اژدهای آزمایشگاه
معرفی کتاب
سرِ زنگ آزمایشگاه، مداد کوچکی به زمین میافتد و زیر پای بچهها میرود. او زخمی و نوکشکسته و بیهوش در آزمایشگاه جا میماند. وقتی مداد به هوش میآید، هوا تاریک است و در نور مهتاب، وسایل آزمایشگاه عجیب و ترسناک به نظر میرسند. مداد سروصدا میکند و سایل از خواب بیدار میشوند و او را بیشتر میترسانند. اسکلت میخواهد با انگشت دراز استخوانیاش با مداد نقاشی کند، لوله آزمایش دنبال حلّال مداد میگردد و... . نزدیک است مداد از ترس پَس بیفتد که اژدهای آزمایشگاه وارد میشود و... .
دالی موشه، من اینجام
معرفی کتاب
این کتاب پلاستیکی است و کودک میتواند آن را به حمام ببرد. این شعر درباره پسرکوچولویی است که میخواهد به حمام برود و آببازی کند. او اسباببازیهایش را هم با خود میبرد و حسابی بازی میکند. سرانجام خودش را هم با صابون میشوید. حالا تمام بدنش کَفی است؛ اما کَفها با آب از بین میروند. حالا پسرک تمیزِ تمیز است.
چه چنگی داره خرچنگ
معرفی کتاب
کتاب حاضر از جنس پلاستیک است و کودک میتواند آن را به حمام ببرد. در این شعر، پسر کوچولو کنار ساحل است. او خرچنگی میبیند و فکر میکند که ممکن است او را گاز بگیرد؛ اما خرچنگ بیآزار است و آهسته روی شِن و ماسه راه میرود؛ ولی پاهایش کثیف شده است! آب دریا کف دارد! و وقتی خرچنگ وارد آب میشود، پاهایش تمیز میشوند.
شما یک دماغ زرد ندیدید؟
معرفی کتاب
این داستان درباره مرد بسیار تنبلی است که از صبح تا شب، فقط میخورد و میخوابد تا اینکه روزی چشمهایش از جایشان بیرون میآیند و تصمیم میگیرند با هم بروند و دنیا را ببینند! گوشها هم از جای خودشان کنده میشوند و با هم میروند تا صداهای قشنگ دنیا را بشنوند! دست و پاها هم. چند ساعت بعد، پشهای لُپ او را نیش میزند؛ ولی او چشم ندارد تا ببیند و دست که پشه را بزند. او میخواهد از جایش بلند شود؛ اما پا ندارد. مرد تنبل خیلی پشیمان است و میخواهد به دنبال چشمهایش برود؛ اما بدون پا چطور میتواند این کار را انجام دهد؟