Skip to main content

یک جای بهتر

معرفی کتاب
پرندۀ کوچک می‌خواست لانه بسازد. او باید جایی را پیدا می‌کرد که برای کسی نباشد. خانۀ کسی در آن نباشد. کسی نخواهد چرت‌های عصرگاهی‌اش را آن‌جا بزند. آیا جایی با این ویژگی‌ها پیدا می‌کند؟
طراحی صفحات این کتاب به گونه‌ای است که هر صفحه، نیمی یا کمتر از یک صفحۀ کامل است و با ورق زدن، صفحات بعدی مانند پلکان، پشت هم قرار می‌گیرند. در صفحۀ پایانی که تمام حیوانات با هم هستند و هر یک خانۀ خود را پیدا کرده‌اند، صفحۀ کتاب نیز کامل است.

گورخر خط‌خطی

معرفی کتاب
مامان گورخر هر شب لباس‌های را‌ه‌راه "خط‌خطی" را از تنش درمی‌آورد تا او راحت بخوابد. یک روز که خط‌خطی از خواب بیدار شد لباس‌هایش را نپوشید. او بدون را‌ه‌راه و مانند یک خر معمولی با مادرش بیرون رفت. دوستانش که او را دیدند همه خندیدند و مسخره‌اش کردند. صاحب یک باغ تا خط‌خطی را بدون خط دید گفت: چه خوب که خر مشتی حسن دوباره به باغ من آمده است تا بارهای مرا جا‌‎به‌جا کند. اما فقط این‌ها نبود. خط‌خطی تازه فهمیده بود که لباسش، مگس‌های سمج را نیز فراری می‌داد...

بال‌بال بازی

معرفی کتاب
"اردک کوچولو" گم شده بود و همینطور که به دنبال مادرش می‌گشت گریه می‌کرد. "خانم مرغه" که همان دور و بر بود صدایش را شنید و او را پیش بچه‌های خود برد تا زمانی که مادرش را پیدا کند. جوجه‌ها دور اردک کوچولو جمع شدند و خواستند با او بازی کنند. اما بازی جوجه‌ها با بازی مورد علاقۀ اردک متفاوت بود. هیچ‌کس بازی طرف مقابل را دوست نداشت. باید چه می‌کردند؟

هپلی‌هپو تو مزرعه

معرفی کتاب
"هپلی‌هپو" یک بچه غول تنبل است که هیچ کاری انجام نمی‌دهد. او فقط می‌خواهد بخوابد. یک روز پدرش که از جنگل برگشته بود و کلی کدو با خود آورده بود به او گفت: آی هپلی! کدوها رو دونه‌دونه، باید بیاری به خونه. اما هپلی‌هپو گوشش بدهکار نبود. رفت و نشست تا یک نفر پیدا شود و کدوها را برایش جابه‌جا کند. فکر می‌کنید کسی پیدا می‌شود که کارهای او را انجام دهد؟

هپلی‌هپو و یک سیب

معرفی کتاب
"هپلی‌هپو" یک بچه‌غول تنبل است. او هیچ کاری انجام نمی‌دهد و می‌خواهد که دیگران کارهایش را انجام دهند. یک روز که زیر درخت دراز کشیده بود، سیب قرمزی روی شاخه دید. اما حوصله نداشت تا بالای درخت برود. برای همین تصمیم گرفت از کسی بخواهد تا این کار را برایش انجام دهد. اما چه کسی حاضر می‌شود کارهای خود را رها کند و برای یک بچه‌غول تنبل سیب بچیند؟

نیمکت پیر

معرفی کتاب
"نیمکت پیر" دیگر خیلی کار کرده بود و زمان بازنشستگی‌اش فرا رسیده بود. یک روز "بابای مدرسه" آمد و او را به جنگل برد تا بقیۀ عمرش را آن‌جا بگذراند. چند روز اول در جنگل به نیمکت پیر خیلی خوش گذشت. او فقط می‌خورد و می‌خوابید. اما بعد از مدتی دلش برای مدرسه تنگ شد. آهسته با خودش گفت: بابا آب داد. بابا نان داد. یک‌دفعه تمام جنگل ساکت شد. پرنده‌ها آواز نخواندند، درخت‌ها برگ‌هایشان را تکان ندادند. همه آمدند و دور نیمکت پیر جمع شدند تا...

دوست داری فیل باشی؟

معرفی کتاب
دربارۀ فیل‌ها چه می‌دانید؟ آن‌ها با خرطومشان خیلی کارها می‌کنند. حتی اگر سرشان را زیر آب ببرند، باز هم با خرطوم خود می‌توانند نفس بکشند. فیل‌ها هنگامی که از آب بیرون می‌آیند روی بدن خود خاک می‌پاشند تا پشه‌ها آن‌ها را نیش نزنند. اگر می‌خواهید چیزهای بیشتری از فیل‌ها بدانید، کتاب را ورق بزنید. در پایان کتاب نیز، آلبومی دو صفحه‌ای از تصاویر واقعی این حیوانات بزرگ و مهربان وجود دارد.

دوست داری نهنگ باشی؟

معرفی کتاب
بیشتر نهنگ‌ها برخلاف جثۀ عظیم خود، خطری برای انسان ندارند و موجودات زیبا و آرامی هستند. در این کتاب، کودکان می‌توانند با زندگی نهنگ‌ها و چگونگی تنفسشان در آب و بیرون آب بیشتر آشنا شوند. در پایان کتاب یک آلبوم نهنگی دو صفحه‌ای وجود دارد که خواننده می‌تواند تصاویری واقعی از نهنگ‌ها را ببیند.

دوست داری غاز باشی؟

معرفی کتاب
غازها حدود سی روز روی تخم‌هایشان می‌خوابند. جوجه‌غازها وقتی دو روزشان می‌شود می‌توانند در آب شنا کنند.غذای غازها سبزه، شبدر و گل قاصدک است. اگر می‌خواهید چیزهای دیگری از زندگی غازها بدانید، این کتاب را ورق بزنید. در آخر کتاب آلبومی دو صفحه‌ای وجود دارد که می‌توانید تصاویری واقعی از این حیوان را ببینید.

خورشید‌خانم آفتاب کن

معرفی کتاب
مورچه خانم از سرما داشت می‌لرزید. هزارپا هم همینطور. درخت هم سردش بود. کلاغه همۀ این‌ها را دید و رفت بالا تا به خورشید خانم بگوید همه سردشان است، حتی جوجه‌کلاغ‌هایش. اما خورشید خانم زیر لحاف ابری‌اش خواب بود و نه چیزی می‌دید نه می‌شنید. کلاغه باید چه‌کار می‌کرد؟ ناگهان فکر بکری به سرش زد...