Skip to main content

مثنوی معنوی

معرفی کتاب
این کتاب حاوی سه داستان از «مثنوی معنوی» است. این داستان‌ها سرشار از پند و حکمت هستند که به زبان کودکانه برگردانده شده‌اند. «آقا مراد و شیرین‌زبان»، «فرار از مرگ» و «فیل در تاریکی» نام این سه داستان است. داستان «فرار از مرگ» درباره مردی است که از حضرت سلیمان می‌خواهد به باد فرمان دهد تا او را به سرزمین هند ببرد تا دست فرشته مرگ به او نرسد. غافل از اینکه سرنوشت مرد این است که در سرزمین هند تسلیم مرگ شود!

مرزبان‌نامه

معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده سه داستان از «مرزبان‌نامه» است که به زبانی ساده و روان برگردانده شده است. «شغال خر سوار»، «گربه شکاری» و «خروس و روباه»، نام این داستان‌هاست. «شغال خر سوار» داستان شغالی را روایت می‌کند که همیشه وارد باغ انگور می‌شود و دلی از عزا درمی‌آورد تا اینکه روزی باغبان او را گیر می‌اندازد و کتک مفصلی به او می‌زند. شغال خودش را به مردن می‌زند تا از دست باغبان خلاص شود. سپس نزد دوستش گرگ می‌رود و ماجرا را برایش تعریف می‌کند. شغال می‌خواهد به هر ترتیب شده از باغبان انتقام بگیرد. برای همین تصمیم می‌گیرد خرِ باغبان را فریب دهد و نزد گرگ بیاورد تا گرگ او را شکار کند. آیا شغال موفق می‌شود خر را گول بزند؟

کلیله‌و‌دمنه

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی سه داستان از «کلیله و دمنه» است. «خیال‌پردازی مرد ساده‌لوح»، «عاقبت طمع‌کار» و «شتر ساده‌لوح»، نام این داستان‌هاست. چیزی که به دست نیاوردی را نفروش و چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی، ضرب‌المثل‌هایی است که ابتدای داستان اول و دوم آمده است. داستان سوم نیز درباره شتری است که دیگر نمی‌خواهد بارکشی کند. او که دنبال زندگی راحت است، فرار می‌کند و به بیشه‌ای می‌رود؛ اما نمی‌داند که نباید به هرکسی اعتماد کند.

افسانه ماهی‌گیر و مرغ آه

معرفی کتاب
پیرمرد ماهیگیر پرنده‌ای سرخ و خوش‌آواز دارد. او پرنده را در قفس نگه می‌دارد و تنها دلخوشی‌اش این پرنده است؛ اما پرنده هر شب غمگین‌ترین آوازها را می‌خواند. چند روز است که پیرمرد هیچ صیدی نکرده است. مرغ «آه» به سراغ او می‌آید و از او می‌خواهد آرزویی بکند. مرغ آه دربرابر برآورده کردن آرزوی پیرمرد، مرغ سرخ را می‌خواهد. آیا پیرمرد که این پرنده را بسیار دوست دارد، این خواسته مرغ آه را می‌پذیرد؟

کیو کیو کشتمت!

معرفی کتاب
در این داستان، زندگی دو کودک، به طور موازی در دو نقطه از جهان، با بیانی شعرگونه روایت می‌شود. «مانو» یک پسر کوچک است و در تمام روز به این موضوع فکر می‌کند زودتر به خانه برود و بازی کامپیوتری جنگی‌اش را دنبال کند. برای مانو جنگ یک بازی است که با خاموش شدن صفحه کامپیوتر تمام می‌شود. در نقطه دیگری از جهان، «اونام» است. او هم یک پسر کوچک است و همیشه در خانه زندانی است؛ زیرا بیرون از خانه، جنگ همه‌جا را گرفته است. اونام فقط به این موضوع فکر می‌کند که کی می‌تواند از خانه خارج شود و به مدرسه بازگردد. برای اونام جنگ واقعیتی است که از پایان آن بی‌خبر است.

یک چیز سیاه

معرفی کتاب
یک روز صبح، در وسط جنگل، چیزی سیاه دیده می‌شود. پلنگ فکر می‌کند، یکی از خال‌هایش افتاده است. کلاغ فکر می‌کند، تکه‌ای از شهاب‌سنگ است. روباه فکر می‌کند، جواهر شاهزاده خانم باشد. جغد فکر می‌کند تخم اژدهاست و... . آن روز در جنگل همهمه‌ای به پا می‌شود و همه درباره آن چیز سیاه حرف می‌زنند و... ؛ اما هیچ‌کس نمی‌فهمد آن چیز چیست. به نظر شما چیز سیاه چه می‌تواند باشد؟

آقا‌ قاپ‌قاپی

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. در این قسمت، آقای «قاپ‌قاپی» هر جا می‌رود، چیزی گم می‌شود و همه، وسایل گمشده‌شان را در خانه او پیدا می‌کنند. دست چپ قاپ‌قاپی وسایل را قاپ می‌زند؛ ولی دست راستش، آن‌ها را به صاحبانشان بازمی‎گرداند. تا اینکه روزی به قاپ‌قاپی تهمت دزدیدن وسیله‌ای را می‌زنند که او ندزدیده است. قاپ‌قاپی غمگین و دلگیر است و نمی‌داند چه کاری باید بکند. همسایه او متوجه ناراحتی قاپ‌قاپی می‌شود و با او کمک می‌کند. بعد از مدتی، دیگر هیچ وسیله‌ای گم نمی‌شود! شما می‌دانید آقای همسایه چگونه توانسته است این کار را انجام دهد؟

آقا خاش‌خاشی

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. آقای «خاش‌خاشی» نانوا است. او هر روز نان‌های زیادی می‌پزد و مردم همه نان‌ها را می‌خرند. آقای خاش‌خاشی برای مشتری آخرش دو تا نان می‌پزد. مشتری آخر پیرمردی است که هر شب بعد از همه می‌آید، نان‌ها را برمی‌دارد و تشکر می‌کند تا اینکه روزی، قبل از اینکه مشتری آخر بیاید، مردی پولدار به نانوایی می‌آید و در برابر آ ن نان‌ها، پول زیادی به آقای خاش‌خاشی می‌دهد. بعد از آن دیگر از مشتری آخر خبری نمی‌شود و... .

آقاقچ‌قچی

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. این داستان درباره آقای «قچ‌قچی» است. او آرایشگر بسیار ماهری است و خوب می‌داند موهای هر کسی چقدر باید کوتاه شود و... . برای همین مردم شهر هر جا او را می‌بینند، درباره سر و وضعشان می‌پرسند و آقا قچ‌قچی پاسخ همه آن‌ها را می‌دهد؛ اما بعد از مدتی، آقا قچ‌قچی ایرادگیر و وسواسی می‌شود و همه‌چیز را قیچی می‌کند، از شاخه‌های درخت تا نخ بادبادک دختر کوچولو را. او که همیشه مرتب و تمیز است، حالا موهایش بلند شده و لباس‌هایش کثیف و نامرتب است؛ اما این وضع تا کی ادامه پیدا می‌کند؟

آقا چیک‌چیکی

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. در این شهر، آدم‌های عجیبی زندگی می‌کنند، مثل آقای «چیک‌چیکی». او عکاس شهر است؛ اما نه یک عکاس معمولی! افرادی که با هم دعوا می‌کنند، نزد آقای چیک‎‌چیکی می‌روند، او از آن‌ها عکس می‌گیرد و متوجه می‌شود مقصر کیست؛ چون عکس شخص مقصر، سیاه و مات می‌افتد! روزی آقای «اولی» و آقای «دومی» که با هم دعوا کرده‌اند، نزد آقای چیک‌چیکی می‌روند و... . آقای عکاس با تعجب می‌بیند که عکس هر دو نفر سیاه و مات است؛ ولی حقیقت را نمی‌گوید و... . از آن به بعد تمام عکس‌های آقا چیک‌چیکی سیاه می‌افتد. شما می‌دانید علت چیست؟