفی کتاب
«بل» دختری فرانسوی است که اغلب برای تعطیلات به دهکده پدربزرگ و مادربزرگش می‌رود. این‌بار او بسیار مشتاق است؛ چراکه می‌تواند با دوچرخه جدیدش در اطراف دهکده تفریح کند؛ اما هنگامی که سوار بر دوچرخه دور و بر دهکده می‎گردد، زمین می‌خورد و متوجه می‌شود که گم شده است. بل با زنبور سخنگو روبه‌رو می‌شود! آن‌ها با هم همراه می‌شوند و ماجراهای جالبی را به وجود می‌آورند.

پس کی می‌رسیم؟

معرفی کتاب
پسرک همراه پدر و مادرش سوار ماشین می‌شوند تا به خانه مادربزرگ بروند و راه طولانی است. پسرک حوصله‌اش سر می‌رود و شروع به غُر زدن می‌کند. گویی زمان متوقف شده است و حتی به عقب می‌رود! به زمان دزدان دریایی یا زمان دایناسورها! در طول مسیر پسرک یاد می‌گیرد که از زمان حال لذت ببرد و این کار باعث می‌شود که زمان سریع‌تر بگذرد. تصاویر کتاب، در روایت داستان نقش مهمی را ایفا می‌کنند.

یک کتاب خیلی خوب کثیف شده

معرفی کتاب
«لویی» شاد و سرحال است و می‌خواهد داستان تعربف کند که ناگهان لکه‌ای روی کتاب می‌بیند و متوجه می‌شود که آن لکه مرباست! او در حال شکایت کردن است که لکه دیگری روی کتاب می‌افتد، لکه کره بادام زمینی! بعد جای انگشت و بعد از آن مقداری آب پرتغال! همه این‌ها کتاب را کثیف می‌کند و لویی هر لحظه عصبانی‌تر از اینکه چرا آدم‌ها به کتاب احترام نمی‌گذارند.

با تشکر از رفیق صمیمی

معرفی کتاب
«سیمور» بیمار است و «اسپلت» تصمیم می‌گیرد کاری کند تا دوستش را خوشحال کند. او کتابی به نام «دوستی» برای سیمور درست کرده است. اسپلت کتاب را به سیمور نشان می‌دهد و تمام روزهایی که سیمور به او کمک کرده است، یادآوری می‎کند. مثلاً وقتی که اسپلت از بازی در نمایش مدرسه می‌ترسد و سیمور تشویقش می‌کند یا وقتی مجسمه مورد علاقه مادر می‌شکند و سیمور آن را درست می‎کند و... . اسپلت برای همه این کمک‌ها از سیمور تشکر می‎کند.

هنر در دنیای کودکان

معرفی کتاب
علم روان‌شناسی به نقش مؤثر هنر در فرایند رشد خلاقیت و افزایش توان یادگیری علوم و سلامت روانی افراد جامعه توجه دارد. کتاب حاضر با هدف آشنا کردن دانشجویان رشته‌های هنری با «فایده‌ها، خصوصیات و تمایزها، روش‌های خلاق و فنون آموزش هنر به کودکان» نوشته شد‌ه‌است. مبحث خلاقیت و ادراک بصری کودکان و تفاوت‌های آن با نگاه دوران بزرگ‌سالی، روان‌شناسی هنر کودکان، آموزش عمومی هنر کودکان و شیوۀ پیشنهادی خلاقیت محور، به همراه فنون اجرای آثار هنری به‌منظور ایجاد خلاقیت در کودکان» از جمله مباحث کتاب هستند.

اشک درخت دراومد

معرفی کتاب
این کتاب حاوی شعرهای کوتاه و کودکانه‌ای است که مراقبت از محیط زیست و مهربانی با حیوانات رایادآوری می‎کند. «دود که باشه، مریض می‌شیم»، «هر ورق دفتر من یه برگه»، «دُمشو کی کنده؟» و «پلنگ»، نام بعضی از این اشعار است. شعر «درختا هم جون دارن»، صدمه نزدن به درختان و مراقبت از آن‎ها گوشزد می‌کند.

من و خواهرم دور از هم

معرفی کتاب
«بید» و «افرا» خواهر هستند. آن‌ها خیلی همدیگر را دوست دارند و همیشه با هم بازی می‌کنند؛ اما افرا باید به مدرسه برود و بید مجبور است در خانه بماند. بعد از مدرسه افرا از دوستانش تعریف می‌کند؛ ولی بید تنهاست تا اینکه بید با بلوطی به نام «پیپ» دوست می‌شود. حالا بید هم کلی حرف دارد و مرتب از بازی با پیپ صحبت می‌کند. افرا دلش برای بازی کردن با بید تنگ شده است و می‌خواهد با پیپ بازی کند. صبح روز بعد، بید خواهرش را غافلگیر می‌کند!