Skip to main content

من و خواهرم با هم

معرفی کتاب
«افرا» و خواهر کوچکش، «بید»، همیشه با هم هستند. آن‌ها هر روز صبح را با هم شروع می‌کنند. دنبال سنگ‌های قلبی‌شکل می‌گردند، خانه‌های کوچک می‌سازند، با هم قایم‌باشک‌بازی می‌کنند و همیشه با هم توافق دارند تا اینکه روزی تصمیم می‌گیرند قاصدک بچینند. بید دوست دارد قاصدک را در باد فوت کند؛ ولی افرا می‌خواهد آن‌ها را جمع کند. آن‌وقت بید کارهایی می‌کند که نباید بکند و افرا حرف‌هایی می‌زند که نباید بزند و... . حالا آن‌ها با هم قهرند؛ ولی تا کی می‌توانند قهر بمانند؟

بچه آدم

معرفی کتاب
«لئونارد» اصلاً از طبیعت خوشش نمی‌آید؛ ولی پدر و مادرش عاشق طبیعت هستند. روزی که لئونارد با پدر و مادرش به پیاده‌روی در جاده‌ای جنگلی می‌رود، گم می‌شود و با یک گوسفند، یک گاو و یک مرغ روبه‌رو می‌شود. آن‌ها از او می‌پرسند که به چه دردی می‌خورد؟ هر کدام از آن‌ها چیزهای مفیدی تولید می‌کنند؛ اما لئونارد چی؟ او به هیچ دردی نمی‌خورد. این سوال ذهن او را درگیر کرده و فکر می‌کند: «واقعاً بچه آدم به چه دردی می‌خورد؟»

موطلا در خانه دایناسورها

معرفی کتاب
سه دایناسور به خانه جدیدی می‌روند. آن‌ها سه کاسه بزرگ پودینگ شکلاتی درست می‌کنند و در جنگل پنهان می‌شوند. دخترک موطلایی که هیچ‌وقت به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌کند، از راه می‌رسد و وارد خانه می‌شود و یک راست به سراغ کاسه‌های پودینگ می‌رود. او تمام پودینگ‌ها را می‌خورد و وقتی می‌خواهد استراحت کند، متوجه موضوع مهمی می‌شود. آنجا خانه دایناسورهاست! دایناسورهایی که برای او تله گذاشته‌اند. حالا چه اتفاقی برای دخترک می‎افتد؟

بازی‌های پنج‌انگشت

معرفی کتاب
در این کتاب والدین با انگشت‌های دست، نقش‌هایی برای فرزندان خود بازی می‌کنند و شعر می‌خوانند. در این بازی، هر یک از انگشت‌ها هنرپیشه‌ای هستند و اجرای نقشی را به عهده می‎گیرند، هنرپیشه‌ای که فقط بازی می‌کند و والدین به جای او حرف می‌زنند. در هر صفحه از این کتاب، انگشتان نقش تازه‎ای دارند و داستان جدیدی را رقم می‎زنند. از نقش بچه‎های مهد کودک گرفته تا نقش مرغ و خروس و بازیکنان فوتبال.

موش‌های نقاشی و مداد‌رنگی‌ها

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی دو شعر درباره رنگ‌هاست. شعرها رنگ‌های مختلف را معرفی می‌کنند و به کودکان می‌آموزد که از مخلوط شدن سه رنگ اصلی، رنگ‌های دیگری به وجود می‌آید. در شعر اول، سه موش سفید کوچولو و بازیگوش، برای فرار از گربه به رنگ‌ها متوسل می‌شوند. در شعر دوم مداد رنگی‌های داخل جعبه، خودشان نقاشی می‌کشند و هر یک وظیفه خاصی را به عهده می‎گیرند.

رنگ‌و‌وارنگ از همه رنگ

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل اشعاری است که رنگ‌های مختلف را برای کودکان توضیح می‌دهد. سبز، آبی، زرد، قهوه‌ای و نارنجی، رنگ‌هایی هستند که درباره هر کدام شعری آورده شده است. آبی رنگ دریا و آسمان است. فصل بهار و جنگل سبز هستند. قهوه‌ای رنگ میز و صندلی و ساقه‌هاست. هویج و خرمالو و نارنگی، نارنجی هستند و خورشید و لیمو، زرد هستند.

جوجه من کو ؟

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «شعرهای خواندنی، شعرهای شنیدنی» است و قصه جوجه‌ای را روایت می‎کند که در حیاط مشغول دانه خوردن و جیک‌جیک کردن است. ناگهان گربه بلا صدای جوجه را می‌شنود و سعی می‌کند او را بگیرد. جوجه فرار می‌کند؛ ولی جایی برای پنهان شدن نیست تا اینکه روی طناب، لباس‌هایی را می‌بیند. جوجه زرنگ روی بند رخت می‌پرد و کنار مرغ و مرغابی روی یکی از لباس‌ها می‌نشیند. آیا گربه می‌تواند جوجه را پیدا کند؟

دو تا چشم دو ابرو

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «شعرهای خواندنی، شعرهای شنیدنی» است و حاوی چندین شعر کودکانه و خیال‌انگیز درباره موضوع‌های مختلفی است که کودکان به آن‌ها فکر می‌کنند. «گوش‌ماهی»، «چتر قشنگم»، «هندوانه» و «دو تا چشم و دو ابرو»، نام برخی از این شعرهاست. مضمون اصلی شعرها شادی است و در تصویر هر شعر، کودکی در حال لبخند زدن است.

این دگمه مال کیه؟

معرفی کتاب
آدم آهنی‌ای به نام «تیم» دکمه‎ای را در خیابان پیدا می‌کند و دلش می‌خواهد آن را به صاحبش برساند. او در پیاده‌رو به راه می‌افتد؛ اما آنجا بسیار شلوغ است و هر لحظه ممکن است زیرپا له شود تا اینکه به چراغ راهنمایی می‌رسد و از آدمک چراغ می‌پرسد که صاحب دکمه را می‌شناسد؟ اما آدمک بدون آنکه پاسخی به تیم بدهد، سبز می‌شود و می‌رود! تیم به جست‌وجو ادامه می‌دهد و برای پیدا کردن صاحب دکمه به آن‌طرف خیابان می‌رود و... .

چشمه‌های نور ایران

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «سرزمین ایران، سرزمین ایمان» است. این بخش درباره امامان و امام‌زاده‌هایی است که در جاهای مختلف ایران هستند. امام رضا (ع)، در «مشهد»، حضرت معصومه (س) در شهر «قم»، حضرت شاه چراغ، برادر امام رضا (ع)، در «شیراز» و شاه عبدالعظیم در شهر «ری». همچنین به جمکران، وعده‌گاه عاشقان امام زمان(عج)، اشاره شده است. شاعر جای جای این سرزمین پهناور را مرقد شهیدان و دلیران می‌داند.