افسانه غول دستکج و چهار افسانه دیگر
معرفی کتاب
این کتاب حاوی پنج داستان است که افسانههای قدیمی را به یاد میآورد. اولین افسانه، «دختر شبدر»، داستان تخم شبدری است که در باغچهای قد میکشد. او بزرگ شده و تبدیل به درخت میشود. دختر ِشبدر برای بزرگ شدن تمام آبِ چاله وسط باغچه را میخورد و وقتی میخواهد از آنجا برود، چاله از او میخواهد آبهایی را که خورده است، پس بدهد. شبدر قبول میکند که برود و آب پیدا کند و بیاورد؛ اما... .
پپا به دندانپزشکی میرود
معرفی کتاب
بابا تصمیم میگیرد برای اولین بار جورج و پپا را به دندانپزشکی ببرد. جورج دوست ندارد نوبتش شود چون میترسد. برای همین دندانپزشک به او اجازه میدهد آقای دایناسور عروسکی را توی بغلش بگیرد. دندانهای جورج و پپا سالم و تمیز اند؛ اما یک دفعه دکتر فیل متوجه میشود که دندانهای آقای دایناسور خیلی کثیفهستند و...
پپا فوتبال بازی میکند
معرفی کتاب
پپا، سوزی و جورج تنیس بازی میکنند. دوستهایشان هم میرسند. آنها میگویند: «میشود ما هم بازی کنیم؟ » ولی آنها فقط دو تا راکت تنیس دارند. دنی هاپهاپ پیشنهاد فوتبال بازی میدهد. دخترها یک تیم و پسرها هم یک تیم میشوند. بازی با سرو صدای زیاد شروع میشود. بابا سر میرسد و داوری بازی را به عهده میگیرد. برنده کدام تیم است؟ ...
پپا با کامپیوتر بازی میکند
معرفی کتاب
مامان امروز با کامپیوتر خانگی تند تند تایپ میکند؛ چون یک عالمه کارهای مهم دارد. اما پپا و جورج میخواهند با کامپیوتر بازی کنند. پپا هم تند تند مثل مادر دکمهها را فشار میدهد. باز هم روی دکمهها میزند و اینبار کامپیوتر هشدار میدهد. مامان از بابا میخواهد که کامپیوتر را درست کند؛ اما...
دختر کوچولو و آرزوهایش
معرفی کتاب
دخترکوچولو غرق تماشای آسمان و ابرهای سفید بود و فکر کرد ابرها حتماً مانند تشکهای پنبهای مادربزرگ نرم و لطیف هستند. آن شب آرزو کرد که ای کاش نردبان بلندی داشت که تا آسمان میرسید و میتوانست روی ابرها بدود. وقتی به خواب رفت، دید روی نردبان بلندی در حال بالا رفتن است. دخترکوچولو به ابرها رسید و شروع کرد به بالا و پایین پریدن. همهچیز عالی بود تا اینکه ناگهان... .
موش سربههوا
معرفی کتاب
از هفت موشی که با هم سفر میکردند، یکی سر به هوا بود. او یادش رفته بود کوله غذاها را بردارد! موشهای گرسنه بعد از کلی دعوا با موش سر به هوا، دنبال غذا گشتند و ششگردو پیدا کردند و خوردند و به موش هفتم چیزی نرسید. موشها در مسیرشان ششتکه پنیر هم پیدا کردند و اینبار هم به موش سر به هوا چیزی ندادند. موشها دوباره به راه افتادند و ناگهان موش هفتم عقابی را دید که به طرف آنها میآمد. او... . شایان ذکر است که کتاب بازی و سرگرمی هم دارد.
پس نینی ما کجاست؟
معرفی کتاب
اتاق نوزاد آماده شده است و همهچیز سرِ جای خودش قرار دارد؛ اما از نوازد خبری نیست! شیشه شیر، پستانک، پیراهن نوزاد و حتی کهنههای تمیز از انتظار خسته شدهاند و نمیدانند باید چه کار کنند. پیراهنِ نوازد میگوید که چهل و دو روز و شش ساعت و نیم است که خریده شده است؛ ولی هنوز نوازدی به اتاق نیامده است. پدر با گهواره قشنگی وارد اتاق میشود؛ ولی گهواره خالی است! تا اینکه عروسک متوجه غیبت خانم خانه میشود و... .