Skip to main content

قصه‌های حسنی

معرفی کتاب
کتاب حاضر، جلد دوم از مجموعه «قصه‌های حسنی» است که شامل چهل داستان می‌شود؛ داستان‌هایی کودکانه با موضوع‌ها و پیام‌های متنوعی که بچه‌ها دوست دارند. دربسیاری از این داستان‌ها، شخصیت محبوب بچه‌ها، «حسنی»، حضور دارد و ماجراهای جالب و بامزه‎ای را خلق می‏‌کند. داستان «حسنی و خروس پیر» یکی از این داستان‎هاست. هرروز صبح، خروس حسنی با قوقولی قوقو کردن، او را از خواب بیدار می‏‌کند تا به مدرسه برود؛ ولی حسنیِ تنبل، هرروز به زور از جایش بلند می‎شود و هرروز هم آرزو می‏‌کند که خروس نخواند و او را بیدار نکند تا اینکه روزی... .

من خودم را باور دارم!

معرفی کتاب
تسلط بر احساسات برای افراد کم سن و سال کار راحتی نیست. به همین علت، بچه‎ها به کمک بزرگ‌ترها نیاز دارند. عبارت‌های این کتاب، مهارت بچه‎ها را برای مسلط شدن به عواطف و احساساتشان بالا می‎برد و حس ناامنی را از آن‎ها دور می‏‌کند. وقتی «پاپی» عنکبوت می‌‏بیند، می‌‏ترسد و نمی‎داند که از پسش برمی‎آید یا نه. او چند راه دارد، می‎تواند فرار کند، می‎تواند عنکبوت را گیر بیندازد یا می‌‏تواند به آن نزدیک نشود! پاپی مطمئن است که از عهده این کار بر می‌آید؛ چون او خودش را باور دارد. وقتی پاپی فکر می‏‌کند در اتاقش هیولا است، می‌‏تواند... .

کلاغ سفید باغ صنوبر

معرفی کتاب
این کتاب حاوی هفت داستان درباره کلاغ‌های باهوشی است که به صورت گروهی در باغ صنوبر زندگی می‏‌کنند. به تازگی کلاغ سفید و بامزه‎ای به نام «قلقلک» به دنیا آمده است که هرروز برای خود و دوستانش ماجراهای زیادی را به وجود می‌‏آورد. این کلاغ‌های مانند انسان‌ها شخصیت‎های گوناگونی دارند و کمک می‎کنند تا کودکان آماده ورود به دنیای پرماجرای بزرگسالان شوند. گوش کردن به حرف بزرگ‌ترها، بی‌اجازه دست نزدن به وسایل دیگران و تلاش برای رسیدن به هدف، ازجمله نکات آموزشی این داستان‌هاست.

پتوی پرنده

معرفی کتاب
کتاب پتوی پرنده از مجموعه نیکو و داپو، درصدد ایجاد فرهنگ حمایت از تولید داخل با استفاده از مهارت‌های زندگی است. نویسنده سعی می‌کند در داستانی فانتزی شخصیت اصلی داستان یعنی نیکو را با نتیجه خرید کالای خارجی مواجه کند.او با پتوی پرنده اش همراه شده و با مهمان‌هایی خارجی مقابل می‌شود که هر کدام مشکلاتی برای او به‌وجود می‌آورند.

سنجاب گرفتار

معرفی کتاب
پدر و دختر به جنگل رفته‌اند تا برای تولد مادر گل بچینند. وقتی به خانه می‌رسند، می‎بینند در انباری باز است و بلبلی روی در آن نشسته است و یکسره آواز می‌‏خواند؛ درصورتی‌که آن‌وقت روز، پرنده‎ها باید به لانه‌هایشان بروند! وقتی آن‌ها وارد انباری می‏‌شوند، سنجابی را می‌‏بینند که جعبه‎ای روی پایش افتاده است! پدر جعبه را برمی‎دارد و پای سنجاب را که زخمی شده است، می‎بندد. دوستی یعنی این!

تمساحی به نام گل زعفران

معرفی کتاب
«گل زعفران» نام تمساح جوانی است که کنار گل زعفران سر از تخم درمی‎آورد و همه او را به این نام صدا می‏‌کنند. گل زعفران از دوران نوجوانی گیاه‎خواری را انتخاب می‏‌کند. او دندان‎های تیز، پوستِ زبر و کلفت و چشمان ترسناکی دارد؛ ولی با همه مهربان و خوشروست. روزی به آن طرف رودخانه می‌‏رود تا دوستان جدیدی پیدا کند. او گوزنی را در حال آب خوردن می‌بیند. گل زعفران سلام می‎کند و لبخند می‌‏زند؛ ولی گوزن فرار می‌کند! بعد فیل‌کوچولو و خرگوش می‎آیند و باز هم گل زعفران سلام می‏‌کند و لبخند می‎زند؛ ولی آن‌ها هم پا به فرار می‌گذارند. آخر چرا؟ او که به همه لبخند می‏‌زند!

جیلی‌بیلی و پیشی

معرفی کتاب
پیشیِ «جیلی‌بیلی» گم شده است. او همه‌جا را می‏‌گردد؛ ولی خبری از پیشی نیست. جیلی‌بیلی سریع‌تر از همیشه صبحانه‌اش را می‎خورد و به خانه دوستش می‏‌رود تا دو نفری دنبال پیشی بگردند. آن‎ها سوار ماشین می‌‏شوند و به راه می‌‏افتند؛ اما وسط راه، ماشین صدای بلندی می‏‌کند و دود سیاه و نارنجی‌ای از آن بیرون می‏‌آید و خاموش می‎شود. بچه‎ها فکر می‏‌کنند این چیز سیاه و نارنجی تکه‌ای از ماشین است و تصمیم می‏‌گیرند آن را تمیز کنند و سرِ جایش بگذارند تا ماشین درست شود؛ اما... .

خاله نگار و دختر گل‌ها

معرفی کتاب
شوهر «خاله‌نگار» از دنیا رفته و او تنهای تنهاست. روزی خاله‌نگار متوجه می شود که برف‌ها آب شده‎اند و آمدن عمو‌نوروز نزدیک است. او می‎خواهد خانه را تمیز و مرتب کند؛ اما دیگر مثل سابق توان ندارد و خیلی زود خسته می‎شود. او مقداری چای که با گل‌های کوهی مخلوط است، دَم می‏‌کند، شاید خستگی‎اش در برود. در همین موقع، ناگهان از لوله قوری یک عالمه گل ریز و کوچک بیرون می‎ریزد و مثل دانه‌های برف روی دامن خاله‌نگار فرود می‎آید. یکی از گل‎ها بنفش است و وقتی خاله می‏‌خواهد آن را بردارد، اتفاق عجیبی می‏‌افتد!

رویای بزرگ ماریو

معرفی کتاب
«ماریو» ده سال دارد و عاشق فوتبال است. او مدت‌هاست که در باشگاه تمرین می‏‌کند و آرزویش این است که روزی یک فوتبالیست حرفه‌ای شود. رؤیای بزرگ ماریو، بازی در تیم ملی کشورش «آلمان» است. دوهفته دیگر قرار است تیم ماریو در مسابقه‎ای که فدراسیون فوتبال آلمان برای کشف استعداد بچه‎ها ترتیب داده‎اند، بازی کند. ماریو هرروز تمرین می‌‏کند؛ می‎دود؛ شوت می‏‌زند و... . روزی هنگام تمرین، ناگهان یکی از ضربات قوی او از کنترل خارج می‎شود و پنجره خانه‎ای را می‎شکند و... .

فرفری و فرفری و فرفری

معرفی کتاب
«فرفری‌خانم» موهای بسیار بلندی دارد. مادرش روزی چهاربار موهای او را کوتاه می‏‌کند و تازه وقتی پدرش شب به خانه می‎آید، باز هم باید موهای او را کوتاه ‏کند. اگر روزی مادر فراموش کند موهای فرفری را کوتاه کند، خانه از موهای او لبریز می‏‌شود و بعد از پنجره‎ها بیرون می‎رود و تمام خیابان و کوچه ‌ها را پر می‏‌کند؛ حتی از درخت‌ها هم بالا می‎رود و بیچاره کلاغ‌ها که با کلی دردسر باید جوجه‌هایشان پیدا کنند! روزی عمو پیشنهاد می‎کند که روی سر فرفری قارچ بکارند تا او کچلی بگیرد! دخترعمه می‎گوید که بهتر است با لیزر موهایش را بسوزاند! اما فرفری فکر بهتری دارد!