Skip to main content

دختر پروانه‌ای

معرفی کتاب
«نازپری» دختر کوچکی است که روی دستش لکه‌ای سیاه دارد، لکه‌ای شبیه پروانه؛ اما به مرور زمان لکه‌ها یا همان پروانه‌ها زیاد می‌شوند و تمام بدن دخترک را می‌پوشانند. نازپری آنقدر مشغول پروانه‌هاست که همه‌چیز را از یاد می‌برد. پروانه‌های او حواس بچه‌های کلاس را هم پرت می‌کنند و خانم معلم عصبانی می‌شود. گاهی بعضی از پروانه‌ها هوس می‌کنند بپرند و بعضی می‌مانند، آن وقت بدن دخترک سوراخ سوراخ می‌شود! پدر نازپری هم از این مرض عجیب و غریب ذله شده است تا اینکه روزی... .

مامان و بابای کوچولو

معرفی کتاب
مدادرنگی بنفش قدبلند است؛ اما پدر و مادرش، مداد آبی و مداد قرمز، خیلی کوچک هستند. مداد بنفش فکر می‌کند نباید بچه آن‌ها باشد و برای پیدا کردن پدر و مادر واقعی‌اش، مداد آبی و مداد قرمز را ترک می‌کند. مداد بنفش همه‌جا را می‎گردد و از قلم‌مو و درخت بزرگ می‌خواهد که پدر و مادرش شوند؛ اما آن‌ها قبول نمی‌کنند. چه سرنوشتی در انتظار مداد بنفش است؟ آیا او نزد پدر و مادرش بازمی‌گردد؟

پولیچو ترسناکه

معرفی کتاب
«پولیچو» نام پلی چوبی است که دو طرف رودخانه را به هم وصل می‌کند. هروقت کسی از روی او رد می‌شود، پولیچو چوب‌هایش را بالا و پایین می‌کند و صدا درمی‌آورد و او را می‌ترساند تا اینکه روزی هرچه پولیچو صبر می‌کند، هیچ‌کس از رویش رد نمی‌شود. سرانجام سر و کله حلزون پیدا می‌شود و با شجاعت از روی پل می‌رود. او خرچنگ را آورده تا پیچ و میخ‌های پولیچو را محکم کند.

سنگریزه‌های بدون اسم

معرفی کتاب
خانم سنگ‌، سنگریزه‌هایش را کنار رودخانه می‌برد تا بازی کنند و خودش مشغول کتاب خواندن می‌شود. بچه‌ها تکه چوبی را روی آب می‌بینند که در حال شنا کردن است. سنگریزه‌ها از مادرشان می‌خواهد تا اجازه دهد آن‌ها هم شنا کنند. خانم سنگ سعی می‌کند برای بچه‌هایش توضیح دهد که آن‌ها هرگز نمی‌توانند شنا کنند؛ چون به محض ورود به آب غرق می‌شوند؛ اما سنگریزه‌ها متوجه نمی‌شوند و مدام اصرار می‌کنند. سرانجام... .

غول سر دماغ

معرفی کتاب
«سردماغ»، غولی که سرش دماغش است، هر شب زیر درخت می‌خوابد؛ ولی خوابش نمی‌بَرد. یک شب تصمیم می‌گیرد ستاره‌ها را بگیرد و در کوزه بریزد. او شروع به بالا و پایین پریدن می‌کند و ستاره‌ها که فکر می‌کنند او می‌خواهد با آن‌ها بازی کند، کمی پایین می‌آیند و... . سردماغ هر شب تعدادی از ستاره‌ها را می‌گیرد تا اینکه آسمان خالی از ستاره می‌شود. «سردماغ» نمی‌تواند آخرین ستاره را بگیرد و... .

ماهنی

معرفی کتاب
این داستان درباره پسر کوچولویی است که نمی‌تواند حرف بزند و به جای آن می‌نویسد. او هر چیزی که از پدر و مادرش می‌خواهد، روی کاغذ می‌نویسد و پدر و مادرش مرتب برایش کاغذ و مداد می‎خرند؛ اما پدر نگران است که چرا پسرک نمی‌تواند حرف بزند و پسرک هر روز کاغذ و مداد بیشتری استفاده می‌کند تا اینکه روزی دختری به نام «ماهنی» به دیدن او می‌آید و... .

لباس عروس

معرفی کتاب
چشم‌های پیرمرد خیاط دیگر درست نمی‌بیند و او نگران است که مبادا چشم‌هایش را از دست بدهد. خیاط از خدا می‌خواهد که این روزی حلال را از او نگیرد. شبی کسی یا چیزی نورانی به کلبه پیرمرد می‌رود و از او می‌خواهد که برایش لباس عروسی بدوزد. پیرمرد غرغر می‌کند که وقت ندارد و دستش پُر است و... ؛ اما آن چیز نورانی اصرار می‌کند و سرانجام خیاط قبول می‌کند که لباس عروسی او را بدوزد؛ اما آیا پیرمرد خیاط از عهده این کار برمی‌آید؟

پسری که با یوزپلنگ حرف زد

معرفی کتاب
یوزپلنگ کوچولو از تپه پایین می‌آید و به روستا نزدیک می‌شود، آنجا خبری نیست! پدر و مادرش بی‌خود از آدم‌ها می‌ترسند؛ اما ناگهان صدای سگ‌ها بلند می‌شود و چند نفر با چوب دنبالش می‌کنند. در همین موقع «کیان» که در خانه پدربزرگش در روستاست، ناراحت است؛ چراکه او برای دیدن یوزپلنگ به آنجا آمده است؛ ولی حتی یک یوزپلنگ هم ندیده است. او از خانه بیرون می‌رود تا آسمان را تماشا کند که ناگهان... .

قل‌قل‌جان و دنباله‌ جادویی

معرفی کتاب
«قل‌قل» جان، موشی بازیگوش و شکمو است. او آرزو دارد هرجا می‌خواهد برود و هرچه می‌خواهد بخورد؛ اما دست هیچ گربه‌ای به او نرسد و از هیچ‌کس کتک نخورد. او به دیدن موش کور، جادوگر موش‌ها، می‌رود و چاره کار را از او می‌پرسد. موش کور با پوست گردو، پر کلاغ و یک تکه نخ، دنباله‌ای درست می‌کند و به دُم قل‌قل‌جان می‌بندد و تأکید می‌کند که نباید تمشک بخورد وگرنه جادو باطل می‌شود؛ اما قل‌قل‌جان عاشق تمشک است.

قصّه‌های زی‌زی‌گولو: قصه‌های 30،29،28

معرفی کتاب
این کتاب شامل سه داستان کوتاه از «زی‌زی‌گولو» قهرمان داستان‌های خیالی زن جوانی به نام «خانمی» است. در داستان اول، زی‌زی‌گولو دلش برای دوستانش تنگ شده است. به همین علت، به سرزمین خودش می‌رود و... . داستان دوم «امیر»، همسایه خانمی و آقای مهندس، تصمیم گرفته است فوتبالیست شود و درس و مشق را کنار گذاشته است؛ اما... . در داستان سوم، قرار است خانمی به زودی مادر شود. حالا سرِ زی‌زی‌گولو چه می‌آید؟