Skip to main content

الیوت، فیل خال‌خالی

معرفی کتاب
«الیوت» فیلی است که با بقیه خیلی فرق دارد. بدن او پر از خال‌های رنگی است و او خیلی کوچک است. این کوچک بودن، برایش مشکل‌ساز شده است. او نمی‌تواند در را باز کند، نمی‌تواند تاکسی بگیرد و حتی نمی‌تواند از داخل یخچال خوراکی بردارد. الیوت خیلی کیک فنجانی دوست دارد؛ اما در شیرینی‌فروشی هیچ‌کس او را نمی‌بیند و... . الیوت با موش کوچکی آشنا می‌شود که از الیوت هم کوچک‌تر است و... . حالا الیوت کیک فنجانی دارد و شاید یک چیز بهتر! شایان ذکر است که تصاویر کتاب همراه متن، داستان را روایت می‌کنند.

دارم از دست می‌‌روم!

معرفی کتاب
این داستان درباره پسر کوچولوی پنج‌ ساله‌ای است که متوجه می‌شود موهایش می‌ریزد، پوست پایش کنده شده، دندانش لق شده است و... . پسرک فکر می‎کند که در حال مرگ است؛ ولی او نمی‌خواهد بمیرد؛ چون تازه پنج سالش است. او فکر می‌کند که بعد از این چه بلایی سرش می‌آید و می‌خواهد چاره‌ای پیدا کند. او به ذهنش می‌رسد که... . وقتی پدر و مادر پسر کوچولو او را می‌بینند، علت این تغییرات را برایش توضیح می‌دهند.

دختری که بالا می‌رفت

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان دختری به نام «آنا» را روایت می‎کند که دوست دارد از همه‌چیز بالا برود. او از یخچال و کمد لباسش بالا می‎رود؛ ولی به زمین می‎افتد. پدر و مادرش به او می‌گویند که نباید از چیزی بالا برود. آنا تصمیم می‌گیرد جای مناسبی برای بالا رفتن پیدا کند. بنابراین، از درخت بالا می‎رود. آنا بار اول به زمین می‎‌خورد؛ اما دوباره امتحان می‌کند و این‌بار تا نوک درخت بالا می‌رود. پدر و مادر آنا سعی می‎کنند او را پایین بیاورند؛ ولی هر دو به زمین می‎افتند.

اراذل و اوباش: گوگولی‌ها انتقام می‌گیرند

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «اراذل و اوباش»، به سبک «کمیک استریپ» نوشته شده است. در این قسمت، گرگ و دوستانش، مرغ‌های مرغداری را نجات می‌دهند و همه را متعجب می‌کنند. حالا آن‌ها می‌خواهند خوکچه‌های هندی را نجات دهند که قرار است، بولدزرها خانه‌هایشان را خراب کنند؛ اما ناگهان دکتر «مربا»، دانشمند خوکچه‌ها، آن‌ها را دستگیر می‌کند. چرا؟ چون مرغداری متعلق به دکتر مرباست و او می‌خواهد انتقام بگیرد. آیا گرگ و دوستانش می‌توانند جان سالم به در ببرند؟

اراذل و اوباش در لباس مبدل

معرفی کتاب
آقای گرگ که جرم‌های زیادی مرتکب شده است، مانند جعل هویت گوسفندها، ورود غیر مجاز به خانه پیرزن‌ها و... ، تصمیم گرفته است با دوستانش گروهی تشکیل دهند و کارهای خوب انجام دهندتا قهرمان باشند؛ اما دوستان او آقای مار و کوسه و جونده‌ای به نام آقای پیرانا هستند. آن‌ها همگی بسیار خطرناکند و کارهای بد زیادی کرده‌اند. آیا آقای گرگ و دوستانش می‌توانند از عهده کارهای خوب برآیند و قهرمان باشند؟

همه به مینی شک می‌کنند

معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «ماجراهای مینی» است. تصاویر در این کتاب نقش مهمی دارند و به روایت داستان کمک می‌کنند. در این قسمت پسرهای مدرسه «مورتیس»، برادر «مینی»، همگی عکس فوتبالیست‌ها را جمع می‌کنند و فقط مورتیس بدشانسی آورده است. او از سوپر‌مارکت کلی کورن‌فلکس شانسی خریده و عکس برگردان فوتبالیست‌ها را برداشته و جعبه کورن‌فلکس را دور انداخته است؛ ولی از داخل همه آن‌ها، عکس تکراری یکی از فوتبالیست‌ها را درآورده است. «یو» یکی از دوستان مورتیس، آلبوم فوتبالش را به مدرسه می‌برد و با افتخار به همه نشان می‌دهد... . دو روز بعد آلبوم یو دزدیده می‌شود. چه کسی می‌تواند این کار را کرده باشد؟

مینی تولدش را جشن می‌گیرد

معرفی کتاب
روز تولد «مینی» نزدیک است و مادرش از او می‌پرسد که برای تولدش چه می‌خواهد... . مینی از مادرش می‌خواهد که یک جشن تولد مفصل بگیرد و تمام دوستانش را دعوت کند. مادر اجاز ه می‌دهد؛ اما مینی می‌تواند فقط هفت نفر از دوستانش را دعوت کند. مینی با کمک دوستش، «ماکسی»، هفت نفر را انتخاب کرده و برایشان کارت‌های دعوت آماده می‌کند. او تصمیم می‌گیرد کارت‌ها را در مدرسه به دوستانش بدهد؛ اما در مدرسه اتفاقاتی رخ می‎دهد که مینی حتی تصورش را هم نمی‌کند. او سردرگم است و نمی‌داند چه کار باید بکند.

مینی، دختر کدبانو

معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «ماجراهای مینی» است که تصاویر آن نقش مهمی در روایت داستان دارند. مادر و مادربزرگ «مینی» به خرید می‌روند و... . بعد از چند ساعت، مینی و برادرش، «مورتیس»، خبردار می‌شوند که آن‌ها تصادف کرده‌اند و باید مدتی در بیمارستان باشند. پدر از بچه‌ها می‌خواهد در کارهای خانه به او کمک کنند تا در نبود مادر، نظم خانه به هم نریزد. مینی قول می‌دهد که این کار را انجام دهد؛ اما آیا مورتیس هم در کارهای خانه کمک می‌کند؟ آیا مینی می‌تواند با مورتیس شلخته کنار بیاید؟

مینی قدبلندترین است

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مینی» است که تصاویر، همراه با متن، داستان را روایت می‌کنند. «مینی» هفت سال دارد؛ اما بسیار قدبلند است، حتی از برادرش که دو سال از او بزرگ‌تر است. مینی خیلی دلش می‌خواهد بتواند کاری را خیلی عالی انجام دهد؛ چون «ماکسی» می‎تواند خیلی خوب آواز بخواند، «اِکساندی» خیلی عالی نقاشی می‌کشد، «گابی»، یک ژیمناست معرکه است و... . مینی هم می‌خواهد مثل آن‌ها باشد؛ ولی او در هیچ کاری خیلی عالی نیست تا اینکه خانم معلم نمایشی ترتیب می‌دهد؛ اما در این نمایش مینی فقط نقش یک کرم را دارد. او چطور می‌تواند کاری پیدا کند که در آن عالی باشد؟

مینی باید به مدرسه برود

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مینی» است و تصاویر سیاه و سفید این کتاب، نقش مهمی در روایت داستان دارند. «مینی» دختر لاغر و قدبلندی است و هنوز به مدرسه نمی‌رود؛ با این حال از برادرش که دو سال از او بزرگ‌تر است، بلندتر است. با آمدن پاییز، مینی باید به مدرسه برود؛ ولی او نمی‌تواند تصمیم بگیرد به کدام مدرسه برود. مدرسه‌ای که برادرش آنجاست یا مدرسه‌ای که دوستان کودکستانش می‌روند. مادربزرگ برای روز اول مدرسه برای مینی لباسی دوخته است که بدتر از آن است که مینی فکرش را می‌کند. او نمی‌خواهد لباس را بپوشد؛ ولی می‌داند که با این کار مادربزرگ خیلی ناراحت می‌شود تا اینکه «مورتیس»، برادر مینی، فکری به ذهنش می‌رسد.